حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
همین، از کتاب نخواندن و دور بودن از کتاب خیلی بهتر است.
یک روز زیبای اردیبهشت است. قرار است از ساعت 30/10 ضبط برنامه یک شب یک کتاب آغاز شود. پیش از آن که به استودیوی ضبط برنامه بروم، به دفتر مدیر شبکه رادیویی ورزش میروم تا بپرسم چرا این شبکه موضوع کتاب و برنامههای کتاب را در کانون توجه خود قرار داده است و روز به روز بیشتر به آن میپردازد. شاید خیلیها فکر کنند یک شبکه ورزشی کارش پخش مستقیم مسابقات ورزشی، تهیه و پخش برنامههای مختلف ورزشی و انعکاس فعالیتهای ورزشی ایران و جهان است. پس پرداختن به کتاب چه استدلالی دارد؟ وقتی وارد دفتر مدیر شبکه میشوم، اولین صحنهای که توجه مرا به خود جلب میکند، قفسههای متعدد کتاب است.
گویی به یک کتابخانه کوچک وارد شدهام. در این قفسهها کتابهایی با موضوعهای مختلف دیده میشود. اما در چند قفسه فقط کتابهای ورزشی خودنمایی میکنند. این قفسهها حکایت از آن دارد که مدیر شبکه مسائل مربوط به کتاب را پیگیری میکند و همواره در پی تهیه تازهترین کتابهای ورزشی است تا با فراهم آوردن کتابخانهای کوچک، عوامل شبکه را به منابع خوب و تازه مجهز کند. از مجید ندیری مدیر شبکه میپرسم نگاه شبکه به کتاب چیست، میگوید: کتاب هنوز ارزش و جایگاه خود را در عرصههای مختلف حفظ کرده است.
در ورزش باید به آن بیشتر توجه شود. ما باید اطلاعاتی را در اختیار شنوندگان قرار دهیم که بار علمی خوبی داشته باشند. اطلاعات خوب و عمیق در کتابها بهتر و بیشتر پیدا میشود. تلاش شبکه این است که هر چند وقت مجموعهای از کتابهای تازه ورزشی را خریداری کند و در دسترس نویسندگان و برنامهسازان خود قرار دهد.
من بارها به مدیران گروهها گفتهام شبکه به کتاب نگاه جدی دارد و آنها میتوانند کتابهای مورد نیاز خود را هر وقت که تشخیص دهند، خریداری کنند و شبکه در این زمینه از نظر مالی حمایت میکند.
از ندیری درباره برنامههای کتاب در شبکه میپرسم، او این گونه پاسخ میدهد: برنامه یک شب یک کتاب، برنامهای روتین است که هفتهای 4 بار در دل برنامه زنده تا سپیده پخش میشود.
برنامه تا سپیده هر بامداد از ساعت 2 تا 6 به شنوندگان تقدیم میگردد. ما علاوه بر این برنامه ثابت در مناسبتهای خاص نیز برنامههای ویژهای درباره کتاب را تهیه میکنیم و البته مشخصترین مناسبت، برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب است.
سال پیش هر روز یک برنامه نیم ساعته پخش میشد. امسال کارمان گستردهتر خواهد بود و در روزهای برگزاری نمایشگاه از ساعت 14 تا 15 برنامهای متنوع را از شبکه ورزش خواهید شنید با این عنوان: اگر کتاب نبود... امیدواریم شبکه ورزش در حد توان رسالت خود را در بخش کتابهای ورزشی و ترویج فرهنگ کتابخوانی در بین اهالی ورزش به انجام برساند.
پس از گفتگو با مدیر رادیو ورزش از دفترش بیرون میآیم و از پلههای ساختمان شهدای رادیو پایین میروم تا به طبقه استودیوها برسم. راس ساعت 30/10 رحیمی تهیهکننده برنامه یک شب یک کتاب به استودیو میآید.
صدابردار برنامه و گوینده آن نیز آمدهاند، پیش از شروع ضبط برنامه از رحیمی درباره یک شب یک کتاب سوال میکنم و او میگوید: سهشنبهها این برنامه را ضبط میکنیم.
در هر جلسه 4 تا 6 برنامه ضبط میشود. هر برنامه هم به یک کتاب میپردازد. سعی ما در این برنامه این است که کتاب برای عموم علاقهمندان ورزش مفید و قابل استفاده باشد. البته وقتی کتابهای تخصصی یک رشته ورزشی را هم معرفی میکنیم، به جنبههای عمومی آن بیشتر توجه میشود. به هر حال باید به این موضوع توجه کنیم که «یک شب یک کتاب» برنامهای رادیویی است و شنونده فرصت ندارد که برگردد و آنچه را که پخش شده، دوباره بشنود تا اطلاعات کامل را درباره کتاب و محتوایش به دست آورد. بنابراین سعی میکنیم با زبانی ساده و قابل فهم کتاب را معرفی کنیم.
با رحیمی در ضبط برنامه همراه میشوم. اولین برنامهای که ضبط میشود درباره المپیک است و کتابی در این ارتباط معرفی میشود. اطلاعاتی درباره تاریخچه المپیک و نامداران المپیک ارائه میشود و سپس برنامه قسمتی از کتاب را مرور میکند که به حضور ایران در المپیک پرداخته است.
از رحیمی درباره نوع کتابها میپرسم، جواب میدهد: هر کتابی که ورزشی باشد یا به ورزش مربوط باشد و احساس کنیم محتوای خوب و قابل استفاده دارد معرفی میکنیم. البته اولویت کاری ما معرفی تازهترین کتابهای ورزشی است. از آنجا که امسال، سال المپیک است، کتابهایی را درباره این رویداد مهم نیز معرفی میکنیم. در بخش زندگینامه، به معرفی کتابهایی میپردازیم که پیامهای خوبی برای مخاطبان جوان دارند و به آنها راه رسیدن به موفقیت را از طریق تلاش و پایداری و صبر نشان میدهند. میخواهیم به آنها بگوییم که چه قهرمانانی میتوانند الگوی آنها باشند.
وقتی ضبط برنامه اول به پایان میرسد، رحیمی با یک لیوان آب خنک گلوی خود را تازه میکند و به سراغ سیدیهای موسیقی برای برنامه بعدی میرود. به او میگویم آیا قطعههای موسیقی را با هدف خاصی انتخاب میکنید؟
میگوید: قطعههای موسیقی برنامه بیشترشان موسیقیهای فاصله است، متناسب با نام و محتوای کتابها انتخاب میشوند. مثلا وقتی کتابی را درباره ورزش زورخانهای معرفی میکردیم، از موسیقی ضرب بهره گرفتیم یا در معرفی کتاب درباره تختی هم از موسیقی ایرانی و هم حماسی که یادآور دلاوریها و جوانمردیهای اوست، استفاده کردیم. وقتی هم که به معرفی کتابی درباره مارادونا پرداختیم، به سراغ موسیقی امریکای لاتین رفتیم.
برنامه بعدی که ضبط میشود به معرفی کتابی تازه درباره ورزش تنیس اختصاص دارد. پس از آن یک برنامه هم به کتابی درخصوص قایقرانی اختصاص دارد که فیزیولوژی قایقرانی نام دارد. وقتی به برنامه در حال ضبط گوش میدهم، پی میبرم که قایقرانی هم چه دشواریهایی دارد و کسی که میخواهد در این ورزش موفق شود، باید از نظر آمادگی جسمانی و استقامت، توان بالایی داشته باشد و هم بالاتنه او خیلی قوی باشد و هم قلبش قوی.
بویژه قایقرانی استقامت، به بنیه بالایی نیاز دارد.
پس از ضبط برنامه که تا ساعت 12 طول میکشد، رحیمی در حالی که نوارهای برنامه را روی هم چیده و خود را برای خارج شدن از استودیو آماده میکند، میگوید برویم یک چای بنویشیم و استراحتی کنیم. میپرسم بعد چه؟ میگوید: باید خودم را برای ضبط برنامه دیگری آماده کنم. پس از آن فرصت دارم تا برنامه یک شب یک کتاب را ادیت کنم و آماده ارسال به قسمت نظارت و پخش شود.
از رحیمی سوال میکنم: خود شما چه میانهای با کتاب دارید: لبخندی میزند و میگوید: میانه من با کتاب همیشه خوب بوده. فقط دلم میخواهد فرصت بیشتری برای کتابخوانی پیدا کنم. من هم در حالی که از او خداحافظی میکنم، خیلی آرام با خود میگویم: اگر بتوانیم هفتهای یک کتاب بخوانیم، میشود سالی
52 کتاب. اما حیف که از وقت خود خوب بهره نمیگیریم.
جهانگیر چراتی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....