فیلم که محصول مشترک انگلستان و امریکاست، برای تعریف قصهاش از زبانی ماجراجویانه بهره گرفته است. خط کلی قصه فیلم درباره حوادث پس از یازدهم سپتامبر و گوانتانامو است. جان جو و کال پن در نقش هارولد لی و کومار پاتل بازیگران اصلی فیلم هستند. بقیه بازیگران فیلم هم اینها هستند: راب کوردی، جک کانلی، راجر برت، نیل پاتریک هریس، دانیل هریس و اریک وینتر.
قصه
پس از موفقیت قسمت اول فیلم و سفرهای ماجراجویانه هارولد و کومار، این بار هم این دو جوان ماجراجو که دیدگاه خاصی در ارتباط با استعمال دخانیات دارند، سفر تازهای را در پیش میگیرند. در حالی که سفر هارولد و کومار به صورت طبیعی یک سفر معمولی است و هیچ هدف سیاسی را دنبال نمیکند، اما سفر آنها شک و تردید مقامات دولتی را برمیانگیزد. محلهایی که این دو میروند و دیدارهایی که با آدمهای مختلف و متفاوت دارند، به گونه دیگری ارزیابی میشود و مامورین فکر میکنند سفر آنها یک ماموریت پنهان و خطرناک را دنبال میکند.
مامورین احساس میکنند این دو جوان در ارتباط با یک جریان تروریستی هستند و آنها را هنگام پرواز به سمت آمستردام دستگیر میکنند. هارولد و کومار همراه تعداد دیگری از
دستگیر شدگان به زندان گوانتانامو فرستاده میشوند. در این محل از آنها بازجوییهای سختی میشود. هدف از این بازجوییها گرفتن اعتراف از آنها در ارتباط با فعالیتهای ترویستی است.
اگرچه این دو جوان بیخبر از همه جا به هیچ وجه در ارتباط با مسائل تروریستی نیستند، ولی نمیتوانند زیر فشار بازجوییها تاب بیاورند. به همین دلیل تصمیم میگیرند برای رهایی از آزار و اذیت به جرمی که مرتکب نشدهاند اعتراف کنند، اما با این حال، مشکلات آنها نهتنها تمام نمیشود بلکه آنها در آغاز راه دشواری قرار میگیرند که خلاصی از آن غیرممکن به نظر میرسد. در چنین شرایطی آنها تصمیم به فرار از گوانتانامو میگیرند.
نقد
با تماشای فیلم خیلی زود متوجه میشویم که قصه آن خیلی بانمکتر از ماجراجوییهای قسمت قبلی آن در «قلعه سفید» است. شوخیهای فیلم خوب و بجا هستند و اشارات و کنایههای سیاسی آن در جای درست خود قرار گرفتهاند. در قسمت دوم فیلم زمینهپردازیهای خوبی در طول قصه صورت میگیرد تا دو قهرمان معمولی (و تا حدودی بیدست و پا) آن به اشتباه به جای دو عضو یک گروه تروریستی گرفته شوند. به این ترتیب دوربین سازندگان فیلم راه خود به سمت زندان بدنام گوانتانامو را پیدا میکنند و در کنار نمایش ماجراجوییهای خندهدار کومار و هارولد، بخشهایی از واقعیت این زندان را به تصویر میکشند. بخشهایی از فیلم که اختصاص به تلاش کاراکترهای اصلی برای فرار از زندان دارد، خیلی خوب کار شده است و ازجمله تماشاییترین قسمتهای فیلم هستند. اما همه اینها بهانهای است تا فیلمسازان به نمایش واقعیتهای زندگی امروز جامعه امریکا بپردازند. طنز اصلی فیلم دربرگیرنده واقعیتهایی است که درکل این جامعه وجود دارد و قصه فیلم سعی دارد به زبانی ساده درباره آن بحث کند.
از اولین سکانس فیلم جایی که هارولد و کومار تلاش دارند خود را به آمستردام برسانند به شکلی آشکار مشخص میشود که دو کاراکتر نگونبخت قصه هیچ وقت به مقصد اصلی خود نمیرسند و سفر از پیش تعیین شده آنها در مسیر غلطی میافتد و سر از جایی درمیآورند که آنها اصلا انتظارش را نداشتند. اما همین اتفاق باعث خلق حوادث و ماجراهای خندهدار و با نمکی میشود که تماشاچی خود را بشدت سرگرم میکند. در همین حال و در دل این همه خنده و نمک،بیننده دعوت به تماشای واقعیتهای تلخی میشود که به تفکر درباره آنها نیز میپردازد. به اعتقاد سازندگان فیلم، بهرهگیری از لحن کمدی میتواند تاثیر بهتر و عمیقتری روی بینندهاش بگذارد، از سوی دیگر واقعیتهای مربوط به زندان گوانتانامو آنقدر تلخ و سخت است که یک زبان کمدی میتواند شرایط را برای تماشای فیلمی درباره آن بهتر و هموارتر کند. به این ترتیب سازندگان فیلم میتوانند حرف خود را به گوش تعداد بیشتری از تماشاگران برسانند.
«هارولد و کومار به قلعه سفید میروند» قسمت اول این مجموعه فیلم کمدی، طنز و هجوی بر کاخ سفیدنشینان بود و حالا در قسمت دوم دوباره به مضمونی پرداخته میشود که در ارتباط با کاخ سفیدنشینان است. 2 سال قبل انتشار چند عکس افشاگرانه از نوع رفتار زندانبانان گوانتانامو با اسیران زندانی، سر و صدای زیادی در سطح بینالمللی برانگیخت. بسیاری از مردم و سیاستمداران جهان از دولت بوش خواستند درباره نوع نگهداری زندانیان به جامعه بینالمللی توضیح بدهد و این مساله باعث یک رسوایی بزرگ برای دولت جورج بوش شد. قصه فیلم جدید هارولد و کومار هم بدون اشاره مستقیم به این مساله، در همین باره بحث میکند.
کیکاووس زیاری