ای کاش دست خانم جیانگ با ساطور قطع شده بود انقلاب فرهنگی نمیکرد. دستی که نمک نداره همون بهتر که بشکنه. نسقچیهای حکومت جدید همچین که دیدید مائو به دیار باقی شتافت ضعیفه جیانگ را به پای میز محاکمه کشاندند. اونم چی به جرم انقلاب فرهنگی! کی فکرشو میکرد روزی بانو جیانگ، ملکه مائو، رهبر محبوب چین را محاکمه کنند؟ عملی که تا دیروز «انقلاب فرهنگی» محسوب میشد حالا تغییر کاربری داده به «فتنه شوم و ضد فرهنگی». اینه که میگن سیاست پدر و مادر نداره. اینه که میگن کلاتو سفت بچسب که باد نبره. اینه که میگن آسه برو آسه بیا. اینه که میگن شلتاق نکن پدرجان.
فیالجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانهایست که تغییر میکند
القصه خانم جیانگ که تحت فشار بود همه گناهان را به گردن شوهر مرحومش انداخت غافل از آنکه مائوی بیچاره که منکر روز جزا بود سر و کار خودش با نکیر و منکر افتاده بود. ضعیفه نگذاشت کفن شوهر بدبختش خشک بشه همه جیک و پیکشو ریخت رو دایره. درسته که بر طبق قوانین چین هر اعترافی که تحت فشار باشد وجاهت قانونی ندارد ولی چه کشکی چه دوغی، بعد از یک عمر زندگی مشترک درست بود پشت سر شوهر مرحومش صفحه بگذاره؟ پس «عشق» چی میشه؟ ای روزگار، ای یالان دنیا یالان.
مجو درستی عهد از جهان سستنهاد
که این عجوزه عروس هزار داماد است
بیوه جیانگ که در دوقدمی طناب دار ایستاده بود اظهاراتی کرد که مو به تن مائو تسه تونگ در قبر سیخ شد، اما در عوض از مرگ جست و حبس ابد گرفت. بیوه جیانگ در دادگاه به عنوان آخرین دفاعیات اظهار داشت: من فقط سگ مائو بودم. اگر او دستور میداد که کسی را گاز بگیرم آن کار را میکردم. به گمان من اگر خانم جیانگ در اعترافاتش صادق بود باید بر «وفاداری» نسبت به همسرش پافشاری میکرد نه آنکه برای خودشیرینی هر چه میدانست دو تا هم رویش بگذارد و به نسقچیها راپرت دهد و همه گناهان را به گردن مائوی سراپا تقصیر بیندازد.
فرهاد رستمی