اگرچه ترتیبدهندگان همهپرسی دیروز در سانتاکروز در ظاهر مطالباتی محلی و منطقهای دارند اما به هرحال تلاش آنها برای دستیابی به استقلال یا در پایینترین سطح، کاستن از حوزه نفوذ دولت مرکزی در سانتاکروز و کسب خودمختاری بیشک جایگاه مورالس را در داخل کشور و سطح منطقه تضعیف میکند.
مورالس نماد دههها تلاش بومیهای بولیوی برای دستیابی به حداقل حقوق اجتماعی بود. تا قبل از انقلاب مردمی 1952 میلادی بومیها حتی حق ورود به بخشهایی از لاپاز، پایتخت که ادارات دولتی را در خود جای دادهاند را نداشتند. در سالهای پس از انقلاب به رغم لغو محدودیتهای قانونی در نظر گرفته شده برای بومیها، اقلیت سفیدپوست مهاجر که تقریبا تمامی ثروت کشور را تحت سیطره و تملک خود دارد در عمل برخوردی تبعیضآمیز با بومیها داشت.
سفیدپوستها که در انتخابات سال 2006 میلادی در برابر مورالس متحمل شکست سختی شدند با پافشاری رئیسجمهور بر ملی کردن پارهای از بخش اقتصادی از جمله بخش مخابرات بیش از پیش منافع خود را در معرض خطر یافته و با تجدید قوا و روی هم گذاشتن توانمندیهای خود درصدد تضعیف مورالس برآمدند.
روی آوردن به طغیان مدنی با توجه به در اقلیت بودن سفیدپوستها و حامیان بومیشان قطعا به شکست میانجامید چرا که مورالس هنوز هم محبوب اکثر بخشهای جامعه بولیوی است پس جناحهای اپوزیسیون طرح برگزاری همهپرسی را با هدف به زانو درآوردن جناح حاکم به مرحله اجرا درآورد.
گابریلا مونتانو، فرستاده مورالس به سانتاکروز برای مذاکره با رهبران جنبش استقلالطلب این ایالت در بازگشت از نارضایتی مخالفان مورالس از عملکرد او در حوزه مدیریت اقتصادی گفت و این که مخالفان نمیتوانند رئیسجمهور بودن یک بومی را تحمل کنند.
به نظر میرسد هواداران جدایی سانتاکروز از بولیوی به همان اندازه که به دنبال تضعیف مورالس هستند به بهره بردن از منافع اقتصادی تحقق این هدف چشم دوختهاند. در این بین احتمال توطئهچینی ایالاتمتحده برای تحت فشار قرار دادن دولت مورالس هم که رویکردهای ضدامریکایی دارد را نباید از نظر دور داشت.
چنانچه شهروندان سانتاکروز به استقلال رای بدهند و سیاستمداران این ایالت به دستیابی بر استقلال پافشاری کنند باید منتظر شکلگیری بحران منطقهای در این کشور مرکز امریکای لاتین بود.
امیر نادری