حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
درونمایه فیلم «پابرهنه در بهشت» مبحث ایمان است برای کسی که در زندگیاش تصمیم گرفته در راهی پرخطر قدم بگذارد و مومنانه رفتار کند. روحانی جوان این فیلم (با بازی هومن سیدی) یک آدم ساده جستجوگر و در پی مفهوم تازهای از معنویت است. او بی آنکه درصدد نمایشگری باشد، روش تازهای را در زندگیاش پیش میگیرد و خلاف معمول رفتار میکند. یکی از ویژگیهای منحصربهفرد کارگردانی بهرام توکلی در «پابرهنه در بهشت» عدم تاکید بر چیزی است. تماشاگری که با دقت فیلم را ندیده باشد، اصلا شاید متوجه نشود که شخصیت اصلی فیلم یک روحانی جوان است. این ساده برگزار کردن ماجرا در تمام دقایق فیلم دیده میشود. اگر تحولی هست، هیچ اصراری از سوی کارگردان بر اهمیت آن نیست. شخصیتپردازی در این فیلم کاملا طبق الگوی شخصیتپردازی مینیمالیستی فیلمهای مدرن سینمای جهان است؛ یک آدم بهعنوان یک شخصیت مستقل، بدون هیچ وجه نمایشگرانه یا پراغراقی قصد میکند که طبق یک ماموریت خودخواسته و ارادی، شیوه دیگری را در زندگیاش تجربه کند. این یک مدل بسیار روشن و شناختهشده در سینمای مستقل جهان است.
بهرام توکلی کارگردان جوان سینمای ایران در نخستین تجربه بلند حرفهایاش نشان میدهد که در عین درنظرگرفتن مایههای فلسفی مورد نظرش در ساختن یک فیلم اندیشمندانه، تسلط کافی را نیز در کارش دارد. یکی از موارد قابل تحسین کار او شیوه بازی گرفتن از بازیگران است. امین تارخ در این فیلم با نقشهایی که در سالهای اخیر از او دیده بودیم خیلی تفاوت دارد، در کنار او افشین هاشمی در نقش مکمل میدرخشد (که برای بازی در همین فیلم جایزه جشنواره فجر را هم گرفت) و حتی نگار جواهریان که سال گذشته در جشنواره فیلم تحسین شده «تنها دو بار زندگی میکنیم» ساخته بهنام بهزادی را از او دیده بودیم، در نقش کوتاهی در «پابرهنه در بهشت» نشان میدهد که گزینه مناسبی است برای ایفای نقشهای نامتعارف. هومن سیدی هم بازی خوبی دارد.
نکته کلیدی و بسیار مهم دیگر درباره «پابرهنه در بهشت» هوشمندی توکلی در نحوه همکاری با عوامل مطرح سینمای ایران است. پیش از این بهرام دهقانی در «منطق مطلق اتفاق» نیز همکاری مثمرثمری با توکلی داشت و این بار نیز در این فیلم نقش موثر دهقانی را در ایجاد ریتم در فیلم میبینیم. از سوی دیگر حمید خضوعیابیانه را داریم که فیلمبردار تعدادی از مطرحترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران بوده. او که بحق برای این فیلم جایزه بهترین فیلمبرداری جشنواره را گرفت، در برخی صحنهها بخصوص در سکانس آتش گرفتن یکی از شخصیتها، با دوربین روی دست، نمایش فوقالعادهای دارد. بسیاری از کارگردانان جوان و تازهکار در نخستین تجربه حرفهایشان سعی میکنند تا با استفاده از عوامل نهچندان مشهور و مطرح سینما، کاری کنند که اقتدار کارگردانیشان زیر سوال نرود و کسی موفقیت فیلم را جز به کارگردان به کس دیگری نسبت ندهد.
در حالی که تجربه ثابت کرده این روش درستی نیست و چنین تلقیای نمیتواند آینده روشنی را پیش روی کارگردان بگذارد. مثلا همان تاثیری که کار محمود کلاری در «بوتیک» داشت، یا نقش حسین علیزاده در شکلگیری «تنها دو بار زندگی میکنیم» اینجا در کار حمید خضوعیابیانه و بهرام دهقانی میبینیم، بدون این که کسی حتی لحظهای تصور کند حضور افرادی مانند اینها، از اهمیت و تاثیر کار کارگردان میکاهد.
ساختار روایی فیلم، بر اساس اطلاعرسانی تدریجی است. یعنی ماجرا سیر منطقی و خطی ندارد و فیلم مجموعهای از چند موقعیت ناب است. مرکز ثقل فیلم سکانسی است که روحانی جوان در صحنهای عجیب آتش میگیرد و از عبایش که تاکنون استفادهای نکرده بود، این بار برای خاموش کردن آتش استفاده میکند. این استفاده نمادین از عنصری که دوربین تاکنون روی آن هیچ تاکیدی نداشت، نشان از فیلمنامه دقیقی دارد که روی جزییات متمرکز است. موقعیت مهم دیگر فیلم آنجایی است که این روحانی، سرباز و دختر بیمار را عقد میکند و در اوج حیرت نمیداند که این زندگی قرار است چه سیری داشته باشد. به طور کلی درونمایه اصلی «پابرهنه در بهشت» ندانستن و کوشش برای دانستن است. برای این سیر باید به سلاح از خودگذشتگی مسلح بود و ریاضت کشید؛ چنان که روحانی این فیلم مسیری خاص را برمیگزیند و در آن از هرگونه ریاضت و سختیای استقبال میکند.
امان جلیلیان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....