بلند خواندن: یکی از عوامل آسیبزا در مطالعه که از عمر مطالعه میکاهد، بلند خواندن مطالب کتاب و محتوای دروس است. هر چند بلند خواندن در سال اول ابتدایی ضروری است، اما دانشآموز پس از یک ساعت صامتخوانی دارای آرامش روانی است و آمادگی برای مطالعه بیشتر را دارد.
از سوی دیگر بلند خواندن موجب کاهش سرعت دانشآموز در مطالعه میشود، در صورتی که صامتخوانی سرعت دانشآموز در مطالعه را افزایش میدهد.
راه رفتن با کتاب: شکل دیگری که در مطالعه دانشآموزان دیده میشود، این است که آنان در حین مطالعه راه میروند. راه رفتن و مطالعه کردن موجب بروز مشکلات عدیدهای میشود؛ زیرا راه رفتن و حرکت مداوم باعث خستگی میشود که این خستگی زودهنگام فراگیری را سخت میکند و همچنین باعث کاهش زمان مطالعه و عدم تمرکز حواس میشود. بنابراین برای افزایش زمان مطالعه و داشتن تمرکز حواس باید دانشآموز نشسته مطالعه کند.
مطالعه در کنار وسایل صوتی: هنگامی که دانشآموز در کنار وسایل صوتی مانند رادیو،تلویزیون و ... مینشیند و مطالعه میکند استدلال او این است که با شنیدن اصوات این گونه وسایل صوتی مطالب درسی را بهتر میآموزد؛ حال سوال این است که آیا واقعا این چنین است یا اینکه آنها ادعایی واهی دارند؟
در این حالت فعالیتهای ذهن دانشآموز به دو بخش تقسیم میشود: بخشی به فراگیری مطالب درسی میپردازد و بخش دیگر به فراگیری مطالبی که از طریق وسایل صوتی پخش میشود، اختصاص پیدا میکند. شایان ذکر است که کودک یا نوجوان نمیتواند به طور همزمان هر دو مطلب را یاد بگیرد؛ زیرا ذهن آدمی وقتی به مطالعه میپردازد، دیگر نمیتواند مطالب دستگاههای صوتی را بشنود و وقتی آنها را میشنود و به آنها توجه میکند از توجه به سایر امور باز میماند.
خواندن بیش از حد: دختران معمولا بیش از پسران درس میخوانند. علاقه وافر در دختران به یادگیری و ادامه تحصیل در خور تحسین است، اما مشکلی که وجود دارد و در میان دختران بیشتر مشاهده میشود این است که عدهای از دختران بیش از حد مطالعه میکنند. به طوری که از شدت مطالعه عصبی میشوند و رفتارهای عصبی از آنها سر میزند.
از ساده به مشکل خواندن: از دیگر عوامل آسیبزایی مطالعه این است که عدهای از دانشآموزان وقتی از مدرسه به خانه باز میگردند، در حالی که خسته هستند مطالعه را آغاز میکنند و علت خستگی اول سراغ کتابها و درسهای سادهتر میروند و پس از مطالعه و احساس خستگی بیشتر به کتابهای دشوارتر روی میآورند. این مساله باعث میشود، درسهای دشواری را که در بخشهای انتهایی مورد مطالعه قرار میدهند کمتر بفهمند. در چنین حالتی مشاهده میشود که هر چه شاگرد خستهتر میشود، به سراغ کتابی دشوارتر میرود و با توجه به کمتر شدن تمرکز در حین خستگی، یا مطالب بسختی درک میشود یا اینکه اصولا فهمی صورت نمیگیرد.
بیوقفه خواندن: بعضی از دانشآموزان بیوقفه و پیوسته مطالعه میکنند. وقتی از آنها میپرسیم چرا چنین کاری را انجام میدهید، میگویند ما وقت کم داریم و نمیتوانیم استراحت کنیم. اینگونه دانشآموزان زمان استراحت کردن را به معنای زمان از دسترفته میدانند در حالیکه استراحتکردن فرصتی برای تمدد اعصاب و افزایش بازدهی است.
مطالعه طوطیوار: از دیگر آسیبهای مطالعه این است که شاگردان درسها را همچون طوطیان حفظ کنند، بدون اینکه معانی آنها را دریافت نمایند. این روش بسیار نامطلوب است و شاگرد نهتنها وقت و عمر خویش را به بطالت میگذراند، بلکه چیزی هم یاد نمیگیرد. یادگیری را به اختصار «تغییر رفتار» گفتهاند و در تعریف مفصل آن چنین آمده است: یادگیری عبارت از تغییرات نسبتا پایداری که در رفتار بالقوه شاگرد از طریق تجربه حاصل میشود.
در جریان یادگیری باید شاگرد فعال باشد و از طریق تجربه به فهم امور بپردازد. پس باید تلاش کرد شاگردان در جریان مطالعه و یادگیری به فهم نائل آیند و دارای بصیرت شوند، اما متاسفانه ممکن است همیشه چنین چیزی اتفاق نیفتد و شاگردان بهرغم صرف وقت برای مطالعه و فراگیری، چیزی را درک نکنند.
وجود اضطراب: عوامل دیگر آسیبزا در مطالعه که لطمهای جدی به مطالعه میزند، اضطراب است. اضطراب عوارض خاصی در پی دارد که از جمله آنها ترشح هورمونهایی است که در روند فعالیتهای شناختی آدمی ایجاد وقفه و اختلال میکند. توانایی تمرکز و قدرت حافظه بر اثر اضطراب دچار اختلال میشود و این مساله باعث میشود فرد هنگام مطالعه نتواند بخوبی مطالب را فرا بگیرد. شایان ذکر است اضطراب به گونه دیگری هم مانع مطالعه میشود و آن وقتی که فرد هنگام مطالعه اضطراب ندارد اما هنگامی که میخواهد در برابر معلم بایستد و درس را جواب بدهد دچار اضطراب شده، به کسب نمره مطلوب دست نمییابد.
وسواس در مطالعه: ابتلا به وسواس بیاختیاری نیز از جمله عواملی است که به مطالعه دانشآموزان آسیب میرساند. دانشآموز وسواسی مطلبی را یک بار میخواند و دچار تردید میشود که آیا آن را خوب فهمیده یا نه و به واسطه این تردید، مجددا به مطالعه همان مطلب میپردازد و تردید مجدد او را به مطالعه دوباره سوق میدهد.
این روند چندین بار تکرار میشود تا وی مطمئن شود واقعا مطلب را یاد گرفته است. از آنجا که چنین فردی برای حصول اطمینان بارها و بارها به مطالعه همت میگمارد و این موضوع او را دچار خستگی میکند.
ابتلا به افسردگی: ازجمله عواملی که موجب آسیب رساندن به مطالعه عدهای از دانشآموزان میشود، ابتلای آنها به بیماری افسردگی است؛ نوعی بیماری خلقی که با افت فعالیتها و تلاشهای فرد مبتلا و کمی اشتها در غذا خوردن همراه است. وقتی دانشآموز افسرده میشود، دیگر حال وحوصله درس خواندن ندارد. او به سمت کتاب درسی میرود و آن را باز میکند، ولی حوصله خواندن را در خود نمییابد و بعد از یکی دو ساعت که میبیند پیشرفتی در مطالعه او حاصل نمیشود، کتاب را به کناری نهاده، از این وضعیت احساس ناراحتی و
عدم رضایت میکند.
تحرک بیش از حد (بیش فعالی):از دیگر اختلالاتی که باعث آسیب رساندن به مطالعه برخی از دانشآموزان میشود، ابتلا به اختلال تحرک بیش از حد یا بیشفعالی است. به طور معمول در مبتلایان به بیش فعالی اختلال توجه دیده میشود. وجود اختلال توجه در این گونه دانشآموزان باعث میشود آنها نتوانند روی مطالب مورد مطالعه متمرکز شوند و زمان توجه آنها کمتر است. گفته میشود آنها معمولا گوشهای بسیار تیزی دارند و در اثر شنیدن کمترین صدایی حواسشان پرت میشود. این مساله هنگام حضور آنها در کلاس نیز مشهود است، به طوری که مدام حواس آنها در سر کلاس پرت میشود. این قبیل دانشآموزان هنگام مطالعه هم با مشکل حواسپرتی مواجه میشوند و به صورت متوالی تمرکز آنها از دست میرود.
ضعف در یک درس، تاثیر بر بقیه: یکی دیگر از مشکلاتی که در مطالعه دانشآموزان دیده میشود، این است که آنها در درسی ضعیفاند و این موضوع روی سایر دروس آنها تاثیر میگذارد. این تاثیر در اشکال گوناگونی خود را نشان میدهد که به بررسی برخی از ابعاد آن میپردازیم. نخست این که به علت سرزنشهایی که انجام میشود ممکن است روحیه دانشآموز ضعیف شود و در روند فعالیت مطالعه وی تاثیر منفی به جای بگذارد و از رغبت او به مطالعه بکاهد، اما نکته دیگر این که وقتی فردی در یک درس ضعیف است یا این که دچار اختلال است، قطعا در درک دروس دیگر نیز دچار اشکال میشود.
خواندن بیش از حد در شبهای امتحان: صاحبنظران بر این باورند که شبهای امتحان باید خوب خوابید و از استراحت کافی برخوردار بود. چرا که بیداری زیاد در شبهای امتحان و انجام مطالعه نابهنگام که معمولا به قصد یادگیری بیشتر و کسب آمادگی بهتر برای امتحان انجام میشود، آثار و عوارض منفی به جای میگذارد. بیداری زیاد، باعث خستگی میشود و از زمان استراحت شبانه نیز میکاهد لذا دانشآموز با خستگی وافر راهی امتحان میشود و چون خسته است، در چنین حالتی تمرکز کافی ندارد و وقتی تمرکز کافی نباشد، مطلب به یاد وی نمیآید.
افزایش سنوات تحصیلی: عامل دیگری که موجب آسیبزایی در مطالعه شاگردان میشود این است که بهرغم افزایش سنوات تحصیلی، بر میزان مطالعه آنان افزوده نمیشود، حال آن که دانشآموزان برای دست یافتن به موفقیت در امر تحصیل و نیز برخوردار شدن از مطالعهای خوب و مناسب باید متناسب با افزایش حجم کتابها و نیز دشواری آنها هر سال بر میزان مطالعه خود بیفزایند. نکته دیگری که باید بدان عنایت داشت این است که مطالب از دوره نوجوانی به بعد، حالت انتزاعی پیدا میکند، زیرا دانشآموز در دوره عملیات صوری (انتزاعی) به سر میبرد و قطعا برای درک این مطالب، نیاز به صرف وقت بیشتری دارد تا بتواند بخوبی آنها را فرا بگیرد. این موضوع نیز باید با ظرافت خاصی به شاگردان تفهیم شود و اگر در فهم آن دچار مشکل باشند، میتوان نیاز به صرف زمان بیشتر برای فراگیری را مطرح کرد.
بیتوجهی به پیشنیازها: یکی دیگر از عوامل آسیبزایی مطالعه عدم فراگیری مطالب قبلی است. باید گفت برای فراگیری هر درس باید به مبانی و مطالب قبلی آن اشراف و آگاهی داشت و اگر این مساله میسر نشده باشد، دانشآموز در آموختن مطالب بعدی با مشکل مواجه میشود. مثال خوب برای این مطلب درس ریاضی است زیرا در ریاضی سلسله مراتب عمودی وجود دارد، یعنی دانشآموز باید اعداد را بلد باشد تا بتواند جمع و تفریق را یاد بگیرد. باید جمع و تفریق را بداند تا بتواند ضرب را یاد بگیرد و فراگیری ضرب مقدمه آموختن تقسیم است. حال اگر دانشآموزی به عمل تقسیم بپردازد، اما عمل ضرب را فرا نگرفته باشد، درعمل تقسیم ناتوان میشود.
مطالعه منفعل: از دیگر عواملی که باید در جریان آسیبشناسی مطالعه دانشآموزان مورد بررسی قرار بگیرد، وجود حالت انفعالی در مطالعه آنهاست. مطالعه انفعالی این است که در انجام آن، فراگیر تلاش وافری انجام نمیدهد، بلکه صرفا روی نوشتههای متون و کتابها نگاه کرده، از آنها گذر میکند. طبیعی است در چنین حالتی حجم مطالبی هم که میآموزد زیاد نیست. مطالعه زمانی پربازده است که فرد در جریان مطالعه فعال باشد و لذا میگویند نمیتوان مطالعه را رابطهای یکجانبه دانست.
بی موقع خواندن: سوال این است که آیا زمانهای مناسبی برای خواندن وجود دارد یا خیر و مراد از بیموقع خواندن چیست؟ خواندن درس در موقعی که فرد آمادگی برای یادگیری دارد، میتواند زمان مناسب برای مطالعه و خواندن باشد و در غیر این صورت دیگر زمانها معلوم نیست که زمان مناسبی برای مطالعه باشد.
پیوسته خواندن یک درس: گاه دیدهاند دانشآموزان در مراجعه به مراکز مشاوره سوال میکنند که آیا خوب است پس از مطالعه یک درس به مدت طولانی، آن را کنار بگذاریم و به سراغ مطالعه درس دیگری برویم؟ این شیوه درستی برای مطالعه نیست، زیرا مطالعه را یکنواخت میکند و یکنواختی خستگی میآورد و باعث دلزدگی نسبت به مطالعه میشود.
خواندن و مرور کردن به جای تمرین کردن: بارها از والدین دانشآموزان شنیده شده است فرزندشان در ریاضی قوی نیست و دلیل عمده آن هم این است که او تمرین نمیکند. بارها والدین اعلام کردهاند فرزندانشان در شبهای امتحان به جای تمرین کردن، به دفترچه تمرین ریاضی خود صرفا نگاه میکنند و این باعث میشود آنها درس ریاضی را خوب یاد نگیرند. حال در برخورد با این دانشآموزان چه باید کرد؟ نخست باید به دانشآموزان تفهیم شود که هر درسی روشهای خاصی برای مطالعه و یادگیری دارد که جز با به کار بستن آن روشها، یادگیری مطلوب آن ممکن نیست. درس ریاضی نیز برای یادگیری محتاج به تمرین است. انجام تمرینات مختلف، باعث میشود ذهن دانشآموز ورزیدگی خاصی پیدا کند و دریابد که مسائل ریاضی متعدد و متنوعند و هریک با شکل خاصی مطرح میشوند و راهحلهای گوناگونی را هم میطلبند.
دمای نامناسب: مطالعه هنگامی خوب و موفق انجام میشود و تداوم مییابد که فضای مطالعه از دمای مناسب برخوردار بوده؛ هوا حالتی متعادل داشته باشد. به طور قطع وقتی شرایط اقلیمی و آب و هوایی منطقهای که فرد در آن زندگی میکند و مطالعه مینماید، متعادل باشد، عمر مطالعه او نیز طولانیتر خواهد بود، یعنی شرایط خوب آب و هوایی و تداوم مطالعه، با یکدیگر همبستگی مثبت دارند؛ اما چون برای همه علاقهمندان به مطالعه چنین شرایطی وجود ندارد، باید ترتیبی اتخاذ کرد که حتیالامکان چنین شرایطی به طور مصنوعی ایجاد شود. استفاده از دستگاه حرارتی مرکزی یا وسایل گرمکننده دیگر در شرایط آب و هوایی سرد و نیز تامین دستگاههای خنککننده میتواند شرایط مناسبی را برای مطالعه پدید آورد. به طور معمول دمای 20 18 درجه میتواند برای مطالعه مناسب باشد.
نور کم: برای مطالعه کردن به صورت مطلوب، نور کافی لازم است که گاه شاهد برخی از افراط و تفریطها در این زمینه هستیم. گاه فضا به قدری تاریک است که کلمات کتاب را به دشواری میتوان دید و گاه چراغها به قدری پرنور و زیاد است که انعکاس نور از روی صفحه کتاب به چشم خواننده آسیب میرساند و او را آزار میدهد و در هر دو صورت چشم خسته شده، متحمل فشار زیادی میشود. به طور قطع در چنین حالتی از عمر مطالعه کاسته شده، این نیز آسیب دیگری برای مطالعه قلمداد میشود که برای موفقیت در مطالعه باید با آن مبارزه کرد.
نابسامانی فضای مطالعه: فضای نابسامان مطالعه مشکلآفرین است و باعث آسیب رسیدن به مطالعه دانشآموزان میشود. عوامل نابسامانی فضای مطالعه متعددند . در زیر به برخی از آنها اشاره میکنیم:
الف) نابسامانی در رنگ فضای مطالعه: به طور قطع رنگ اتاقی که فرد در آن به مطالعه میپردازد، در حالات روانی او و در تمایل وی به مطالعه و نیز عدم علاقهمندی او به مطالعه تاثیر دارد. رنگهای آبی ملایم و سبز و زرد روشن میتوانند آرامشدهنده باشند. رنگ قرمز و صورتی سیر، تحریک کننده و برانگیزانندهاند و رنگهای سرد سیر، ایجاد دلزدگی میکنند و نشستن در چنین فضایی دشوار میشود. پس هنگام رنگآمیزی اتاقها باید از روانشناسی رنگها بهره بگیریم تا به رنگآمیزی مطلوب منازل و اتاقهای آن، آرامش روانی لازم برای مطالعه مطلوب را فراهم کنیم.
ب) بینظمی و به هم ریختگی در فضای مطالعه: نکته دیگر به هم ریختگی فضای مطالعه است. اگر خانه فاقد نظم و ترتیب کافی باشد به یقین میتواند بر تمایل دانشآموزان به مطالعه تاثیر منفی بگذارد، بویژه اگر دانشآموز مبتلا به وسواس بیاختیاری هم باشد. مبتلایان به وسواس در نظم نمیتوانند در فضایی شلوغ و به هم ریخته احساس آرامش کنند. به هر حال ضمن آن که نظم، نیاز روانی آدمی است، تحقق آن در فضای خانه زمینه مناسبی را برای مطالعه و فراگیری فراهم میآورد.
ج) ناراحتی در فضای مطالعه: به دانشآموز خود در انتخاب فضای مطالعه در خانه آزادی بیشتری بدهید تا او بتواند در جای مورد علاقهاش به مطالعه بپردازد. شایان ذکر است اگر کتابخانهها نیز واجد شرایط سهگانه رنگآمیزی خوب، نظم و بسامانی و راحتی فرد مطالعهکننده باشند، قطعا مراجعان بیشتری خواهند داشت و به یقین دوام مطالعه آنها نیز طولانیتر خواهد بود.
قطع یکباره کمکهای درسی
برخی از دانشآموزان از بدو ورود به مدرسه در کنار مادران به مطالعه میپردازند. یعنی از ابتدا این امکان را مییابند که به هنگام درس خواندن و مطالعه کردن از والدین خود و بویژه مادران بهره بگیرند چون این وابستگی شدت مییابد، فرزند خانواده به آن عادت میکند، لذا اولا بدون حضور مادر یا پدر مطالعه نمیکند، ثانیا بعد از قطع کمکهای آنها به مطالعه روی نمیآورد و رفته رفته دچار افت تحصیلی میشود.