محمد مهاجر

رادیو، رادیوست‌

ساعت 19 چهارم اردیبهشت 1319 رادیو، اولین رسانه ملی متولد شد و دوره کودکی، نوجوانی، جوانی و بلوغش را پشت سر گذاشت و اینک میانسالی را تجربه می‌کند. رادیو زمانی با خیل عظیم مخاطبانش، رسانه‌ای بود بی‌رقیب و جذاب، هیچ رسانه دیگری تا سال‌های قدرت رقابت با رادیو را نداشت. دهه‌های40و 50 در اوج شکوفایی و درخشش رادیو، تلویزیون در ایران پا به عرصه گذاشت؛ ولی تا دهه 60 همچنان رادیو بودکه حرف اول را می‌زد و مخاطبانش گسترده‌ترین مخاطبان را شامل می‌شد و بردش بیش از برد امواج تلویزیونی بود،‌ آنچنان که دورافتاده‌ترین آبادی‌های کشور پهناورمان ایران را زیر پوشش می‌داد. نزدیک به نیم‌قرن بزرگترین هنرمندان عرصه موسیقی، نمایش، فرهنگ و نام‌آوران ادبیات، سیاست و... تنها نقطه اتکایشان و یگانه وسیله ارتباطی پرمخاطبشان رادیو بود.
کد خبر: ۱۷۰۸۵۳

زمان به پیش رفت، فناوری‌های پیشرفته در حیطه ارتباطات، ثمرات و میوه‌های نو به بازار رسانه‌ای عرضه کرد؛ تلویزیون رنگی، ویدئو، ماهواره، اینترنت و... . به مصداق نو که آمد به بازار... رادیو مورد بی‌مهری قرار گرفت و کم‌کم مخاطبان نوجویش را از دست داد و علی ماند و حوضش! رادیو ماند و مخاطبان سنتگرا و وفادارش. رادیو ماند و خاطرات شیرین و جذاب ایام کودکی و جوانی‌اش.

آیا صرفا تحولات تکنولوژیک، موجب کم‌فروغ شدن رادیو شده است؟

آیا متولیان این رسانه ارزان و فرهنگی، همه تلاش و کوششان را در زدودن غبار از روی این گوهر تابناک به کار بسته‌اند؟ آیا به‌راحتی دست بسته تسلیم نشده‌اند؟ آیا تلاش شده است با افزایش امکانات رادیویی و افزودن افزودنی‌ها و چاشنی‌های خوش‌رنگ و بو و خوش‌صدا بار دیگر ذائقه مخاطبان کهکشان رسانه‌ای را به سمت و سوی خویش و رادیو جلب کنند؟ چه عوامل درونی در رادیو پیش از این مخاطبان تشنه فرهنگ و هنر و... را به خود جلب می‌کرد؟ با نگاهی به کارنامه رادیو می‌توان فهرستی از نام بزرگترین نویسندگان، بازیگران، موسیقیدانان، گویندگان، گزارشگران، تهیه‌کنندگان و... را تهیه کرد که جذابیت برنامه‌های رادیو به حضور فعال آنها بستگی داشت.
چرا این سالها شاهد ترک این بزرگان و ورودشان به رسانه‌های دیگر همچون تلویزیون و... یا گوشه گرفتنشان در کنج خانه‌ها شده‌ایم؟ آیا نمی‌توانستیم یا نمی‌توانستند مدیران و قدرتمندان رادیو با ارضای روحی و روانی آنها یا دادن دستمزدهای مادی مناسب و در خور، مانع از سرخوردگی و مایوس شدنشان از کار و فعالیت در رادیو شوند؟
عرصه فعالیت بر آنها تنگ و تنگ‌تر شد، مورد بی‌مهری قرار گرفتند، چه از نظر روحی و چه از نظر مادی و شد آنچه نباید می‌شد. تحولات تکنولوژیک می‌توانست رادیو را هم دربر بگیرد، امکانات فنی بهتر و مدرن‌تر می‌توانست و می‌تواند در برنامه‌سازی تحول ایجاد کند و نیازهای نوگرانه مخاطبان را هر چه بهتر و بیشتر برآورده سازد. تجربه و دانش و اندوخته‌های سالیان دراز چنانچه با امکانات مدرن و نگاه هوشمندانه و وفادارانه همراه شود، اهرمی خواهد شد تا رادیو را به‌راحتی به جایگاه رفیع و درخورش برساند.

قدر رادیو را بدانیم. قدر عاشقان و پاکباختگان رادیو را بشناسیم و ارج بنهیم، سعه‌صدر داشته باشیم و از این رسانه ملی به‌درستی استفاده کنیم. دلسوختگان و جداشدگان را بار دیگر به رادیو برگردانیم. نویسندگان، هنرمندان، موسیقیدانان، برنامه‌سازان، بازیگران و... آنها را تامین کنیم و بگذاریم رادیو جایگاهی شود برای جوانان بااستعداد و نوگرا و تجربه‌اندوختگان عاشق و متخصص، تا بار دیگر خورشید رادیو درخشش از سر گیرد و با گرمای جان‌بخشش مخاطبان افسرده خویش را زندگی و گرما بخشد.

آنچه را که از رادیو گرفته‌ایم و به همخونش تلویزیون داده‌ایم، به او برگردانیم؛ برنامه‌های به ظاهر تلویزیونی و در باطن و قالب رادیویی، جایشان در رادیوست.

مجریان مسلط و پرطرفدار چنین برنامه‌هایی باید به رادیو برگردند، به هر تمهیدی که می‌شود. برنامه‌هایی که تکیه بر کلام دارد نه تصویر، باید از تلویزیون به رادیو برگردانده شود و در مقابل، برنامه‌هایی که متکی به تصویر است (همچون سینما...) به تلویزیون برگردد. متولیان و قدرتمندان سازمان باید به‌شدت و با قدرت مانع از تداخل نابجای برنامه‌های این 2 رسانه ملی شوند. بودجه سازمان باید به عدالت بین این 2 رسانه تقسیم شود؛ فکری که سالهاست تنها به صورت فکر مانده و به عرصه عمل درنیامده است. رادیو، سکوی پرتاب نیست، کسانی که به این معبد وارد می‌شوند، باید به آن وفادار بمانند و تخصص و تجربه‌شان و اندوخته‌هایشان را در همین رسانه‌
خرج کنند.

رادیو رسانه دیروز، امروز، فردا نیست، رادیو رسانه همدلی ،‌رسانه گرم یا سرد (یا حتی ولرم!) نیست؛ «رادیو، رادیوست» با حرمت و شأن و جایگاهی والا. قدر آن را بدانیم و به‌درستی از آن بهره بگیریم و در سال نوآوری و شکوفایی، در نگاهمان و در اراده‌مان این نوآوری و شکوفایی را جاری سازیم. بجد، آن گاه دوباره شاهد شکوفایی این درخت تناور پرمهر و عاطفه 67 ساله در آستانه 68 سالگی خواهیم شد. به امید آن روز و با سپاس از همه آنهایی که در این سالهای دراز همچنان به این رسانه وفادار ماندند (چه مخاطبان و چه اصحاب رادیو)‌. و با یاد بزرگانی که رادیو را به دوران طلایی‌اش رهنمون شدند و اینک روی در نقاب خاک کشیده‌اند و با درود بی‌پایان به«رادیو».

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها