حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«شغلت چه بود؟» متهم به قتل در جواب این سوال گویی که غرق در خاطرات گذشته شده است، میگوید: «در پست برق کار میکردم. اوقات فراغتم هم برای این که بیکار نباشم و درآمدی بیشتر به دست آورم به فروش و نصب تجهیزات ماهوارهای میپرداختم. من تازه خانه خریده بودم و باید قسط میدادم و به پول احتیاج داشتم.» وقتی از کیوان میپرسم تجهیزات ماهواره را از کجا تهیه میکرده است طوری از یکی از دوستانش حرف میزد که انگار او را مقصر تمام گرفتاریهایش میداند.
«از مردی به نام یعقوب میخریدم. تمام ماجرا هم از وقتی شروع شد که او 30 دستگاه ریسیور برایم آورد و ریسیورها دزدیده شد. »
سرقت 30 دستگاه ریسیور به گفته کیوان سناریوی یک جنایت را کلید زد؛ جنایتی که مردی 65 ساله به اشتباه قربانی آن شد. متهم در این باره توضیح میداد: «یعقوب، ریسیورها را با یک ماشین دربستی به خانه من آورد و پولش را گرفت. سپس او را به داخل خانه دعوت کردم تا چیزی بخورد، اما همین که دوباره به خیابان برگشت با فریاد مرا صدا زد و گفت آن راننده ریسیورها را برداشته و فرار کرده است. بعد از آن بود که مسیر زندگیام عوض شد. من پول آن دستگاهها را داده بودم و باید هر طور که شده دزد را پیدا میکردم. »
به این ترتیب از دوستم کمک خواستم و مدتی با وی در ارتباط بودم و موضوع را مرتب پیگیری میکردیم تا اینکه یک روز به خانه من تلفن زد و گفت راننده را پیدا کرده است. یعقوب نشانه علی را که سارق را دیده بود به من داد و من خودم را به سرعت به آنجا رساندم و ماشین را دیدم.
از کیوان میپرسم پس از پیدا کردن، راننده چهکار کرد؟
«من راننده سارق را قبلا ندیده بودم و به همین خاطر به حرف یعقوب اطمینان و باور کردم رانندهای که مشخصاتش را داده بود، همان دزد اصلی است به همین خاطر خودروی او را به صورت دربستی کرایه کردم و وی را به پست برق کشاندم. »
کیوان در حالی این ادعاها را مطرح میکند که پیش از محاکمه و در بازجوییهای مقدماتی اعلام کرده بود با انگیزه سرقت پراید راننده را به پست برق کشانده و کشته بود. متهم به قتل اکنون این موضوع را انکار میکند و وقتی در برابر این سوال مواجه میشود که چرا در همان لحظه اول با راننده پراید برخورد نکرده و او را به منطقهای خلوت کشانده است توضیح میدهد: «آن لحظات من مرتب با یعقوب در تماس بودم. او به من گفت خودش را به سرعت میرساند. هدف من این بود که راننده را معطل کنم تا یعقوب برسد چون او بود که با راننده طرف حساب بود و من نمیتوانستم کاری انجام دهم.»
اما انتظار برای رسیدن یعقوب بیفایده بود و خبری از او نشد. کیوان اکنون که آن لحظات را بهیاد میآورد متوجه اشتباه بزرگی که انجام داده میشود و افسوس میخورد. او حرفهایش را در پاسخ به این سوال که چه زمانی با مقتول درگیر شد، این طور بیان میکند: «به پست برقی که قبلا در آنجا کار میکردم رفتم و از نگهبان خواستم در را باز کند او هم به خاطر آشنایی با من این کار را کرد. راننده را به داخل محوطه کشاندم و همانطور که داشتم او را معطل میکردم، یکدفعه عصبانی شد و گفت هفته قبل هم به همین شیوه از وی زورگیری کردهاند و اجازه نمیدهد این اتفاق تکرار شود. بعد چاقویی درآورد و ضربهای به گونه من زد».
به این ترتیب نزاع آغاز میشود نزاعی خونین و تلخ. تو چهطور واکنش نشان دادی؟ این را من میپرسم و کیوان جواب میدهد: «از داخل وسایلم که در پست برق بود یک چاقو برداشتم. من از آن منطقه به منطقهای دیگر منتقل شده اما هنوز وسایلم را نبرده بودم. چاقو را در آوردم ضربهای به سینه راننده زدم اما هدفم کشتن او نبود».
نظریه پزشکی قانونی علت مرگ مرد 65 ساله را واردشدن ضربات متعدد به مقتول اعلام کرده است. متهم به قتل در برابر این پرسش که اگر هدفش کشتن مرد راننده نبود چرا بعد از ضربه اول باز هم به مقتول چاقو زده میگوید: « درهمان حین همکارم که در پست برق را برایم باز کرده بود از راه رسید و مرد مسن را که خونآلود شده بود، دید گفت اگر اجازه بدهم او برود علیه هردومان شکایت میکند. اینطور شد که ضربات بعدی را وارد کردم و وی را کشتم».
همکاری که کیوان اکنون از او یاد میکند همان فردی است که از سوی علی دلداری نماینده دادستان تهران به معاونت در قتل متهم شده اما اتهام خودش را انکار میکند. آنطور که کیوان تعریف میکند تحریک یعقوب و همکارش از جمله علل اصلی این جنایت بود، او معتقد است در این ماجرا بازی خورده است. «بعد از قتل فهمیدم یعقوب نشانی آن راننده را به دروغ به من داده و مقتول اصلی دزد ریسیورها نبود و از ماجرا خبر نداشت وقتی این ماجرا را فهمیدم که دیگر کار از کار گذشته بود».
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....