در حالی که ساعاتی از شب گذشته بود، پلیس به خانه زن تنها رفت تا بررسیهای خود را در این زمینه انجام دهد. ماموران متوجه شدند مردان نقابدار اطلاعاتی در مورد زندگی این زن داشتهاند و میدانستند وی بیشتر شبها در خانه تنهاست و آن روز هم پس از اینکه اطمینان یافتند فرد دیگری در خانه این زن حضور ندارد به سراغش رفتند. زن شاکی در این باره گفت: چند ساعتی از نیمهشب گذشته بود که صدای زنگ در خانه را شنیدم، من در حالت خواب و بیداری بلند شدم و جواب دادم، هر چه پرسیدم چه کسی پشت در است پاسخی نشنیدم. پشت شیشه پنجره رفتم و بیرون را نگاه کردم، کسی آنجا نبود. به اتاقم برگشتم که بخوابم یکدفعه صدای در ورودی را شنیدم. با ترس بلند شدم که ببینم چه کسی پشت در است، متوجه شدم 3 مرد در خانه من هستند، همه آنها نقاب به صورت داشتند، مردانی با هیکل درشت و صدایی خشن که وقتی صحبت میکردند، لرزه بر اندام من میافتاد.
زن شاکی ادامه داد: یکی از مردان با همان خشونتی که در صدایش بود هفتتیری به سمتم گرفت و گفت: ساکت شو و فقط بگو جواهراتت کجا هستند، من جای طلاها را نشان دادم. آنها خانه را زیر و رو کردند و هرچه پول و تراولچک و مجسمههای قیمتی داشتم برداشتند و بردند.
از آنجا که بررسی اتفاقات نشان میداد سارقان این زن را به طور نامحسوس تحت کنترل داشتند، کارآگاهان به این نتیجه رسیدند که سارقان در اطراف محل زندگی مالباخته زندگی میکنند، به همین خاطر اولین گام برای شناسایی سارقان بررسی پرونده سارقانی بود که در محدوده خانه زن تنها سکونت داشتند. در میان عکسهایی که وجود داشت زن شاکی موفق شد یکی از آنها را از روی جثه و دستش شناسایی کند.
فرد شناساییشده، ارسطو نام داشت و سارقی بود که پیش از این هم به جرم سرقت مسلحانه چندین بار دستگیر شده بود. پلیس متوجه شد ارسطو یک ماه قبل از این حادثه از زندان آزاد شده و دوباره اعمال مجرمانه خود را شروع کرده است.
پس از چند روز تعقیب سرانجام پلیس موفق شد ارسطو را دستگیر کند.
مرد سابقهدار به سرقت از خانه زن تنها اعتراف کرد و گفت: این زن را از مدتها قبل میشناختم. در واقع از زمانی که وارد این محل شد با او آشنا شدم و میدانستم که تنها زندگی میکند. به همین خاطر هم تصمیم گرفتم خانهاش را مورد دستبرد قرار دهم، در نهایت با دوستانم نقشه سرقت را کشیدم.
وی ادامه داد: شب حادثه ابتدا زنگ در خانه را به صدا درآوردیم تا مطمئن شویم کسی جز خود صاحبخانه در منزل نیست، وقتی مطمئن شدیم در حالی که نقاب به صورت داشتیم وارد خانه شدیم و پولها و جواهرات را به سرقت بردیم.
ماموران پلیس در بازرسی از خانه ارسطو، علاوه بر جواهرات زن تنها، یک هفتتیر و مقدار زیادی فشنگ جنگی پیدا کردند.
آنچه پلیس پس از این اقدامات باید انجام میداد، دستگیری 2 مرد دیگری بود که به خانه زن تنها هجوم برده بودند، بنابراین ماموران با کمک ارسطو یکی دیگر از سارقان را که حامد نام داشت دستگیر کردند.
این متهم در بازجویی گفت: پس از سرقت قرار بود ارسطو پولها را تقسیم کند اما به ما پولی نداد و هر بار بهانهای میآورد. روزی که متوجه شدیم ارسطو بازداشت شده من و حامد تصمیم گرفتیم فرار کنیم. تا نزدیکی شهرهای مرزی با هم بودیم ولی آنجا از هم جدا شدیم. من چند ساعت بعد دستگیر شدم و از سرنوشت همدستم خبر ندارم. بنابراین گزارش تحقیقات پلیس برای دستگیری متهم دیگر ادامه دارد.