یکی دیگر از مخاطرات شغلی، بیماریهای کرونر قلب است که با استرسهای شغلی ارتباط دارند. از جمله این استرسها میتوان به تقاضاهای شدید روانی و کم بودن آزادی عمل در تصمیمگیریها، فشار زیاد کار، حقوق کم و... اشاره کرد.
از سوی دیگر، ارگونومی یعنی تطبیق شرایط کاری با وضعیت جسمانی فرد موضوع بسیار مهمی است که بیتوجهی به آن میتواند کمردرد و مشکلات دیگری را به همراه داشته باشد.
ریهها و کمرهای بیمار
بیشتر افراد بزرگسال حدود 8 ساعت یا یک سوم اوقات روز خود را به کار اختصاص میدهند. از آنجا که آنان معمولا در این مدت وضعیت بدنی ثابت و یکنواختی دارند، یا به طور دائم در معرض آلایندههای محیطی هستند، پس از
چند سال مستعد ابتلا به انواع بیماریها میشوند.
کمردرد شایعترین بیماری شغلی است و تقریبا 80 درصد کارمندان ادارات و 45 درصد کارگران مبتلا به این مشکل هستند. متاسفانه از آنجا که پیشرفت بیماری به کندی صورت میگیرد، این افراد هیچگونه اقدامی برای مقابله با آن انجام نمیدهند.
تنفس دائمی ذرات معلق موجود در محیطهای بسته که بیشتر در فضای کارخانهها رخ میدهد، دومین دلیل بروز بیماریهای تنفسی است.
سال گذشته بود که وزارت بهداشت اعلام کرد حدود 30 کارگاه سیلیسکوبی در یکی از استانهای کشور فعال بودند که هیچکدام سیستم تهویه و کنترل آلودگی ناشی از سیلیس را نداشتند. به همین دلیل، بیشتر کارگران این کارگاهها بیمار بودند و حتی 11 کارگر آنها پس از ابتلا به سیلیکوزیت جان خود را از دست دادهاند.
متاسفانه تخریب بافت ریه بسیار آهسته صورت میگیرد و به همین دلیل تا زمانی که آسیب جدی دامنگیر فرد نشده است، عموما اقدام درمانی صورت نمیگیرد.
با توجه به سیر مزمن بیماری و فقدان علایم تا مرحله استقرار آن، توجه به پیشگیری و کاهش تماس در کارگران نقش بسیار مهمی در حذف این بیماریها دارد. زیرا در صورت استقرار بیماری در فرد، درمان خاصی وجود ندارد و در مواردی هم حتی با قطع مواجهه و تماس، ممکن است بیماری به سیر خود ادامه دهد.
معدنکاران، سندبلاسترها، کارگران ریختهگری، تونلسازان، کارگران استخراج سنگ، سرامیکسازان، حکاکان سنگ، تولیدکنندگان پودر سیلیس، شیشهگران، سفالگران، سنگزنها، مشاغل در معرض ابتلا به بیماریهای ریوی هستند.
تنشهای شغلی
برخی از استرسهای شغلی اجتنابناپذیر است. برخی شغلها استرس بیشتری نسبت به بقیه دارند بویژه اگر افراد دیگری را تحت مدیریت قرار دهند.
فشارهای کاری، تعارضها و نومیدیها مهمترین دلیلهای فرسودگی جسمی و عاطفی هستند و بیماری و پیری زودرس نیز از عوارض آن است. تاثیر فشار روانی در هنگام کار به صورت کاهش در بهرهوری و کارآیی و نارضایتی شغلی نمود پیدا میکند. استرس ممکن است به غیبت از کار، اشتباه، جابهجایی و افزایش هزینههای درمان بینجامد. بنابر تحقیقاتی که در امریکا انجام شده است، مرگ زودرس کارکنان برای صنایع امریکایی سالانه 25 میلیارد دلار هزینه به بار میآورد. موسسه صنعتی ایالات متحده امریکا سالانه 125 میلیارد دلار هزینه بهداشت و درمان کارکنان خود میکنند که این رقم هر سال 15 درصد افزایش مییابد.
هرگونه اقدام و فعالیتی به منظور از بین بردن علائم و نشانههای فرسودگی کاری در کارکنان و مدیران سازمانها در واقع، قدمی به سوی افزایش بهرهوری است. سازمانهای مسوول بهداشت روانی آمار دقیقی از میزان تنشهای شغلی ندارند. پیشگیری یا کاهش اینگونه پیامدها مستلزم اجرای پژوهشهای وسیعی در این زمینه است.
حفاظت فردی
بنابر تحقیقات انجام شده در ایران، بیشترین حادثههای شغلی در صنایع فلزی سنگین و صنایع الکتریکی روی میدهد؛ چون ماهیت این مشاغل حادثهآفرین است و با مصنوعات فلزی سروکار دارد.
اکثر صنایع از وسایل حفاظت فردی به عنوان اولین راه جلوگیری از حادثه استفاده میکنند، اما در واقع استفاده از وسایل حفاظت فردی به عنوان آخرین وسیله کنترل باید مورد استفاده قرار گیرد. متاسفانه در کشور ما حتی استفاده از این وسایل حفاظت فردی نیز متناسب با مشاغل افراد نیست؛ به طور نمونه افرادی که در صنایع گرمازا فعالیت میکنند، استفاده از کلاه ایمنی برایشان مقدور نیست که باز هم موجب بروز حادثه در افراد میشود.
50 درصد نامناسب
انجام مرتب آزمایشهای بررسی سلامت، تهویه مناسب هوا، رعایت اصول صحیح نشستن و تغییر وضعیت نشستن در طول روز از جمله راهکارهای مناسب برای کاهش آسیبهای شغلی است.
بنابر اعلام وزارت بهداشت 50 درصد کارگران ایرانی وضعیت ارگونومی مناسبی ندارند، یعنی تطابقی میان بدن کارگر با ابزار کار وجود ندارد. همچنین 18 درصد ابزار کار کارگران نامناسب است و 35 درصد کارگاههای کشور از نظر صدا، وضعیت مطلوبی ندارند. در حال حاضر 16 میلیون کارگر در ایران در 2میلیون کارگاه به فعالیت مشغولند، که هزینه سرباری آنها بسیار بالاست. براساس حداقل استانداردهای تعریف شده، سالانه باید 2 بار بازدید از این کارگاهها صورت گیرد، که برای آن نیاز به 4000 نیروی متخصص بهداشت حرفهای است؛ این در حالی است که فقط 700 نیروی بهداشت حرفهای در کشور وجود دارد. ضمن اینکه برای معاینات ادواری سالانه کارگری نیاز به 1600 متخصص طب کار است، در حالی که فقط 50 متخصص طب کار در کشور مشغول فعالیتاند، ولی در عین حال حدود 60 درصد کارگران شاغل در کارگاههای تعریف شده تحت پوشش هستند. بر این اساس 18 درصد کارگران ایرانی معاینات ادواری میشوند، که از این تعداد، 25 درصد شامل کارگران شاغل در خانه، 15 درصد کارگران غیرخانگی و یک چهارم شامل کارگران غیرخانگی کارگاههای رسمی است.