یه مامان نسل سوم دوست: گردانندگان محترم نسل سوم، من بعد از خواندن مطلب شما و این سوال که «چرا مرغ مامان و باباها یه پا بیشتر نداره» تصمیم گرفتم برایتان بنویسم و به این سوال جواب بدهم: «والا راستش رو بخواهید مرغ ما مادرها یه پا داره چون مرغ بچهها اصلا پا نداره و فقط هر کاری که دلشون میخواد انجام میدن. به خاطر همین ما هم مجبوریم بعضی وقتها پا بذاریم روی دل نرم مون و بر خلاف خواسته شون رفتار کنیم. خب امیدوارم این حق رو به ما بدهید که گاهی اوقات به خاطر خیر و صلاح بچهها ما روی حرف مون تاکید کنیم یا با درخواست اونها موافق نباشیم.
کد خبر: ۱۷۰۴۸۴
در واقع سوال شما فقط یه جواب داره: مامان و باباها مرغ شون فقط یه پا داره چون اگه اینجوری نبود سنگ روی سنگ بند نمیشد و دیگه نمیشد بچهها را کنترل و تربیت کرد. هر کدوم از شمایی که دوران نوجوانی و جوانی را سپری کرده باشید، اگه کمی به گذشته رجوع کنید و به یاد مخالفتهای سرسختانه والدین تون بیفتید، حتما به این نتیجه میرسید که چه خوب شد، اجازه ندادند فلان کار را بکنم، با فلان کس معاشرت داشته باشم، یا فلان چیز رو نخرم. حتما توی این کار یه منفعتی بوده که اون موقع شما آن را نمیدیدید و بزرگترها میدیدن. به قول معروف تو مو میبینی و من پیچش مو! زندگی برای دیدن این پیچش مو تاوان سنگینی از آدم میگیره، که همون جوونی و بهترین روزهای زندگی است ولی ارزشش را داره. به خاطر همین، بهتره که قبول کنید مرغ مادر و پدرها همچنان یک پا باقی بماند. اتفاقا خوب شد که این سوال رو پرسیدید چون با خوندن جواب بچهها ما متوجه میشویم که اونها در مورد مخالفت کردن ما چه فکری میکنند؟ امیدوارم اکثریت از اون بچههایی باشن که لااقل ته دلشون بدونن این مخالفتها فقط به خاطر خیر و صلاح خودشونه، نه هیچ کس دیگه. خب، انگار خیلی سخنرانی کردم. موفق باشید. از زحماتتان سپاسگزارم.»
نسل سوم: ما هم از توجه و دقت شما به این نشریه سپاسگزاریم و امیدواریم که نسل سومیها به قول شما علت واقعی خیلی از رفتارهای والدین را بدانند و بفهمند. باز هم بابت لطفی که به نسل سوم داشتید متشکریم.
آرزو میری از خوانسار: خیلی سوال عجیبیه، چون من نشستم با خودم کلی فکر کردم و بعد به این نتیجه رسیدم که این مرغ ماهاست که یه پا داره نه مامان و بابا. آخه اونا طفلکیها مرغ شون کجا بود؟ حالا بر فرض اگه یه مرغ هم پیدا کنند سریع کلهاش رو میکنند و روانه قابلمهاش میکنند تا بلکه شکم ما رو یه جوری پر کنند! ولی جدای از شوخی این سوال تون جوابهای خیلی جدی میخواد، یه چیزهایی توی مایههای سه چهار تا مقاله و اینا که اگه قول میدین چاپش کنید براتون بفرستم!
کافه کاغذی: شما بفرست، بعد یه جوری با هم کنار مییاییم.