در سایه‌سار «حکیم طوس»

یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه ملی، تحقیق و ساخت برنامه‌هایی است که به زندگی بزرگان این کشور در طول تاریخ بپردازد؛ چراکه تمام رسانه‌های جهانی نیز به همین منظور و برای شناساندن مردان تاریخ‌ساز خود، اقدام به ساخت برنامه‌هایی از این قبیل می‌کنند. مثلا کشور هلند هر ساله به مناسبت تولد ونسان ونگوگ، نقاش بزرگ سبک امپرسیونیسم ویژه‌برنامه‌ای را تهیه می‌کند تا ملت خود و نسل جدید را با زندگی و آثار وی آشنا سازد. البته این به آن منظور نیست که رسانه ملی تا به حال، چنین اقدامی نکرده یا نمی‌کند، بلکه عنوان این مساله فقط این نکته را یادآوری می‌کند که می‌بایست ما نیز شاهد پخش چنین برنامه‌هایی از شبکه‌های گوناگون سیما باشیم.
کد خبر: ۱۷۰۳۵۷

تماشای زندگی و آثار بزرگان و تاثیرگذار در زمینه‌های تاریخی، هنری، فرهنگی، ادبی و... باعث بالا رفتن میزان معلومات بینندگان می‌شود و مخاطبان را بیش از پیش با نام‌آوران و بزرگان گذشته این سرزمین آشنا می‌کند.
دعوت از بزرگان و فرهیختگان در چنین برنامه‌هایی و بیان سخنان ایشان درباره فرد موردنظر و شرح زندگی و بررسی آثار بزرگان و مشاهیر ایران تنها یکی از راه‌های معرفی آنان است.

چندی پیش، بزرگداشت سعدی شیرازی بود و تلویزیون ویژه‌برنامه‌ای را تهیه و پخش کرد که مورد استقبال عاشقان فرهنگ، ادب و تاریخ قرار گرفت. این برنامه از حیث فرهنگی، چنان بااهمیت جلوه می‌کرد که گویی تلویزیون با پخش چنین برنامه‌ای دقیقا به وظیفه‌اش در قبال این بزرگان بدرستی عمل کرده است.

برنامه حکیم طوس که در ردیف چنین برنامه‌هایی قرار می‌گیرد، بتازگی از شبکه 4 سیما پخش شد. در این برنامه، استادان دانشگاه‌ها، ادبا، فردوسی‌شناسان و شاهنامه‌خوانان حضور داشتند و به طور جدی به معرفی شاهنامه و بررسی زندگی فردوسی پرداختند.

با این که این برنامه گفتگومحور بود و از منابع تصویری کمتری بهره برده بود، اما شیرینی و حلاوت موضوع آن باعث نمی‌شد تماشاگر هنگام دیدن این برنامه احساس خستگی، کوفتگی و بی‌حوصلگی کند.

به عقیده کارشناسان و خیلی از مخاطبان تلویزیون، تهیه چنین برنامه‌ای از سوی شبکه 4 سیما از اهمیت خاصی برخوردار بوده است؛ زیرا این برنامه روشن می‌ساخت وظیفه هر ایرانی است که اولا خود را با شاهنامه مانوس کند، ثانیا ابنای وطن را به ترویج این کتاب ترغیب نماید و اسباب آن را نیز فراهم آورد؛ چراکه فردوسی، یگانه شاعر حماسه‌سرای ایران‌زمین است و با شاهنامه‌اش، قباله و سند نجابت ملت ایران را تنظیم کرده است.

اگر فردوسی شاهنامه را به نظم درنیاورده بود، این روایات به حالت تاریخ بلعمی (ترجمه و تلخیص محمد بن جریر طبری)‌ و نظایر آن درمی‌آمد که از صد هزار نفر یکی هم آن را نه خوانده و نه دیده است و شکی نیست در این که اگر سخن دلنشین فردوسی نبود، وسیله ابقای تاریخ ایران همانا منحصر به کتب امثال مسعودی و حمزه بن حسن و ابوریحان می‌بود که به زبان عرب نوشته شده و اکثریت عظیم ایرانی‌ها از فهم آن عاجز هستند.

شاهنامه فردوسی از بدو امر نزد فارسی‌زبانان چنان دلچسب واقع شده که عموما فریفته آن گردیده‌اند. در این برنامه تاکید می‌شود بر این نکته که هر کس خواندن می‌دانست، شاهنامه را می‌خواند و کسی که خواندن نمی‌دانست در مجالس شاهنامه‌خوانی برای شنیدن و بهره گرفتن از آن حاضر می‌شد.به هر حال به علت محبوبیت فردوسی، تحقیقات فراوانی درباره وی و شاهنامه از گذشته‌ تاکنون منتشر شده است. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقی‌زاده، هانری ماسه، فریتز ولف، عبدالحسین نوشین، محمد قزوینی و ایرج افشار معروف‌ترین محققان درباره فردوسی و شاهنامه هستند.

البته در میان این شاهنامه پژوهان، جلال خالقی مطلق بهترین متن انتقادی شاهنامه را همراه با پژوهش‌ها و یادداشت‌های فراوان تهیه و منتشر کرده است.
پس از فردوسی، شاعران و سرایندگان بسیاری شاهنامه را الگوو سرمشق خود قرار دادند و افسانه یلانی را که فردوسی به آنها شخصیتی معتبر و جاودانی بخشیده بود، دستمایه سروده‌های خود کردند و حماسه‌‌هایی تازه از رشته‌های این افسانه‌ها بافتند، اما آثار این حماسه سرایان همه به دست فراموشی سپرده شده است در حالی که سروده‌های فردوسی در شاهنامه نسل به نسل حیات جاودانه خود را ادامه می‌دهد.

براستی که راویان حکیم طوس درست می‌پندارند که او خالق راستین زبان و ادب فارسی است. زبانی که از آن زمان تاکنون سیرت و سیمایی را که فردوسی به آن داده، حفظ کرده است و همواره از چشمه پاک و پایان‌ناپذیر سروده‌های او سیراب می‌شود.

زندگی فردوسی، زندگی مردی است که در راه آفرینش این شاهکار بزرگ به‌تنهایی و انزوا کشانده شد. او دهقان‌زاده‌‌ای بود با ثروتی ناچیز که در اوج خلاقیت ادبی و پس از مرگ زودهنگام سلف خود دقیقی، بر آن شد تا روایات و داستان‌های ملی به هم پیوسته‌ای را که به نثر نگاشته شده و از گذشته‌های دور به جا مانده بود در قالب اشعاری حماسی و شور‌انگیز بسراید. باری فردوسی بیش از یک عمر در سرودن شاهنامه سپری کرد. پادشاهان و پهلوانان کهن که سرنوشت آنها قدرت داستان‌پردازی و قوه تخیل فردوسی را برانگیخت، رفته‌رفته به دوستان، همراهان، مونس و همدم او تبدیل شدند.

فردوسی، غروب عظمت و فرود آزادی سرزمینش را خود تجربه کرده بود و اینک انعکاس آن را در افول دوران حماسه آفرینی ایران باز می‌یافت.سازندگان و کارشناسان برنامه ادبی و هنری حکیم طوس باید برخود ببالند و افتخار کنند؛ زیرا آنان با پخش چنین برنامه‌ای باعث می‌شوند آتش شور و شوق فردوسی‌شناسی در بین بینندگان برنامه فروکش نکند و حکیم ابوالقاسم فردوسی بزرگ‌ترین حماسه سرای ایران زمین که شهرتی جهانی دارد، همچون خورشید در آسمان و پهنه گیتی بدرخشد.

مباحثی شیرین که در این برنامه به اجرا گذاشته می‌شود، آدمی را وا می‌دارد که پس از اتمام برنامه به سراغ شاهنامه برود و ماجرا یا ماجراهایی از آن را به نظم بخواند و لذت ببرد.

علیرضا آقابالایی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها