تاملی بر آسیب رسانان آثار تاریخی‌

آنها میراث فرهنگی را گاز می‌گیرند

سال گذشته در همین روزها زنی فرانسوی به خاطر بوسه زدن روی یک نقاشی نفیس که در موزه‌ای در این کشور به نمایش درآمده بود به زندان محکوم شد. ماجرا از آن قرار بود که این زن به گفته خودش آنچنان واله و شیدای این اثر هنری شده بود که به عقیده خودش این کار وی که مواد آرایشی روی لبش روی این تابلو بماند بر اهمیت این تابلو افزوده است. این زن نمی‌دانست که او از بیماری مهلکی (البته نه برای خودش بلکه برای آثار تاریخی و هنری)‌ رنج می‌برد که نامش وندالیسم است. این بیماری هرچند که با سطح دانش و آگاهی عمومی جامعه نسبت به تخریب اموال عمومی همراه است، اما این نمونه بخوبی نشان داد که وندالیسم، کشور جهان اول، دوم و سوم نمی‌شناسد. بیماری‌ای است جهانی که نه جنسیت می‌شناسد و نه هیچ چیز دیگری. آثار تاریخی کشورمان ایران اما به چه میزان از گزند وندال‌ها در امان مانده است، باید به صراحت اذعان داشت که کشورمان با توجه به حجم انبوه آثار تاریخی و از سویی حضور بی‌شمار گردشگران (و ایضا در کنار ایشان وندال‌ها) از این مهم در امان نبوده‌اند. اگر این روزها سفری کوتاه به یک اثر تاریخی بروید بخوبی می‌توانید به این مهم واقف شوید که اکنون وندال‌ها چگونه همچون ماری آثار تاریخی ایران را در آغوش گرفته‌اند.
کد خبر: ۱۷۰۱۰۷

از سویی آثاری تاریخی برای آن که امروز نام یک اثر تاریخی را به خود بگیرند، سال‌های زیادی را طی مسیر کرده‌اند و در این میان حساب کنید اگر در هر دوره تاریخی یک وندال هم پیدا می‌شد تا یک آسیبی هرچند کوچک به این اثر تاریخی وارد کند دیگر اکنون می‌توانستیم نام یک اثر تاریخی را بر آن اثر بگذاریم یا خیر.

ورود به محوطه تاریخی ممنوع‌

با حجم گسترده و روزافزون مسافران و گردشگران فرهنگی (cultural tourism) که مقصد اکثر ایشان دیدار و بازدید از محوطه‌های تاریخی و باستانی است و از سویی دیگر حجم فراوان درآمدزایی از حوزه گردشگری که این روزها اقتصاد برخی از کشورها بر پایه این موضوع استوار شده، دیگر نمی‌توان به این موضوع حتی فکر هم کرد که آیا باید سفر کرد یا خیر.

سفر کردن در زمان کنونی دیگر یک بخش لاینفک از زندگی روزمره آدم‌ها شده است... یک هم‌سفرگی اختیاری میان گردشگر و گردشگرپذیر، اما آن که هر سفری به یک محوطه تاریخی با خود چه مخاطراتی را برای آثار تاریخی به همراه دارد بحث دیگری است.

این روزها دیگر نمی‌توان از ترس این که مبادا یک گردشگر به یک اثر تاریخی آسیب می‌رساند از قید سفر کردن گذشت. اصلا صاحبان و متولیان نگهداری و حفاظت از آثار تاریخی به چنین ریسک بزرگی دست نمی‌زنند که حضور گردشگر را در محوطه‌ای محدود کنند چه رسد به این که اصلا گردشگری را در محوطه‌ای تعطیل کنند.

در کنار این امر این موضوع  نیز بماند که اکنون انتقال فرهنگ و مفاهیم فرهنگی هر جامعه بخشی جدانشدنی از هر اجتماعی را تشکیل می‌دهد که آن جامعه می‌خواهد با تبلیغ داشته‌های فرهنگی خویش را به رخ گردشگران داخلی یا خارجی‌اش بکشاند.

هر گردشگر با اولین لحظات ورود به یک محوطه تاریخی و باستانی قسمتی از تاریخ آن محوطه را با خویش همراه می‌سازد و با آن آشنا می‌شود. این موضوع برای گردشگران غیربومی هر کشور اهمیت بیشتری دارد و با اولین لحظات ورود به خاک کشور، مقصد گردشگری نیاز آشنایی و همراه ساختن فرهنگ کشور مقصد را با خویش دارد.

این نیز یک واقعیت است که با اولین تجربه حضور گردشگران در یک محوطه باستانی خواسته یا ناخواسته آسیبی هرچند کوچک به آن محوطه تاریخی وارد می‌شود، اما آن که با چه تمهیداتی متولیان میراث فرهنگی از این آسیب‌ها جلوگیری کنند، دغدغه‌ای است که سال‌هاست بر جان مسوولان میراث فرهنگی هر کشور صاحب آثار و ابنیه تاریخی نشسته است.

تخریبگران فرهنگی‌

وندالیسم در لغت به معنای هرج و مرج‌طلبی ضدشهری و تخریب اموال عمومی است، اما وقتی این لغت با حاشیه‌ای از میراث فرهنگی همراه می‌شود یعنی از بین بردن تاریخ. حال این تخریب از سوی یک بی‌سواد صورت گرفته باشد یا  یک استاد دانشگاه.

براساس تحقیقات، وندال‌ها در یک گروه سنی معین واقعند و کودکان، نوجوانان و جوانان بین سنین 10 تا
25 سال بیش از دیگر گروه‌های سنی به وندالیسم روی می‌آورند. همچنین موارد وندالیسم در مناطق شهری به مراتب بیش از مناطق روستایی است و غالب وندال‌ها مجرد و از نظر تحصیلی ناموفقند.

اما اصطلاح وندال‌های دانشگاهی را بیشتر درخصوص آن دسته از آسیب‌رسانان آثار تاریخی می‌توان به شمار آورد که با اطلاع از این که می‌دانند آسیب رساندن به یک اثر تاریخی چه تبعات جبران‌ناپذیری را به همراه دارد، باز هم به تخریب دست می‌زنند.

متاسفانه یا خوشبختانه بیشتر مشتریان بازدید از آثار و ابنیه تاریخی را دانشجویانی تشکیل می‌دهند که خواسته یا ناخواسته برای گذراندن یک اردوی نیم‌روزی یا کوتاه‌مدت به یک محوطه تاریخی سر می‌زنند.

اما هنرنمایی این دسته از آسیب‌رسانان  فرهیخته آثار تاریخی(!) تنها به دانشجویان ختم نمی‌شود و در دسته‌ای دیگر اساتید دانشگاهی را نیز دربر می‌گیرد. برای مثال اگر به تخت جمشید سفر کنید، در گوشه گوشه این میراث جاودانه تاریخ ایرانی می‌توانید بخوبی جای پای وندال‌های میراث فرهنگی را که از قضا این بار همگی از باستان شناسان تشکیل شده‌اند ببینیند.

در قسمتی از این بنای جاودانه تاریخی می‌توان دیوارنوشته‌ها و یادگاری‌هایی که از سوی باستان‌شناسان دوره‌های مختلف که هر یک به کاوش در این محوطه تاریخی پرداخته‌اند دید. اتفاقی که هر یک به نوعی خواسته‌اند تا لابد با یادگاری نوشتن در این محوطه تاریخی خود را و نام خود را جاودانه کنند.

حال این شهوت ماندگاری، نام و رسم از کجا منشا گرفته که در میان این قشر نیز جای خویش را پیدا کرده بحث دیگری است، اما این موضوع بخوبی نشان می‌دهد عامل سواد هرچند یکی از عوامل مهم در عدم بروز این آسیب اجتماعی است، اما یک واقعیت است که وندال‌های دانشگاهی نیز در این وانفسا جایی برای خویش باز کرده‌اند.

پلیس ابنیه تاریخی... داریم... نداریم؟

به تصور بسیاری، اصطلاح وندالیسم در حوزه میراث فرهنگی تنها به کسانی اطلاق می‌شود که به آثار تاریخی از طریق نگاشتن یا تخریب‌ها، موضعی یا کلان آسیب می‌رسانند.اما وندال‌های حوزه میراث فرهنگی مشتمل بر گروه دیگری نیز می‌شوند که با حفاری‌ها غیرمجاز در محوطه‌های باستانی به این طریق به این آثار اسیب می‌رسانند.

اکنون در ایران یگان ویژه پاسداران میراث فرهنگی در واقع قرار است همان نقشی را بازی کند که در سراسر جهان پلیس گردشگری آثار تاریخی بازی می‌کند. این یگان در واقع در بعدی نیروی ضابط سازمان میراث فرهنگی در مقابله هر گونه آسیب رساندن به آثار تاریخی است، اما با وجود این یگان ضابط چرا هر روزه در گوشه گوشه کشور شاهد بروز حفاری‌های غیرمجاز سارقان میراث فرهنگی هستیم نیز در جای خویش قابل تامل است.

به این آمار خوب دقت کنید، در سال 86 نسبت به سال پیشتر 54/31 درصد افزایش تجاوز به نقاط باستانی کشور صورت گرفته است و این در حالی است که در همین سال 28 درصد تخریب آثار تاریخی نسبت به سال گذشته آن افزایش داشته است.

از سویی یگان ویژه پاسداران میراث فرهنگی در همین سال تنها 25/31 درصد افزایش متلاشی کردن باندهای قاچاق و حفاران غیرمجاز آثار تاریخی را در ایران گزارش داده است، در حالی که باز در همین سال تنها این یگان 381 محموله آثار تاریخی را از حفاران غیرمجاز کشف کرده است.

بر همین اساس این یگان در سال گذشته 126 باند حفاری‌های غیرمجاز را متلاشی کرده است و 126 نفر نیز دستگیر شده‌اند که این آمار با توجه به آمار منتشر نشده و ثبت نشده سازمان میراث فرهنگی درخصوص حفاران غیرمجاز و آثار سرقت شده، خود نشان‌دهنده درصد بالای تجاوز به حریم محوطه‌های باستانی کشور از سوی حفاران غیرمجاز یا همان وندال‌های میراث فرهنگی است.

این آسیب اجتماعی در حالی از سوی ایشان رخ می‌دهد که این یگان در بسیاری موارد کمبود نیرو و کمبود بودجه را علت اصلی ضعف در مقابله با این پدیده عنوان می‌کند.

شاید در این میان نکته مورد توجه آن باشد که قانون در برابر این متجاوزان به میراث فرهنگی که جزیی از آسیب‌های اجتماعی را تشکیل می‌دهند در برخی موارد سکوت نموده و در مواردی دیگر با مجازات‌های اندک گویی راه را برای سرقت‌های آینده ایشان هموار کرده است.

قانون‌گریزی یا بی‌‌قانونی‌

در فصل نهم قانون مجازات اسلامی، از ماده 558 تا ماده‌ 569 در بخش مربوط به تعزیرات به چگونگی مجازات سارقان و تخریب‌گران میراث فرهنگی پرداخته شده است، اما نکته مهم در این میان آن است که به خاطر ابهام موجود در متن قوانین اولا بسیاری از این قوانین لازم‌الاجرا بودن خود را از دست داده‌اند و ثانیا‌ این ‌که در مقابله با جرایم میراث فرهنگی میزان جرم با مجازات تناسبی ندارد.

برای شاهد این مدعا می‌توان به این نکته اشاره کرد که براساس ماده 558 هر کس قسمتی از یک بنای تاریخی را تخریب ‌کند، طبق قانون علاوه بر جبران خسارت، به حبس‌های کوتاه‌مدت نیز محکوم می‌شود.

حال فرض را بر این بگیریم که یک آسیب‌رسان آثار تاریخی به قسمتی از یک بنای مهم تاریخی همچون تخت جمشید تخطی کرده و به آن آسیب رساند، با توجه به این مساله آیا جبران خسارت بنایی با این قدمت ممکن است و از سویی جالب‌تر آن است که براساس این قانون حداکثر جرمی که برای وی در نظر گرفته می‌شود این است که وی با جبران خسارت به حبسی کوتاه‌مدت نیز محکوم شود!خلاء قانونی درباره خرید، فروش و نگهداری آثار تاریخی در ایران آنقدر این روزها عمیق شده است که اکنون همه مجرمان میراث فرهنگی می‌دانند قانون برای جرم ایشان در انتها غرامتی اندک و شاید حتی مجازاتی اندک‌تر در نظر گرفته است. شاید اکنون نو شدن قوانین موجود تنها راه‌حل عبور از این بحران باشد.

آموزش، راه گریز از آسیب‌

در بسیاری از کشورهای اروپایی،کودکان درسی با عنوان آموزش محافظت و آشنایی با میراث فرهنگی دارند که در کنار آموزش، به محافظت از آثار تاریخی پرورش نیز می‌یابند.

گذشته از این، برای هر جامعه‌ای مهم است که نسل جوان آن با پیشینه کشورش آشنا شود. پس چرا با وجود آن‌که ایران از تمدنی چند هزار ساله بهره می‌برد، تاکنون برای آموزش عمومی میراث فرهنگی، گردشگری، صنایع‌ دستی و گردشگری در مدارس و دانشگاه‌های کشور طرحی داده نشده است؟

هر چند اواخر سال گذشته طرحی با همین مضمون از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری کشور به آموزش و پرورش ارائه شد تا این موضوع در بازنگری کتاب‌های درسی مورد استفاده قرار گیرد، اما آن‌ که این طرح چه زمان و با چه مضمون به سرانجام برسد، بحث دیگری است که نشان از تاخیری چند ساله در این حوزه دارد.

شاید سوال اساسی در این میان آن باشد که برای جلوگیری از آسیب رساندن به آثار تاریخی به چه میزان آشنایی با تاریخ و جاذبه‌های طبیعی و گردشگری ایران برای قشر جوان مهم است.

مهدی نورعلیشاهی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها