پرویز اسماعیلی‌

بهانه تازه‌

اولی‌هاینونن، معاون امور پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امروز در تهران است تا با مقامات مسوول کشورمان مذاکرات دیگری داشته باشد. رسانه‌های غربی درخصوص این سفر حساسیت‌های ویژه‌ای بروز داده‌اند و با خبرسازی درصدد هستند که این سفر را غیرعادی و مرتبط با بخش «مطالعات ادعایی» طرح اقدام بین ایران و آژانس معرفی کنند.
کد خبر: ۱۷۰۱۰۲

هاینونن که دارای دکتری رادیو شیمی از دانشگاه فنلاند است، از سال 1983 با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همکاری دارد و تاکنون به اکثر کشورهای عضو این سازمان سفر کرده است. وی با توجه به مسوولیت خود در بخش پادمانی، سفرهای متعددی به ایران کرده که در برخی موارد حدود 2 هفته نیز اقامت داشته است بنابراین سفر ‌هاینونن فی‌نفسه یک سفر عادی، فنی و البته غیرسیاسی است.

از سوی دیگر وفق طرح اقدام، موضوعات باقیمانده (از ابهامات فنی گزارش فوریه 2006 آژانس) پایان یافته، پرونده عادی شده و افزون بر تصریح این نکات در گزارش و سخنان البرادعی، عدم صدور قطعنامه در نشست مارس گذشته شورای حکام نیز دلیلی در این خصوص است.

نباید فراموش کرد که بر اساس مدالیته، در مورد مطالعات ادعایی آژانس موظف به ارائه تمام اسناد ادعایی و ایران نیز مکلف به اظهار نظر رسمی درخصوص این ادعاها بوده و چنین نیز شده است. لذا سفر‌ هاینونن به تهران علاوه بر این‌که یک سفر کاری عادی برای تنظیم روابط ایران و آژانس است، به احتمال قوی بر اجرایی کردن دو موافقتنامه جدید ایران با آژانس در مورد تاسیسات نطنز و تنظیم پوشش نظارتی آژانس بر فعالیت‌های جدید سانتریفیوژی ایران خواهد بود.

اما سوال اینجاست که جوسازی در مورد یک سفر عادی و فنی و تلاش برای سیاسی و رمزآلود نشان دادن آن چه رویکردی دارد؟

نباید فراموش کرد که بعد از انتشار قطعنامه ضعیف 1803 در شورای امنیت سازمان ملل متحد، شکست اولین دور گفتگوهای گروه 1+5 در شانگهای چین در افکار عمومی به نشانه شکست بلوک بازهای این گروه (با محوریت امریکا، انگلیس و فرانسه) و تقویت موضع کبوترهای 1+5 یعنی روسیه و چین بوده است.

چنین فضایی به اضافه خبر تولید و آزمایش نصب جدید سانتریفیوژها در ایران و فرآیند نصب 6000 سانتریفیوژ دیگر توسط محققان ایرانی باعث شده تا جناح تندروی این گروه با انتشار چنین اخباری، از یک طرف شکست شانگهای را تحت‌الشعاع قرار داده و از طرف دیگر اتمسفر روانی لازم را برای توجیه نشست بعدی این گروه فراهم کند.

بعد از مقاومت‌های روسیه و چین در برابر زیاده‌خواهی‌های امریکا از موضوع هسته‌ای ایران در شورای امنیت، شاهد این بوده‌ایم که واشنگتن تلاش کرده است به جای فشار از کاخ سفید، مسکو و پکن را با فشارهای فزاینده از پایین و حاشیه مواجه کند. سرعت بخشیدن به طرح‌های سپر موشکی در شرق اروپا و نیز دخالت‌های ژئواستراتژیک در آسیای میانه و حوزه قفقاز (از جمله شتاب‌بخشیدن به فرآیند عضویت کشورهایی مثل اکراین در ناتو) اهرم‌های اخیر واشنگتن علیه مسکو و موضوعاتی مثل استقلال تایوان و تبت، حقوق بشر و نیز انتشار اخبار مجعول در مورد ارائه اطلاعات سری هسته‌ای ایران از سوی چین به آژانس (که با واکنش شدید این کشور مواجه شد) از جمله اهرم‌های فشار علیه پکن بود.

نکته مهم دیگر، متمایل شدن بهانه‌گیری‌ها و ابهام‌آفرینی‌های غرب علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران (پس از شکست در اثبات ادعاهای نظامی، سیاسی و فنی) به سمت تشکیک در حوزه ایمنی است.

در حالی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی چندین‌بار رسما رعایت ایمنی در تاسیسات و فرآیند تبدیل مواد هسته‌ای ایران را بالاتر از استانداردهای فنی خود دانسته است، اخیرا برخی رسانه‌های غربی و در پی آن اتحادیه اروپایی در این زمینه به انتشار مطالب غیرواقعی اقدام کردند.

همچنین در پی سفر حقارت‌بار وزیر خارجه رژیم صهیونیستی به قطر، تحریک سران کشورهای منطقه خلیج‌فارس به موضوع ایمنی نیروگاه اتمی بوشهر شدت یافت. در‌حالی‌که علاوه بر آژانس، روسیه نیز صراحتا ایمنی کامل فعالیت‌های اتمی ایران را مورد تاکید قرار داد.

یادمان نرفته که استراتژی کاخ سفید برای خدشه در عزم و اراده ملی ایرانیان در پیگیری حق خود در فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای پیش از این 4 مرحله را طی کرده است. اول؛ مدعی شدند که ایران با توجه به ذخایر فراوان فسیلی نیازی به انرژی هسته‌ای ندارد. لااقل؛ پیشنهاد خود امریکا در سال 1353 به ایران و طرح «ضروری بودن تولید 20 هزار مگاوات انرژی هسته‌ای»، فعالیت 105 نیروگاه اتمی (با توجه به ذخایر سرشار نفت وگاز در این کشور) و همچنین توصیه جهانی برای متنوع کردن منابع انرژی و رعایت پیمان‌های زیست‌محیطی خط بطلانی بر این ادعا شد.

دوم؛ مدعی شدند که پیگیری حقوق هسته‌ای در ایران نه خواسته‌ای ملی، بلکه خواسته یک جناح سیاسی است که دفاع یکپارچه مردم، چهره‌ها و گروه‌های سیاسی از حقوق ملت، پاسخ این ادعا بود. سوم؛ مدعی شدند که توان فنی ایران ناقص است و مثلا غنی‌سازی در ایران از خلوص لازم برخوردار نیست.

گزارش‌های آژانس در این زمینه موید کیفیت بالای فناوری اتمی ایران شد و چهارم؛ مدعی شدند که ایستادگی نظام جمهوری اسلامی ایران بر حقوق ملی، نشانه میل به برخورد و جنگ‌طلبی حاکمیت ایران و پیگیری مخفیانه برنامه هسته‌ای نظامی است.
در این زمینه نیز تاکید آژانس به تحت حسابرسی بودن تمام مواد و عدم مشاهده رویکردهای نظامی در فعالیت‌ها از یک‌سو و تلاش‌های مبتکرانه‌ای چون طرح اقدام برای جلب اعتماد جامعه جهانی از سوی دیگر، قابل اشاره است.

هر چهار مورد فوق اینک بی‌فرجام ماند؛ لذا محور ادعاهای جدید ظاهرا تشکیک در رعایت ضوابط ایمنی در فعالیت‌های ایران است. حال آن‌که این موضوع به خودی خود تضعیف بهانه‌گیری‌ها و به‌عبارتی پذیرش اصل و ماهیت غیرنظامی فعالیت‌هاست، به نوعی که می‌توان آن را انتقال نگرانی‌های ادعایی مطرح شده درخصوص فعالیت غیرصلح‌آمیز هسته‌ای در ایران به نگرانی از ایمنی تاسیسات ارزیابی کرد. موضوعی که می‌تواند بیانگر تضعیف و تقلیل راهبردهای بین‌المللی جناح «بازهای 1+5» به راهبردهای منطقه‌ای نیز محسوب شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها