آن مرد وزیر گفت: ساختارها را باید متحول کنیم.
روز بعد عید شد.
و بعد از عید... وزیر با تحول آمد.
معلمان اما هنوز به دنبال مطالبات خود بودند.
صدای تغییرات بلند شد.
روزنامهها، بیصدا از قول آن مرد نوشتند مطالبات معلمان را در قالب سهام میدهیم.
خیلیها نشنیدند.
و آنها که شنیدند، گفتند: سهام؟!
رابطه مطالبات چند سال به تعویق افتاده ما معلمان با سهامی که با آن نمیتوان امروز گوشت و مرغ خرید چیست؟
آنها که شنیدند، گفتند: مطالبات دیروز و سهام فردا. پس امروز ما معلمان چه میشود؟
***
یکی از آن معلمان به روزنامه زنگ زد و گفت: از قول ما بنویسید که ما روی ریال به ریال مطالباتمان، حساب بازکردهایم. سوپرمارکت محل ما، دانشگاه فرزندانمان، آقاینانوا و میوهفروش از ما سهام قبول نمیکند. ما با مشکلات امروزمان چه کنیم؟
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....