در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ع.ر:
در تاریخ سه شنبه 23/11/86 ضمیمه نسل سوم نامه ای از دخترخانمی بنام سارا .ح ملاحظه نمودم که با توجه به تقاضای راهنمایی امیدوارم بتوانم به عنوان فردی از نسل دوم (یک نسل جلوتر) تا جایی که تجربیات و تواناییهای اینجانب امکان میدهد راهنمایی لازم را ارائه نمایم:
خواهر گرامی:آنچه که شمادر مورد علاقه و وابستگی به خانواده خود و عدم علاقه به ازدواج و تشکیل زندگی عنوان نمودید هم میتواند نشانه دیدگاهی مثبت باشد و هم ناخواسته دیدگاهی که مثبت نباشد.
تمدن امروز و آنچه تحت عنوان مدرنیسم بر جامعه بشری تحمیل شده توجه انسان را از خداوند و جهان ماوراءالطبیعه و آخرت به سوی زمین وجهان مادی منعطف نموده و آنچنان بشر را غرق در مادیات و نیازهای این جهانی نموده که از حقیقت زندگی و خلقت غافل شده است. در این وادی میل به تنهایی و خود بودن به دور از پرداختن به فراتر از خود، بشر را دچار آفتها و آسیبهای فراوانی نموده است.
بهترین راهنمای انسان همان تعالیم پیامبران الهی و برای ما که مسلمانیم تعالیم ارزشمند حضرت محمد (ص) و ائمه اطهار میباشد.قبل از رسیدن به پاسخ اشاره کنم به گفتاری از استاد شهید مطهری: ایشان در جایی فرمودهاند:
کار برای خود کردن، خود پرستی است.
کار برای خلق کردن، بت پرستی است (خلق به معنی مردم)
کار برای خدا و خلق کردن شرک و دوگانه پرستی است.
کار خود و خلق از برای خدا کردن، توحید و یگانه پرستی است.
لذا چه خوب است که در همه کارها و تصمیمات خود انگیزه مان رضایت خداوند باشد، نه رضایت خود یا مردم.
امید است انگیزه شما «رضایت خود» نباشد و در یک فرض احتمالی پذیرفتن یک خواستگار به منظور تنها «رضایت مردم یا خانواده» نباشد. اینجانب به عنوان فردی از نسل دوم که تجربیات تلخ و شیرین فراوانی در زندگی دارم به این نتیجه رسیده ام که عشقهای زمینی در دوره نوجوانی و جوانی اگر با عقلاینت و ایمان دینی همراه بناشند هیچ گونه ارزشی ندارند. اگرچه مبارزه با عشق زمینی در سنین جوانی مشکل به نظر میرسد اما با پرورش فکری و اعتقادی میتوان به عشق زمینی هم انگیزه خداجویانه داد و به عشق حقیقی رسید.
خداوند متعال انسانها را از مرد و زن آفرید تا جفت و مکمل یکدیگر باشند و آن را نشانهای از خود (آیات الهی) قرار داد. در حال حاضر اکثر نظریات موجود در روانشناسی و انسان شناسی تنها جنبههای مادی داشته و از جنبههای معنوی و خدایی خالی میباشند.
احساس وفاداری شما به والدین قابل تقدیر است این را هم در نظر بگیرید که شما نیز ادامه وجود آنان هستید.
شاید «تنها فرزند» بودن تا اندازه ای در پیدایش چنین نگرشی نسبت به ازدواج در شما نقش داشته است. شما میتوانید با یک انتخاب صحیح (نه از روی اجبار و تحمیل) و پذیرفتن خواستگاری که اعتقاد و ایمان کافی به باورهای دینی و اسلامیداشته باشد و دقت و تحقیق کافی در این مورد و ارزیابی میزان وفاداری به خانواده، اعتقاد به خدا و دین و پرهیز از گناه و خطا، فراتر از مسائل صرفا مادی و ظاهری، پایه و بنای یک زندگی جدید و سالم را ایجاد کنید و البته تنها شما نیستید که زندگی جدید را میسازید، بلکه زن و شوهر با هم زندگی جدید را بنا میگذارند. پس از یک ازدواج صحیح و درست انشاءالله صاحب فرزندانی خواهید شد که آنها نیز ادامه وجود شما و همسرتان هستند و با تربیت فرزندانی صالح و سالم و با ایمان میتوانید منشا آثار نیک و سازنده در آینده شوید. اشارهای کنم به جمله ای از امام خمینی (ره) که فرمودند: «از دامن زن ، مرد به معراج میرود.»
شما با ازدواج و تربیت فرزندان صالح میتوانید به جامعه و نسل آینده خدمت ارزشمندی بنمایید و ذخیره آخرت شما نیز خواهد شد. به علاوه شما با انتخاب صحیح میتوانید همچنان در کنار یا نزدیک پدر و مادر خود بمانید و خانه و زندگی خود را طوری انتخاب کنید که ازدواج شما باعث تنهایی والدین نشود، چرا که این هم ممکن است یکی از نگرانیهای شما باشد.
در مورد پرداختن به تحصیل و کار نیز این را در نظر بگیرید که در این زمینه بعدها تا چه اندازه میتوانید منشا آثار نیک و سازنده در جامعه شوید و با درایت و تدبیر میتوان بین کار، تحصیل علم، خانواده و زندگی تعادل لازم را برقرار کرد.
برای شما آرزوی موفقیت میکنم.
آزاده بیرانوند ، 17 ساله از خرم آباد:
با سلام خدمت تمام بچههای سبز ایران همیشه سبز. من این نامه را در جواب دوست عزیزم نوشتم:
سارا جان توی نامهات نوشته بودی که از ازدواج به هر دلیلی بیزاری و این موضوع پدر و مادرت را آزار میده. اول از همه از این جهت بهت حق میدم که به مردها اعتماد نکنی زیرا اصولا غیر قابل اعتمادن. اما نظر من به عنوان خواهر کوچکتر تو اینه که اگر تو ازدواج نکنی جز اینکه به غم و غصههای پدر و مادرت اضافه کنی کار دیگه ای انجام نمیدی.
مادر و پدر تو شاید هیچ وقت به روی تو نیارن و این خود نشون میده که حرفشون رو توی دلشون نگه میدارن و این خیلی بده. تو اگر یک ازدواج درست و با چشم باز انجام بدی مثل خیلیهای دیگه مطمئن باش اتفاقاتی که فکر میکنی نمیافته که اگر هم افتاد قابل حل است و در غیر این صورت خدای ناکرده زبانم لال میبخشید طلاق میگیری که این باز از عدم ازدواج تو برای پدر و مادرت قابل تحمل تره. و این را هم بدون که عدم ازدواج دختر برای پدر و مادر حالا به هر دلیلی خیلی سخت و رنج آور و و با این کارت داری رنجی بی حد و اندازه به اونها میدی و این کار اشتباه است.
پس به نظر من اول از همه با تکیه و توکل بر خداوند منان ازدواج کن،که در صورت انتخاب درست چرا باید به ازدواج شومی برسی؟ ازدواج مثل یک فرمول ریاضی است که اگر درست جاگذاری کنی امکان اشتباه به صفر میرسه. امیدوارم این حرفها قابل استفاده باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: