یه کوچولو از نامه‌ها

کد خبر: ۱۶۵۲۹۲
فاطمه صفری از بهشهر: ...اگه تقویم سال 65 رو گیر آوردی ببین 18 بهمن چند شنبه است... یک عذرخواهی هم به شما بدهکارم...

ما سوات پوات این چیزمیزا را نداریم عزیز بابا.
همین طوری همه چیز را قاطی پاطی می‌کنیم می‌رود پی کارش! با این حال، خیام ریاضیدان که تقویم جلالی را نوشته بود دم‌دستمان بود و گفت آنچه شما خواسته بودید: هیچ «شنبه»! از بابت تماسیدن یا ارسالیدن شماره های قبلی چاردیواری، به بزرگی‌ات عفوم کن؛ ایمکاناتش مهیا نیست. عذرخواهی و اینها را هم بیخیال شو که به قول شاعر: نو پرابلم! (حواست هست که؟ شاعرش خارجکی بود!).


ستاره 22 ساله از تهران: می‌نویسم، از شب، از تاریکی، از نور سفیدی که از عمق آسمان تاریک شب می‌تابد و درونم را روشن می‌کند، خیالم را به پرواز در می‌آورد و زندگی‌ام را معنایی تازه می‌بخشد. معنایی به زیبایی عشق، به زیبایی آرزو، به زیبایی روِیایی شیرین...

 می‌نویسی، حالا چه از شب، چه از تاریک، بنویس! ولی یادت باشد سعی کنی طوری بنویسی که اگر خواجه قشیری هم آن را خواند نگوید: «فقط جمله‌پردازی کرده»! جمله‌پردازیهای قشنگت را با مفهومی، نکته‌ای همراه کن تا ته آن حرفی ارزشمند و برداشتی تازه هم داشته باشی.

مرمی بدون پوکه 17 ساله:
...دیدیم همه مدعی‌اند؛ گفتیم بگیم: بابا ما هم دوره راهنمایی و اوایل بلوغ، از این کارها می‌کردیم (شعر گفتن رو می‌گم)! تازه، شما هم نگی خودش حرفی نداره بزنه، هی تند و تند نامه‌های بقیه رو نقد و بررسی می‌کنه!...

 هه هه هه! نه عزیز دلم، شما همان نامه‌های بقیه را نقد و بررسی کنی، همگی در سلامتی کامیل به سر خواهیم برد، هپ؟! (چون می‌دانستم جنبه‌اش را داری و ناراحت نمی‌شوی از باب مزاح گفتم ها، اگر قرار است ناراحت شوی، بگو که فکر دیگری کنم).

ببعی موفرفری 21 ساله: اشتباه بزرگی که برخی جوانان جویای کار می‌کنند این است که درست نمی‌دانند می‌خواهند چه کار کنند. واقعاً باید تأسف خورد که بعضیها برای خریدن لباس بیشتر از انتخاب شغل، فکر خود را مشغول می‌کنند...

خیلی مواقع این جوانان جویای کار نیستند که شغلی را انتخاب می‌کنند. بیکاری، به هر دری زده‌ای شغلی نیافته‌ای، هزار حرف و حدیث هم هست و در این شرایط یک شغل جلوی رویت چشمک می‌زند. چیک چیک، چیک چیک، چیک چیک، (اینها یعنی همان چشمک زدنه!) خب؟ چه می‌کنی؟ هوم؟ من باشم، قبل از اینکه برای دیگران تأسف بخورم و فکرم را به انتخاب شغل دیگران مشغول کنم، به نحوه درست و مناسب فکر کردن می‌اندیشم. قرار نبود از دستمان ناراحت شوی ها! چون دوستت داشتم گفتم.

پایه یک بروبچ 19 ساله از نجف‌آباد اصفهان: ...من جنبه انتقاد ندارم ها. حواست رو جمع کن. راستش دل و دماغ درست و حسابی هم ندارم. یعنی اعصاب هم ندارم وگرنه می‌نوشتم برات یه چیزایی. اگه شعرام لیاقت چاپ داشتند چاپ کن اگرم نه که نه! فقط جوابم رو بده. خب؟ شنیدی که شاعر ننه‌مرده می‌گه بخند به روی دنیا؟...

 پس حتماً نشنیده‌ای که شاعر مورد نظر فقط قبل از ازدواجش بوده که همچین حرفهایی می‌زده؟! هان؟ اما از شوخی گذشته، یک مایه‌هایی از استعداد در ابیاتت مشهود است ولی حرف حکیم سخن در جهان آفرین را گوش کن که می‌فرماید: بچسب به همان نقاشی که استعدادت در آن شگرفتر است. دفعات بعد هم نوشابه‌های کمتری برایمان باز کن که پزشک بابامُرده می‌گوید چاقی کاذب می‌آورد و چاقی هم که می‌دانی، بد دردی‌ست!
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها