وقتی برای دوستمان مضمون کتابی را که تازه خواندهایم با آب و تاب نقل میکنیم، حتی اگر در خصوص خواندن کتاب مورد نظر به او توصیهای هم نکنیم، کار ما معرفی خواهد بود. همانطور که وقتی در نمایشنامهای رادیویی یا فیلم تلویزیونی یا سینمایی از نویسنده و کتابی نام برده میشود یا برنامه خودش اقتباسی از اثری مکتوب است، باز معرفی صورت گرفته است، ولی وقتی به طور متمرکز و مستقیم و با هدف مشخص قصد معرفی کتاب داشته باشیم، کارمان کمی مشکل میشود. نباید سلیقهای برخورد کنیم و اصولی را میبایست مدنظر داشته باشیم. اگر بپذیریم کتاب، غذای روح است، در انتخاب آن، همان وسواسی را به خرج خواهیم داد که در انتخاب غذای سالم و مفید لازم میدانیم. از طرفی هم به آزادی انتخاب نباید لطمه وارد شود و گزینههای انتخابی لازم است متنوع باشد؛ مطابق با هر سلیقه و ذائقه روحی و فکری.
مرحله بعد، معرفی درست است. پس از انتخاب اولیه، نوبت به انتخاب دوم میرسد؛ یعنی گزینش درست بهترین بخشهای کتاب که میتواند در عین ایجاز، فضای کلی فکری اثر را به ما نشان بدهد. صداقت در بیان، نقش مهمی دارد. معرفی کتاب، کاری تبلیغاتی نیست که پوشاندن معایب در آن حسن محسوب شود و دروغ در آن موجه پنداشته شود. اگر بپذیریم هیچ کتابی کامل نیست و مهم میزان مطالب آموزندهاش است و کاستیها به نوعی بهای پرداختی برای بخشهای مفید دیگر است و اگر برای شعور و درک مخاطب، احترام قائل باشیم و از موضع بالا برایش تصمیم نگیریم، آن وقت میتوانیم هم گزینههای بهتری پیش روی او قرار دهیم و هم نزد مخاطب قطعا فهیم برنامه، امینتر و مورد اطمینانتر باشیم. عامل موفقیت دیگر در این مرحله، شیوه بیان است. اینجا دیگر ذوق هنری مطرح است و خلاقیت و توانایی و مهارت.
برنامه کتاب 4 در بخش شیوه معرفی، برنامه موفقی است. در گفتارهای روی تصاویر هم از خلاصه مضمون کتاب و هم از بخشهای خود اثر استفاده میشود. بخشهایی که دربردارنده فکر کلی حاکم بر اثرند. برای مثال بخش منتخبی از یکی از کتب نشر ثالث با این مضمون که: «بنده به شعرای جوان توصیه میکنم بهجای مطالعه مکاتب ادبی، شاهکارهای ادبی را بخوانند» بخوبی شناخت کاملی از فضای فکری نویسنده را به بیننده ارائه کرد و گوینده برنامه را از بسیاری گفتارهای توصیفی زائد بینیاز کرد. چنین گزینشهای هوشمندانهای در برنامه کتاب 4 از تسلط پژوهشگران برنامه بر کتب انتخابی حکایت دارد و شناخت درست ایشان از ویژگیهای مهم یک رساله علمی یا ادبی و هنری است. طراحی صحنه برنامه هم با آن پس زمینه قفسههای پر از کتاب و مجری برنامه که در میان این بهشت دانش احاطه شده به همراهی مخاطب با برنامه و ایجاد انگیزه لازم در او برای جلب توجهش به موضوع اصلی کمک شایانی میکنند. اینسرتهای خوب از صفحات کتاب که با قرائت همان بخشها از سوی گوینده همراه میشود، هم به گیرایی بهتر مطلب کمک میکنند چراکه دو حس شنوایی و بینایی همزمان بر یک چیز متمرکز هستند و هم سند بیشتری به گفتارها میدهند و به باور و اعتماد مخاطب کمک میکنند.
اگر این دقت در انتخاب جزئیات که البته اصلا کم اهمیت نیستند در کلیت برنامه هم اعمال شود، در آن صورت در جهت جلب توجه، اعتماد و رضایت اقشار مختلف مخاطبان نسبت به این گونه برنامهها قدم بلندی برداشته خواهد شد.
آزاد جعفری