حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
عید برای ما بچهها یه حال و هوای دیگه داره چرا؟ نمیدونم ولی هیچ بچهای نیست که عیدرو دوست نداشته باشه، شاید برای اینه که لباسهای نو میخریم و میپوشیم. یا نه شاید هم برای اینه که تا دلمون بخواد میتونیم آجیل و شیرینی بخوریم یا نه شاید به این دلیله که میتونیم 13 روز تعطیل باشیم و بریم بازی، آهان شاید برای این خیلی از عید خوشمون میآد که بچههای فامیل رو میتونیم ببینیم و باهاشون بازی کنیم نمیدونم شاید هم برای اینه که عیدی و کادویی زیادی میگیریم اما درست نمیدونم که ایناییرو که گفتم دلیل خوبی برای خوشحالی ما هست یا نه؟!
شاید هم اینا درست باشن ولی یه دلیل دیگهای هم باید باشه، آره هست، نو شدن؛ تازگی، آره همه جا برق میزنه از تو خونه گرفته تا کوچه و خیابون خلاصه همه شهر نو میشه، یه جوری نو میشه که تو حال و هوای ماها اثر میذاره.
اینقدر این نو شدن به چشم میاد که همه آدمها خوشحالند، همهباهم مهربونن تو این فرصت سیزده روز بیشتر آدمهایی که با هم کمی دلخورند با دیدن هم آشتی میکنن، حتی ما به حیوانات هم توجه بیشتری میکنیم؛ مثلا همین ماهی قرمز سفره هفت سین، اینقدر حواسمون بهش هست که هر روز آب توی تنگ تمیز و زلال باشه یا سبزه رو بهش آب میدیم که خشک نشه به لباسمون خیلی اهمیت میدیم، مواظبیم کثیف نشه، یا خدای نکرده پاره نشه، میدونی فکر میکنم ایکاش بعد از این سیزده روز هم تو دلامون عید باشه تا خودمون لباسمون، خونمون، کوچه، خیابان، شهر و روستامون همیشه شکل عید داشته باشه و ما مراقباش باشیم، واقعا چقدر خوب میشه اون وقت ما بچهها برای هر روز و شب لحظهشماری میکردیم وای که چقدر خوب بود، پیشاپیش عید شما مبارک.
مهیار (سینما رنگینکمان)
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....