برای مثال میتوان به قطارهای موسوم به «agit trains» یا قطارهای تهییجی اشاره کرد که در جریان جنگ داخلی 1918 تا 1921 در نقاط مختلف شوروی اقدام به پخش فیلم میکردند.
در سال 1919 سینما در اتحاد شوروی ملی اعلام شد و اولین مدرسه فیلم دولتی نیز در همان سال تاسیس شد. اما این ملی شدن صنعت سینما در شوروی تاثیرات منفی بسیاری داشت. بسیاری از فیلمسازان و تهیهکنندگان از ساخت فیلم دست کشیدند و از کشور خارج شدند. این تهیهکنندگان تجهیزات سینمایی خود را نیز همراه خود بردند و همین باعث نایاب شدن تجهیزات سینمایی در شوروی گردید. به همین دلیل بود که در سال 1921 لنین که متوجه شدت ضربه وارد شده به سینمای این کشور گردیده بود، سینما را دوباره به بخش خصوصی باز گرداند. در سال 1922 کمپانی هماهنگکننده گوسکینو (Goskino) که در سال 1925 به سووکینو(Sovkino) تغییر نام داد تاسیس گردید. در سال 1928 کنگره حزب کمونیست فرمانی صادر کرد که بر اساس آن فیلمها مجبور بودند از فرمالیزم ناب دوری کنند و به محتوا و به رئالیزم سوسیالیستی بپردازند. این مساله باعث شد تا جریان تجربهگرایی حاکم بر سینمای شوروی جای خود را به احکام رئالیزم سوسیالیستی بدهد. «یعنی بازنمایی زندگی به صورتی که خواهد بود»
فیلمسازان جوان شوروی در این سالها فعالیت را در عرصه سینما آغاز کردند. اینان دست به تجربیاتی در زمینه سبک و تکنیک زدند و به خصوص در مورد مونتاژ تغییراتی در سبک فیلمسازی پایهگذاری کردند. لف کولشف که به عنوان پدر سینمای شوروی که در مسکو یک کارگاه فیلمسازی را در اختیار داشت، با فیلم «ماجراهای عجیب آقای وست در سرزمین بلشویکها» آغاز گردید و بعدها با افراد دیگری نظیر سرگئی آیزنشتاین، زالود پودوفکین و ژیگا ورتف ادامه داده شد.
در این سالهای سینمای شوروی باید از فیلم «اعتصاب» ساخته آیزنشتاین نام برد که در حقیقت طلیعه برخورد جدیدی با صنعت سینماست. فیلم، بیان داستان شورش کارگران است که آغاز آن خودکشی یکی از کارگران است که متهم به دزدی شده. این فیلم در حقیقت متفاوت است با آنچه تحت عنوان سینمای قصه گو شناخته میشود و در آن به جای پرداختن به افراد و شخصیتها، آنچه مد نظر است، جماعت است. این نوع نگاه به سینما و روایت داستان که در آن آیزنشتاین با بسیاری دیگر از فیلمسازان اتحاد شوروی همداستان است، همان نگاه دولت شوروی و حزب کمونیست است که در جریان سینمای این کشور رواج یافته است.این هنرمندان در آن سالها گروهی تشکیل دادند به نام «جبهه چپگرای هنر» یاLEF که از اعضای آن میتوان به مایاکوفسکی، آرواتف، تریناکوف و آیزنشتاین اشاره کرد. مهمترین رکن کارLEF مطالعه تنشهای اجتماعی بود؛ تنشهایی که نمونه نگاه به آن را در فیلم اعتصاب آیزنشتاین مشاهده کردیم.
از دیگر فیلمسازانی که در شوروی آن سالها مشغول ساخت فیلم بودند، میتوان به وزالود پودوفکین اشاره کرد که در سال 1920 به کارگاه کولشف پیوست و اولین فیلم خود را که یک مستند علمی راجع به آزمایشهای پاولف بود، به نام «مکانیزم مغز» ساخت. او که در کارگاه کولشف بسیار تحت تاثیر گریفیث قرار گرفته بود با آیزنشتاین در بیان داستانی ماجرا اختلاف نظر دارد. او برای بیان تاریخ از افراد و تغییرات روحی آنها استفاده میکند.
مهدی رعنایی
منابع:
- نگرشی بر تاریخ سیاست در سینما، کاظم راست گفتار
- مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی، سوزان هیوارد
مرور بزرگترین جنجالهای تاریخ جام جهانی (۵)