با سائوهامبورگر، سازنده فیلم «سالی که والدینم به تعطیلات رفتند»

خلاقیت در اجتماع ‌اضداد

سائو هامبورگر، فیلمساز برزیلی با ساخت دومین فیلم سینمایی‌اش «سالی که والدینم به تعطیلات رفتند» موفقیت داخلی و بین‌المللی خیلی زیادی کسب کرد. فیلم که سال گذشته خرس نقره‌ای جشنواره بین‌المللی فیلم برلین را از آن خود کرد، امسال یکی از 5 نامزد اصلی دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی سال نیز بود. این فیلم یک دور کامل در جشنواره‌های بین‌المللی زده و در همه جا با استقبال و تحسین منتقدان و تماشاگران جدی سینما روبه‌رو شده است. خط اصلی قصه فیلم سال 1970 و در دوران برپایی جام جهانی فوتبال اتفاق می‌افتد. زوج جوانی راهی تعطیلات می‌شوند و پسرشان مارکو را نزد پدربزرگش می‌گذارند. بلافاصله پس از آن که پدر و مادر منزل را ترک می‌کنند، پدربزرگ سکته قلبی می‌کند. مارکو که نمی‌داند والدینش کجا هستند و چه کار باید بکند، به خانه همسایه بغلی می‌رود. سلوما، همسایه بغلی جزو یک اقلیت قومی است. پدر به مارکو قول داده پیش از اولین بازی تیم ملی فوتبال برزیل به خانه برگردد. مارکو دوستان تازه‌ای پیدا می‌کند و هنگام تماشای مسابقه‌های فوتبال، متوجه تحرکات نیروی ارتش و پلیس در آن محل می‌شود. قصه فیلم سیاست، دیکتاتوری، فوتبال، روابط پدر و فرزندی و نوجوانی را درهم ادغام می‌کند تا یک اثر پرشور و گرم اجتماعی ارائه کند، اثری که بدون محافظه‌کاری درباره زندگی مردم برزیل در شرایط اختناق‌آور و پلیسی دهه 70 صحبت می‌کند.
کد خبر: ۱۶۵۰۳۴

چه چیزی شما را به سمت کار فیلمسازی کشاند و این علاقه در طول سال‌هایی که فعالیت هنری داشته‌اید، چگونه گسترش پیدا کرده است؟

زمانی جذب سینما و فیلمسازی شدم که فهمیدم به هیچ وجه نوازنده خوبی نیستم و نمی‌توانم در دنیای موسیقی کاری انجام دهم. بعد کشف کردم که در دنیای فیلمسازی می‌توان راه و روشی پیدا کرد که به خوبی آدم را به بقیه دنیا وصل می‌کند. شما با کمک این وسیله ارتباطی می‌توانید با هر کسی در هر کجای دنیا که هست، ارتباط برقرار کنید. این اولین دلیل من برای رفتن به سمت فیلمسازی بود. درباره تحولاتی که در این ارتباط پیدا کرده‌ام، حرف‌های زیادی دارم. خیلی چیزها در این مدت یاد گرفته‌ام که تنها در فیلم ساختن و کارگردانی خلاصه نمی‌شود. یاد گرفته‌ام که چگونه می‌توان فیلمنامه‌های بهتری نوشت و آشنایی خیلی خوبی هم با کار تولید فیلم پیدا کرده‌ام؛ اما هنوز هم خودم را یک نوآموز می‌دانم و آماده یادگیری چیزهای تازه هستم. ذهن من روی هر حرف و نکته تازه‌ای باز است.

ایده سالی که والدینم به تعطیلات رفتند از کجا آمد؟

اولین ایده‌ها زمانی به ذهنم رسید که در لندن زندگی می‌کردم. در موقعیتی قرار داشتم که مرا به چشم یک غریبه و غیرخودی نگاه می‌کردند. این کمی مثل یک تبعید بود و همان موقعیتی است که کاراکتر اصلی فیلم هم دارد. بدقت به تفاوت‌های فرهنگی که بین من و آنجا وجود داشت فکر می‌کردم و می‌دیدم برای همراهی با این فرهنگ جدید با مشکلاتی روبه‌رو هستم. همین نکته باعث شد به پشت‌ سرم نگاه کنم و ریشه‌هایم را  بویژه دوران کودکی‌ام  جستجو کنم. تحقیقات مفصلی کردم و مقدار زیادی یادداشت برداشتم. با دوست فیلمنامه‌نویسم کلودیو کالپرین تماس گرفتم و قصه را با همکاری یکدیگر نوشتیم. هنگام نگارش قصه، تجربیاتمان را با یکدیگر تقسیم و تلفیق کردیم. این کار کمک کرد تا بتوانیم به یک قصه اصلی و بی‌همتا برسیم.

برایمان درباره نوع نگاهتان به فیلمسازی بگویید و این که چگونه یک فیلم را کارگردانی می‌کنید. کدام فیلم‌ها تاثیر بیشتری روی شما گذاشته‌اند؟

می‌دانید، من خیلی تحت تاثیر فیلمبرداری فیلم‌ها قرار می‌گیرم. همه فیلم‌های خوبی را که تهیه و تولید شده است دوست دارم. آنها حکم یک غذای خوب و مقوی را برای ذهن و تفکرات آدم دارند. سبک‌ها و ژانرهای مختلف این فیلم‌ها باعث می‌شود ذهن به تکاپو و جنبش بیفتد و خلاقیت کند. از طرفداران جدی فیلمسازانی مثل استنلی کوبریک، سرجو لیونه، فدریکو فلینی، استیون اسپیلبرگ، چارلی چاپلین، امیر کاستاریتا، فیلم‌های ژاپنی، کارهای جدید آرژانتینی، ویم وندرس و فرناندو میرلس هستم. همان طور که می‌بینید، من جمع اضداد را دوست دارم. سعی می‌کنم در فیلم‌هایم تلفیقی از همه آنها ارائه کنم. با وجود این و با وجود تاثیرپذیری از تمام این افراد و جریان‌های سینمایی، همیشه تلاش می‌کنم سبک شخصی خودم را پیدا کنم. در همه حال مشغول تحقیق هستم. در همان حالی که می‌خواهم سبک و لحن روایتی هنرمندان دیگر را کشف کنم، در تلاشم سبک و لحن روایتی خودم را نیز حفظ کنم.

و درخصوص این فیلم چطور؟

در «سالی که والدینم به تعطیلات رفتند» به ‌دنبال این بودم که به‌شکلی باز و آزاد عمل کنم. تلاشم این بود هارمونی خوب خلق کنم که مثل یک ارکستر منظم یک موسیقی جذاب را بنوازد. در تمام قسمت‌های مختلف فیلم به این موضوع نظر داشتم، از بازیگری و طراحی صحنه گرفته تا تدوین و حتی زبانی که دوربین فیلمبرداری باید انتخاب می‌کرد. سعی همه عوامل فیلم این بود که نه فقط قصه را به شکل درست و جذابی تعریف کنیم، بلکه احساسات آدم‌های قصه (و محیطی که در آن زندگی می‌کردند) را نیز به نمایش بگذاریم. نمی‌خواستیم در کلیت کار چیزی تحمیلی به نظر برسد و یک چیزی ناگهان خودش را وسط ماجرا ول کند و نتوان بین آن با دیگر اجزای قصه ارتباطی به ‌وجود آورد. فکر می‌کنم همه همکارانم در بخش‌‌های مختلف فیلم متوجه این نکته شده بودند و سعی داشتند کاملا در خدمت چیزی باشند که داشتیم خلق می‌کردیم.

به ‌عنوان فیلمساز چه ژانرها یا قصه‌های دیگری را دوست دارید مورد مکاشفه قرار دهید؟

حتی پیش از این که فعالیت فیلمسازی را شروع کنم، یکی از آن «سینه فایل»ها (طرفداران پروپاقرص فیلم‌ها)ی بزرگ بودم و هیچ وقت این ‌طور نبود که به ژانر خاصی علاقه زیادی داشته باشم. همیشه دوستدار و طرفدار فیلم‌های خوب بودم. حالا این فیلم می‌خواست در هر ژانری باشد یا توسط هر فیلمسازی ساخته شده باشد. اصلا برایم مهم نبود این فیلم‌ها محصول کجاست، متعلق به اروپای شرقی یا غربی است یا امریکای شمالی یا جنوبی، پرفروش بوده یا نه و امثالهم. به ‌عنوان یک فیلمساز همواره علاقه‌مند ژانرهای مختلف و قصه‌های متفاوت بوده‌ام.

برخی نویسندگان و فلاسفه یک سری چیزها را افیون جوامع می‌دانند. بخش مهمی از قصه فیلم شما درباره فوتبال است. آیا این حقیقت دارد که فوتبال افیون برزیلی‌هاست؟

خیر، با این برداشت موافق نیستم. خیلی‌ها در دوران حکومت دیکتاتوری چنین حرفی را به زبان می‌آوردند. آنها می‌گفتند حاکمان دیکتاتور کشور از ورزش و مسابقه‌های فوتبال استفاده می‌کنند تا آن واقعیت‌های تلخی را که در کشور اتفاق می‌افتد، پنهان کنند. البته چنین چیزی امکان‌پذیر هست، ولی شخصا فکر نمی‌کنم شما بتوانید یک دیکتاتوری را پشت جام جهانی فوتبال پنهان کنید. من خودم خاطرات خوبی از آن مسابقه‌ها دارم که پله و دیگران در بازی‌های جام‌جهانی شرکت داشتند. این خاطرات خوش و آن خاطرات تلخ دوران دیکتاتوری دو چیز کاملا متفاوت و مجزا هستند که نباید آن را با هم قاطی کرد.

چرا برایتان اینقدر اهمیت دارد که در قصه فیلم سیاست و ورزش فوتبال را در کنار هم قرار دهید؟

این مساله که هر یک در نهایت یک خط قرار می‌گیرند را می‌توان استعاره‌ای برای زندگی خودمان ارزیابی کنیم، بعضی وقت‌ها آسمان خاکستری است، اما در دل این رنگ و روز خاکستری شما خورشید را دارید که در حال درخشش است، این زندگی ماست. ما همیشه در زندگی‌مان دوران سیاه و تاریک هم داریم، ولی حتی در چنین دورانی هم می‌توانید چیزی را پیدا کنید که باعث شادی و خوشحالی‌تان می‌شود. سیاست و فوتبال در فیلم همین نقش را بازی می‌کنند و می‌توان آنها را این‌ گونه توضیح داد.

چرا تصمیم گرفتید قصه فیلم را در محلی که اقلیت‌های قومی و مذهبی زندگی می‌کنند، به نمایش بگذارید؟

یکی از دلایل مهم این بود که بهانه‌ای به‌دستم می‌داد تا به مکاشفه‌ای جدی‌تر در ریشه‌های خودم بپردازم. می‌خواستم چیزهای بیشتری درباره پس زمینه فرهنگی‌ و اجتماعی خودم بدانم. ما می‌توانیم این قصه را در دل یک جامعه مثلا ژاپنی‌ هم تعریف کنیم، ولی جامعه اقلیت قومی و مذهبی داخل قصه فیلم، خیلی بهتر این موضوع را به نمایش می‌گذارد. علتش هم این است که چنین جامعه‌ای می‌تواند به نوعی استعاره‌ای از آن اتفاقاتی باشد که برای بچه‌ها رخ داده است. برخی از بچه‌های برزیلی مجبور شدند کشور خود را ترک کنند و در محیط دیگری خودشان را با شرایط تازه تطبیق دهند.

ایده اصلی هم برای این که قصه‌ای را تبدیل به فیلم کنید همین بود؟

مدتی بود که می‌خواستم درباره وضعیت نوجوانان کشورم صحبت کنم. در زندگی اقلیت‌های قومی و مذهبی کشور، گذر از نوجوانی به بزرگسالی با مسائل و مشکلات زیادی همراه است. می‌خواستم فیلمی در این ‌باره کارگردانی کنم. در حقیقت این فیلم درباره کودکی و نوجوانی و ریشه‌های بسیاری از اهالی برزیل است. این فیلم نگاهی (و راه و روشی) شخصی برای دیدار دوباره با تمام آن مسائل و دوران بود.

آیا خانواده‌تان خیلی مذهبی هستند؟

پدربزرگم شبیه بسیاری از کاراکترهای فیلم است. والدینم دانشمند هستند و ضمن مذهبی بودن، از خرافات دور هستند. فرهنگ کاتولیک ریشه‌ای قوی در زندگی‌مان دارد.

پیدا کردن بازیگر برای نقش بچه فیلم سخت بود؟


کل پروسه بازیگر‌یابی‌مان حقیقتا سخت بود. از بیش از هزار بچه تست گرفتم و وقتی میشائیل جولساس را پیدا کردم، بخشی از کاراکتر بچه فیلم را تغییر دادم. او خیلی جذاب نبود، ولی همانی بود که می‌خواستم. میشائیل تا قبل از این جلوی دوربین بازی نکرده بود و نمی‌دانست بازیگری یعنی چه. اما دو نکته خیلی مهم را در خود داشت؛ بسیار باهوش بود و حس بصری خیلی خوبی داشت. از سوی دیگر از کاریزمای قوی هم برخوردار بود.

مترجم :‌کیکاووس‌زیاری‌
منبع : آسوشیتدپرس‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها