پرحس و حال و درگیرکننده‌

منتقدان سینمایی «سالی که والدینم به تعطیلات رفتند» را کاری پرحس و حال، درگیرکننده و جذاب ارزیابی می‌کنند که به شکلی دراماتیک قصه زندگی پسربچه‌ای را در یک محیط غریب به نمایش می‌گذارد. والدین او آدم‌هایی سیاسی هستند که مجبور به فرار از کشور شده‌اند. سینمای نوین برزیل طی چند سال اخیر فیلم‌های جذابی ارائه کرده و به سراغ سوژه‌هایی رفته که مثل حرکت بر لبه تیغ هستند. فیلم که با وجود لحن روشنفکرانه‌اش، فروش خوبی در سینماهای کشور داشت، دومین ساخته سینمایی سائو هامبورگر است. فیلم اول او «کاستلو را تیم» نسخه سینمایی یک برنامه تلویزیونی از خودش بود. اما در فیلم دوم، او از حال و هوای دوران کودکی و فانتزی‌های مربوط به آن بیرون آمده است. این بار او یک مضمون تند اجتماعی را مطرح می‌کند. برای کاراکتر نوجوان فیلم سال 1970 سال پیروزی‌های تیم ملی فوتبال برزیل است، اما او متوجه مسائل سیاسی محیط پیرامون خود نیست و حتی نمی‌داند که چه مشکلاتی برای والدین جوانش وجود دارد. کارگردان با تلفیق هیجان‌های مربوط به بازی‌های فوتبال و دیکتاتوری پنهانی که بی‌صدا روح مردم را از بین می‌برد، یک اثر تماشایی خلق کرده که کمتر فیلمسازی می‌تواند چنین کاری را انجام دهد. در همین ارتباط است که شوخ‌طبعی نقش مهمی در قصه فیلمنامه بازی می‌کند. این فیلمنامه شگفتی‌های زیادی را برای بینندگانش تدارک دیده و بارها آنها را شگفت‌زده می‌کند. پایان فیلم تراژیک و قابل درک است. چنین قصه‌ای نمی‌تواند پایان خوشبینانه داشته باشد.
کد خبر: ۱۶۵۰۳۳
خاطرات مختلف دل بیننده را به درد می‌آورد و او را به دنیایی می‌برد که افسانه‌ها و فانتزی‌ها در رویارویی با واقعیت‌های تلخ جامعه، رنگ می‌بازند. از لحن روایتی فیلم کاملا پیداست که هامبورگر، کارگردان فیلم احساس می‌کند نیازی به این ندارد که همه چیز را صاف و پوست‌کنده مطرح کند. او توانایی یک جادوگر را دارد تا بتواند حس و حال درخشان قصه را به زبانی باورپذیر در اختیار تماشاچی قرار دهد. بازیگران فیلم  که عموما از افراد محلی انتخاب شده‌اند  نقش‌های خود را خیلی خوب بازی می‌کنند. یکی از عوامل مهمی که باعث می‌شود تا تماشاچی پیگیر ماجراها شود، فیلمبرداری جذاب آن است. فیلمساز توانسته فضای سال 1970 کشورش را بخوبی بازآفرینی کند و سائوپولوی داخل فیلم، شبیه عکس‌های آن دوران است. ریتم تند فیلم هیجان ویژه‌ای را در بیننده ایجاد می‌کند. کارگردان با وجود محدودیت‌های مالی، مکانی و زمانی اثری تماشایی ارائه می‌کند و قصه رئال خود را به شکلی افسانه‌ای بازگو می‌کند. شخصیت نوجوان فیلم یک آدم کامل یا رویایی است و نقاط ضعف خودش را دارد و قصه فیلم تلاش ندارد از او یک سمبل بسازد. قصه سعی می‌کند به زبانی ملموس و آشنا برای تماشاچی، او را به دنیای غریبی ببرد که چندان با آن آشنا نیست. نوع قصه‌گویی فیلم تماشاچی را علاقه‌مند پیگیری ماجراها می‌کند. با پیشرفت قصه و جدی‌تر شدن موضوع (و از راه رسیدن مسائل سیاسی) بیننده بیشتر و بیشتر درگیر قصه کاراکتر اصلی آن می‌شود و هر چه تیم ملی فوتبال برزیل به پیروزی نزدیک‌تر می‌شود، قصه به اوج و هیجان اصلی‌اش نزدیک‌تر می‌شود. حتی اگر اطلاعات زیادی درباره تاریخ کشور برزیل نداشته باشیم، لحن قصه‌گویی فیلم به گونه‌ای است که ارتباط نزدیکش با بیننده را حفظ می‌کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها