ویژه برنامه تحویل سال

معرفی فیلم‌های سینمایی‌ شبکه 3

در آستانه تحویل سال نو این برنامه با اجرای احسان علیخانی از ساعت 30/6 صبح به مدت 4 ساعت از شبکه 3 سیما پخش می‌شود. از مهمترین بخش‌های این برنامه زنده، مسابقه و اهدای جوایز نفیس، گزارش مردمی، دوربین مخفی، کلیپ ویژه میلاد حضرت رسول‌ص، بخش طنز، مهمان ویژه و ... است.
کد خبر: ۱۶۵۰۱۷

علی و دنی

دنی نوجوانی انگلیسی که بازیگر سینماست،‌ برای یکی از بستگانش ماجرای سفرش به اصفهان را تعریف می‌کند: دنی که فیلمی در جشنواره کودک دارد همراه با کارگردان و چند نفر دیگر به اصفهان می‌آیند و با علی که او هم بازیگر است، هم‌اتاق می‌شود. علی و دنی در ابتدا با هم اختلاف دارند و کارشان حتی به مشاجره می‌کشد، اما وقتی که فیلم‌هایشان در جشنواره به نمایش درمی آید، با هم دوست می‌شوند. روزی که آنها برای گردش به بازار اصفهان رفته‌اند بر اثر یک سوءتفاهم باز هم مشاجره می‌کنند. دنی از دست علی فرار می‌کند و گرفتار گروهی قاچاقچی می‌شود که قصد دارند سکه‌های عتیقه را از کشور خارج کنند و...

چشمان سیاه

غزل دلاویز و سورنا در یک دانشکده تحصیل می‌کنند و هر دو شاعرند. غزل ناراحتی چشمی دارد و با شدت یافتن بیماری، از تحصیل در دانشگاه انصراف می‌دهد و بعد از مدتی بینایی‌اش را از دست می‌دهد، سورنا که نگران سرنوشت غزل شده سراغ او می‌رود تا در درس‌های دانشگاهی کمکش کند و به تدریج بین آنها علاقه‌ای ناگفته به وجود می‌آید. شعرهای غزل به طور اتفاقی به دست یک آهنگساز می‌رسد و او با غزل قراردادی می‌بندد تا شعرهایش به صورت ترانه و دکلمه با صدای خودش اجرا شود. کم‌کم اشعار و صدای غزل محبوبیت زیادی پیدا می‌کند. غزل که مدتی در شبانه روزی نابینایان اقامت داشته، به آپارتمانی شیک نقل مکان می‌کند. او با یک مجری رادیو به نام حورا برازنده آشنا و شعرهایش از رادیو نیز پخش می‌شود. سورنا که جرات پیشنهاد ازدواج به او را ندارد، در نامه‌ای عشقش را به غزل اعتراف می‌کند، اما نامه به دست او نمی‌رسد. سورنا که در روزنامه‌ها مقاله‌های حقوقی می‌نویسد، توسط دو موتورسوار کتک می‌خورد، اعصاب حنجره‌اش آسیب می‌بیند و توانایی حرف زدن را از دست می‌دهد و...

شاخه گلی برای عروس‌

سلطان‌علی دل در گرو دختری به نام آزیتا دارد و هدفش ازدواج با او است. سلطان‌علی در توافقی با منوچهر دایی او، قول داده اگر این ازدواج سر بگیرد، در عوض زمین‌هایش را در روستا به منوچهر می‌فروشد. از طرفی آزیتا که دختری ثروتمند است، مردی به نام سعید را دوست دارد. وقتی که سلطان‌علی پی به این مسأله می‌برد به منوچهر اصرار می‌کند تا درباره سعید تحقیق کند و مراسم خواستگاری را به هم بزند. منوچهر پی می‌برد که سعید قبلاً ازدواج کرده و باعث مرگ فرزندش شده و به لحاظ اخلاقی هم آدم درستی نیست. اصرار منوچهر به خواهرش و آزیتا درباره هویت سعید سودی ندارد. البته او به واسطه پول‌هایی که سعید به او می‌دهد از او حمایت می‌کند. سلطان‌علی که پی به اهداف منوچهر برده تصمیم می‌گیرد خود راز سعید را پیش آزیتا برملا کند و...

بله برون

عزت بخشنده، پیرمرد 70 ساله‌ای است که وضع مالی بسیار خوبی دارد، صاحب پنج فرزند دختر شده که دو دخترش را از دست داده و بقیه دخترانش ازدواج کرده‌اند.  دامادهای آقا عزت، گرچه آدم‌های با شخصیت و خوبی به نظر می‌رسند اما از نظر مالی شرایط ناگواری دارند و عزت با حمایت همسرش شوکت تصمیم دارد بخشی از دارایی خود را به دخترها و دامادهایش بدهد تا بلکه در زنده بودنش خوشحالی آنها را ببیند. در جلسه‌ای که برای تنظیم وصیتنامه و تقسیم اموال برگزار می‌شود، بین دامادها بر سر ارثیه درگیری شدیدی پیش می‌آید. عزت که وضع را چنین می‌بیند وصیت نامه را پاره می‌کند و همه را از خانه‌اش می‌راند و...

قلقلک‌

دو تا آدم آسمون جل تصمیم می‌گیرند یک داور بین‌المللی فوتبال به نام خسرو ماجدی را که برنده 2 میلیون دلار جایزه نقدی فیفا شده را بدزدند و به جایش امیر سرخوش‌زاده را که شباهت عجیبی به آقای داور دارد به بازی فینال جام حذفی بفرستند تا در پایان بازی جایزه را گرفته و بین خود تقسیم کنند اما ...

تقاطع 

دکتر مینو رحمانی متخصص زنان و زایمان، شوهرش مرده است و در حالی که قصد دارد با داریوش ازدواج کند، نگران تنها فرزندش امیر است. از سوی دیگر امیر بیشتر اوقات خود را با پدرام که یکی از دوستان هم دوره دانشگاهی‌اش است، می‌گذراند. در یکی از روزها، پدرام که فرد مرفهی است به اتفاق امیر برای خوشگذرانی و شب‌نشینی از خانه خارج می‌شوند، اما در مسیر به دلیل سرعت غیرمجاز پدرام، اتومبیل دیگری دچار حادثه شده و منجر به مرگ دو نفر به نام بهناز و مهسا می‌شود. در تقاطع، حول و حوش دکتر مینو رحمانی، امیر، بهناز و مهسا آدم‌های دیگری حضور دارند که به نوعی با تقاطعی بزرگ در زندگی رو به رو شده‌اند و تقاطع حوادث، زندگی آدم‌های بسیاری را تغییر می‌دهد.

سیل (FLOOD)

داستان فیلم مربوط به طوفان سهمگینی است که منجربه طغیان بیرحمانه دریا در سواحل شرقی انگلستان شده و درنتیجه سیل بزرگی به داخل شهر روانه می‌شود و زندگی میلیون‌ها نفر سکنه شهر در معرض خطر قرار می‌گیرد. رابیکی از کارشناسان به نام و خبره در امور دریایی است و همسر قبلی او سام ولئونارد پدرش تنها چند ساعت فرصت دارند تا شهر را از ویرانی کلی نجات بدهند.

BAIT

آلوین ساندرز به خاطر سرقت تعدادی میگو محکوم به زندان شده است سالهای آخر حبس خود با جان جستر یکی از اعضای یک باند جنایی آشنا می‌شود که معادل 000/000/42 دلار طلا  سرقت کرده‌اند.  جان جستر متوجه می‌شود که هر لحظه ممکن است به خاطر بیماری قلبی خود بمیرد بنابراین از آلوین می‌خواهد که از طرف او پیغامی را درباره مخفیگاه طلاهای سرقت شده برساند. آلوین نمی‌داند که در واقع معنای پیامی را که  می‌خواهد برساند چیست.

 18 ماه بعد جان جستر می‌میرد و دوستانش کلینتین و بریستول به دنبال طلاها می‌روند کلینتین تصمیم می‌گیرد تا از آلوین برای فریب دادن بریستول استفاده کند و به این طریق آلوین به دردسر می‌افتد.

گرو (GURU)

یک معلم مدرسه در هند سرپرستی پسری را به عهده می‌گیرد وقتی پسر بزرگ می‌شود بر خلاف انتظار او نمی‌تواند شغل آبرومندی برای خود پیدا کند و به ترکیه سفر می‌کند تا در آنجا مشغول به کار شود اما در آنجا نیز موفق نمی‌شود و به هند باز می‌گردد و با دختر مردی ثروتمند ازدواج می‌کند اما پس از ازدواج متوجه گذشته سیاه همسرش می‌شود.

کریش (krrish)

این فیلم قسمت دوم فیلم پرفروش قبلی راکش روشن به نام «کویی میل گیا» است. روهیت مهرا (هریتیک روشن) شخصیت اصلی قصه قسمت اول که از «جادو»ی موجود آبی‌رنگ سیارات دیگر نیرو گرفته بود، حالا فرزندی به نام کریشنا (هریتیک) دارد. کریشنا جوانی است که همراه مادربزرگش سونیا (ریکا) در منطقه‌ای دوردست و روستایی زندگی می‌کند. سونیا که نمی‌خواهد کریشنا هم مثل پدرش از بین برود، این محل دورافتاده را برای زندگی انتخاب کرده است. دکتر سیدارت آریا (نصیرالدین شاه) که در سنگاپور زندگی می‌کند، می‌خواهد اختراع روهیت را کامل کند. این اختراع شامل دستگاهی می‌شود که به کمک آن می‌توان آینده را دید و پیش‌بینی کرد. سیدارت می‌خواهد به کمک این دستگاه بر جهان مسلط شود. ورود پریا (پریانکا چوپرا) به دهکده کریشنا باعث تغییر اوضاع می‌شود. او متوجه قدرت‌های خاص و عظیم کریشنا به عنوان یک ابرقهرمان می‌شود و او را به سنگاپور دعوت می‌کند. سونیا او را از این سفر باز می‌دارد، ولی کریشنا به او قول می‌دهد مواظب خودش باشد. در سنگاپور سیدارت متوجه حضور کریشنا می‌شود و تصمیم می‌گیرد پروژه‌اش را با کمک او به انجام برساند. کریشنا که در جست‌وجوی پدرش است متوجه می‌شود او نمرده و اسیر دست سیدارت است. سیدارت می‌خواهد به کمک گروگانی که در اختیار دارد، کریشنا را مجبور به همکاری با خودش کند. آیا او در اجرای نقشه‌اش موفق خواهد شد؟

طعمه (Flashpoint)

این فیلم کره‌ای را ویلسن ییپ کارگردانی کرده و دانی ین، بازیگر سرشناس سینمای این کشور آسیایی، نقش اصلی آن را به عهده دارد. خط اصلی قصه فیلم درباره مبارزه سخت و طولانی یک مامور وظیفه‌شناس پلیس با 3 برادر است؛ برادرانی که یک گروه پرقدرت و بانفوذ گنگستری ویتنامی را رهبری می‌کنند. بخش مهمی از مبارزه دانی ین، استفاده از ورزش‌های رزمی و ووشو است.

شعله 2 (sholay2)

این فیلم در حقیقت نسخه بازسازی و امروزی شده فیلم کلاسیک و وسترن «شعله» (1975) است. رام گوپال درما، کارگردان و تهیه‌کننده سرشناس هندی، سال‌ها قصد ساخت این فیلم را داشت و اواسط فیلمبرداری آن، به دلیل مخالفت سازندگان نسخه اصلی نسبت به دوباره‌سازی آن، تصمیم گرفت نام کاراکترها را عوض کند. در قصه فیلم جدید که در شهر بمبئی و در زمان حال رخ می‌دهد، هیرو و راج (آجی دیوگان و پراشانت راج) 2 سارق خرده‌پا هستند که تازه از زندان آزاد شده‌اند. ناراسینها، افسر پلیس (موهانلال) از این دو دعوت می‌کند تا به مقابله با بابان (آمیتاب بچن) سرکرده یک گروه خطرناک و بیرحم مافیایی بپردازند. بابان که قبل از این توسط ناراسینها دستگیر شده، با فرار از زندان، خانواده او را قتل‌عام کرده است. گونگورو (نیشا کوتاری) راننده تاکسی محلی به هیرو و راج کمک می‌کند. دورگا (سوشمیتاس) عروس بیوه ناراسینها هم به یاری آنها می‌آید و به راج دل می‌بندد. هیرو و راج موفق به سرکوب بابان و آدم‌هایش می‌شوند؛ ولی راج در این نبرد سخت، جان خود را از دست می‌دهد.

کشوری برای پیرمردها نیست‌

یک قرارداد مربوط به مواد مخدر به مسیر غلطی می افتد و همین اشتباه  سازمان فیلم را شکل می دهد.جوانی بی خبر از همه جا در مسیر خود با ماشینی رو به رو می شود که رانند ه اش به قتل رسیده و عقب ماشین پر از پول و مواد مخدر است.او پول ها را برداشته و فرار می کند،غافل از اینکه داخل کیف پول یک رد یاب کار گذاشته شده است و یک آدم کش حرفه ایی که از اعضای  باند قاچاقچیان است به دنبال او و کیف پول است...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها