از آنجا که جغرافیای حضور شخصیتهای داستان به طبقات آسیبپذیر و محروم جامعه طعنه میزند طبق رویه آشنای چنین محیطهایی آدمهای حاضر در این فضا از فقر فرهنگی و اقتصادی رنج میبرند. بچههای فیلم از همان کودکی با توجه به نبود سایه مادر بر سرشان زودتر از زمان موعود به اجتماع و مناسبات دشوار آن گره خورده و مجبور هستند گوشهای از نردبان سنگین مسوولیت را به دوش کشند. محمد پس از تحمل مرارتهای گوناگونی که از جانب پدرش به او تحمیل میشود تصمیم به شکایت از پدر خود میگیرد. در این مسیر عموی محمد برای انصراف او از این حرکتش به روش ارعاب و تهدید متوسل میشود، اما محمد نه نیت انتقام دارد نه قصد آسیبرسانی به کانون خانواده بلکه میخواهد پدر به درک و بینش تازهای نسبت به توانایی و قابلیتهای فرزندانش پی ببرد.
فیلمساز به دور از شعار و تزریق پیامهای اخلاقی به وجنات فیلمش داستانی ساده و روان را بدون لکنت تعریف میکند. فیلم از جغرافیای جنوب شهر به مناسبترین شکل بهره برده است. حسین جعفریان، فیلمبردار کارکشته سینمای ایران نقش مهمی در ثبت تصاویر مقبول و انتقال حس و حال واقعی جغرافیا و فضای فیلم ایفا کرده است. مضاف بر این که فیلمساز از اصوات محیطی برای باورپذیری اثرش به بهترین شکل بهره برده است به گونهای که این اصوات جایگزین موسیقی در فیلم شدهاند. به هر روی نبض زندگی را در گوشه و کنار فیلم به عینه میتوان رصد کرد و این مهم برای فیلمی که معضلات آموزشی و تربیتی بخشی از جامعه را زیر ذرهبین برده است امتیاز اندکی نیست.
علی احسانی