سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای ستاد برگزاری
کنگره بزرگداشت سرداران شهید آذربایجان
در وصیت نامهاش میگوید که من چطور وصیت نامه بنویسم در حالی که میترسم از دنیا بروم و خالص نباشم و پذیرفته درگاه خدا نشوم چون معصیت کارم. آدمی که از اول جنگ توی جبهه بوده باز خودش را گناهکار میداند و بعد میگوید: خدایا تو چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی، هیهات که نفهمیدیم خون باید میشدی و در رگهایم جریان مییافتی تا سلولهایم همه یارب یارب میگفت این جمله خیلی خیلی معرفت میخواهد.
شهید حجت الاسلام محلاتی، نماینده امامره در سپاه
آنهایی که (از او) بدگویی میکردند، ظرفیت مهدی را نمیفهمیدند. با جهالت خودشان مقایسه میکردند. مهدی هم احساس مسوولیت میکرد تا روی افراد تاثیر داشته باشد. آخرالامر فضا مسموم تر شده بود. یکی از دوستان صمیمیاش آمد پیش من. فهمیده بود میخواهم برایش حکم فرماندهی بزنم. هرچه میدانست گفت تا منصرفم کند. گفتم: مهدی را بی واسطه شناختهام و هیچ احتیاجی به تایید دیگران نمیبینم. حکمش را زدم و بعدها دیدم اشتباه نکردهام.
محسن رضایی، فرمانده سابق کل سپاه
شهید مهندس سرلشکر پاسدار مهدی باکری پاسداری بود عارف بالله و عامل به اسلام. خدا میداند من چندین بار پشت سر این بزرگوار نماز خواندهام، خدا میداند چه حالی داشت. من نمیتوانم بیان کنم او چه حالی داشت در نماز و موقع قرائت قرآن. قرآن همیشه همراهش بود. هیچوقت قرآن از او جدا نمیشد. فرماندهی بود مدیر و با تدبیر. در سختترین طرحهای عملیات دفاع مقدس از جمله کسانی که از ایشان نظر خواسته میشد و سردار رضایی روی نظر ایشان حساب میکرد، همین بزرگوار شهید مهدی باکری بود.
سید یحیی رحیم صفوی، فرمانده سابق سپاه
عملیات بدر عملیاتی بسیار پیچیده بود و ما از کیلومترها منطقه هورالهویزه عبور کرده بودیم و به ساحل شرقی دجله رسیده بودیم که با مشکلاتی در سمت راست قرارگاه شمالی برخورد کردیم. شهید باکری و شهید کاظمی (فرماندهان) دو لشکر اصلی قرارگاه کربلا بودند که محور اصلی عملیات روی دوش آنها بود. شهید باکری با تدبیر نظامی خود به درستی اصرار میکرد که از دجله عبور کنیم تا فشار از سمت راست قرارگاه برداشته شود. او خود لشکر 31 عاشورا را با زدن پل پیادهرویی عبور داد و در غرب دجله جاده بصره العماره را بست و عملیات را چند روزی تثبیت کرد و در همین مرحله از عملیات نیز به شهات رسید.
محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه