ضرورت حفظ محیط زیست در سال نو

آشتی با طبیعت‌

به‌ جز ایرانیان، این کدام ملت است که بتواند ادعا کند از پیشینه‌‌ای همسنگ ما در احترام و همراهی و تعامل با طبیعت برخوردار است. آیین نوروز و آشتی با طبیعت در سیزدهمین روز از فروردین، آیینی که از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است، بخوبی موید و تایید ‌کننده این مدعاست. وجود این و به‌‌رغم چنین پیشینه غرور آفرینی در پاسداری از مواهب طبیعی در نزد ایرانیان، متاسفانه چند سالی است که به بهانه روز زمین و آشتی با طبیعت، برخی از ما بیشترین قهر خود را با زمین به نمایش می‌‌گذارند. چرا؟!
کد خبر: ۱۶۴۸۹۶

    چرا یادمان رفته که این همه مواد سمی و زباله‌ های پلاستیکی و فلزی را که با خود در طبیعت جا می‌‌نهیم، روزی تحمل و ظرفیت این مادر زمین را به سر خواهد آورد؟

کافی است بدانیم  تا 2 یا 6‌دهه پیش، شمار کسانی که می پنداشتند طبیعت این توان را دارد تا از خود محافظت کند (ذاتاً خود را بازسازی کند) و می‌توان فعالیت اقتصادی و توسعه منتج از آن را جدای محیط زیست طبیعی مورد بررسی قرار داد، در اکثریت قرار داشتند؛ اما امروزه شرایط به گونه‌ای دیگر رقم خورده و شاهد رشد شتابناک باورهایی هستیم که پندارهای نسل گذشته را به‌ درستی به چالش کشانده‌اند؛ باورهایی که می گویند اگر می‌خواهیم عملکرد اقتصادی جامعه به پایداری برسد، باید ملاحظات زیست‌محیطی در فعالیت های تجاری بیشتر رعایت شود. 

اینک بهره‌برداری از مواد اولیه و به دنبال آن تجمع و رهاشدن این مواد در محیط زیست به حجمی رسیده که از حد ظرفیت تحمل بوم شناختی فراتر رفته است؛ بنابراین برای کاستن از شتاب مصرف مواد اولیه، باید مصرف جهانی آن به بهانه توسعه اقتصادی، قانونمند شده و مهار گردد. چه، اگر می‌خواهیم مواد اولیه ما دچار تخریب نشوند باید به آنها فرصت باز فرآوری و زیست پالایی مجدد دهیم.

به دیگر سخن، اگر چه ممکن است، طبیعت توان تصفیه پذیری مجدد داشته باشد، اما ضرورت ها و مصلحت های جهانی ایجاب می‌کند که در برنامه‌ریزی زیست‌‌محیطی برای دستیابی به یک زیست پایدار، به نحوی بایسته محدودیت‌های طبیعی سرزمین در احیای خویش مد نظر قرار گرفته و تمهیدی کارساز برای اندازه‌گیری فشارهای وارد بر محیط‌های طبیعی اندیشیده شود. 

بنابر این، امروزه تنها هنگامی میتوان از مزیت های اقتصادی سرزمین یاد کرد که آن مزیت ها از غربال ارزش های زیست‌محیطی گذر کرده باشند و ارزش افزوده حاصل از فعالیت ها و برنامه‌های اقتصادی به کاهش اندوخته های طبیعی و تشدید دامنه آسیب‌پذیری آنها منجر نشود.

 بر پایه بند 13 از بیانیه پایانی اجلاس ژوهانسبورگ، هم اکنون عقوبت نابخردی های آدمی چنان وضعیت ناهنجاری را برای یگانه زیست بوم مشترک ما رقم زده که اجماع شرکت کنندگان در همایش با ترسیم چنین تصویر زنهار دهنده ای از شرایط امروز زمین به توافق می رسند: که تخریب و خسارت محیط‌زیست جهانی هنوز ادامه دارد: تداوم روند نابودی تنوع زیستی، تداوم کاهش ذخایر ماهیان و بیابان زایی که بیش از پیش زمین‌های حاصلخیز را از میان می‌برد، اثرات نامطلوب تغییرات آب و هوا که کماکان مشهود است، بلایای طبیعی که به‌طور مکرر و مخرب تر وجود دارند و کشور های در حال توسعه در برابر آنها آسیب‌پذیرند و تداوم آلودگی‌ های دریایی، آب و هوا که میلیون‌‌ها حیات آراسته را مورد تهدید قرار می دهد.

بر بنیاد چنین هشدار ها و افزایش شتابان آگاهی های عمومی از فجایع انسان ساز است که بسیاری از صاحبان اندیشه و رای در سراسر جهان معتقدند محیط زیست می رود تا به یکی از بنیادی‌‌ترین مولفه های تاثیرگذار در تبیین سیاست های کلان جهانی بدل شود؛ مولفه ای که هم اکنون نیز بسیاری از مولفه‌های دیگر را تحت تاثیر قرار داده است.

به هر حال پندار غالب نخبگان محیط زیست در جهان امروز آن است که با توجه به رابطه مستقیمی که بین کیفیت زندگی و وضعیت محیط زیست وجود دارد، میزان تمامیت بوم شناختی نگهدارنده و ظرفیت جذب محیط زیست طبیعی به منظور تعیین عملکرد نظام اقتصادی کاملاً مشخص است.

 به سخنی دیگر، هر چه گوناگونی و پایداری چهره ‌های متنوع حیات بیشتر و تضمین یافته تر باشد، می‌توان به دورنمای بقای زیست‌بوم‌های زمینی امیدوارتر بود و با اطمینانی بیشتر و اراده ای راسخ ‌تر برای آینده‌ای دوردست‌ تر برنامه‌ریزی کرد؛ بنابر این گزاف نخواهد بود اگر ادعا شود درجه پایداری تمدّن انسانی، متناسب با اهمیتی خواهد بود که در فرهنگ جهانی نسبت به حراست از کمیت و کیفیت اندوخته‌های طبیعی و اعتنای عملی به محیط زیست وجود خواهد داشت.

اهمیت چنین دریافت‌ های زنهار دهنده‌ای، هنگامی بیشتر رخ ‌می‌نماید که بدانیم هزینه لازم برای تخریب 100 هکتار سرزمین آبادان، اغلب کمتر از هزینه آباد ‌کردن دوباره یک هکتار زمین ناآبادان است. ترجمان چنین مفهومی آن است که هزینه جبران اشتباهات زیست‌ محیطی چنان سنگین شده و می‌شود که اگر دیر چاره‌جویی کنیم، دیگر سرمایه‌ای برای جبران مافات وجود نخواهد داشت؛ حقیقت تلخی که بیش از 2000 سال پیش ویرجیل، شاعر اندیشمند رومی در سروده‌‌ای تکان‌دهنده آن را به آیندگان زنهار داده بود:

 آسان است پایین‌ رفتن از دوزخ‌

چرا که درهای تاریک دوزخ‌

همواره شبان و روزان گشوده است‌

اما بازگشتن به سوی بهشت و روشنایی روز

رنج است و محنت بسیار     

غم‌انگیز نیست که قریب 2700 سال پس از ویرجیل، هنوز نیز به آسانی از پله‌‌های دوزخ پایین می‌رویم و فراموش کرده‌ایم که راه بازگشت تا چه اندازه دشوار و جانفرسا خواهد بود؟ 

امید است با کشف ارزش های واقعی خدماتی که طبیعت ارایه می‌کند و تعیین دقیق بهای کالاهای غیرقابل تبادل در فراخنای ایران، به‌ عنوان یکی از مهم ‌ترین ابزارهای تحول، گامی استوار به‌سوی زیست پایدار برداشته شود؛ آموزه مقدسی که بی‌شک بستگی تام و کمال به ظرفیت‌ سازی فرهنگی در جامعه‌دارد.

از همین رو، فرصت نوروز و سیزده‌ بدر  و گام نهادن در طبیعتی بکر و زیبا (که تجسم آن شوربختانه هر سال روِیایی‌ تر و ناممکن‌ تر از سال پیش از آن می‌شود) می‌تواند به این مهم کمک کند. نوروزتان پیروز.

محمد درویش
عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها