در برانگیختن روح اعتراض، سیدجمالالدین اسدآبادی هم سهمی داشت. سید با شخصیت چند جانبهاش در تاریخ فکر و سیاست کشورهای اسلامی و جامعه مسلمان هند، به درجات مختلف تاثیر گذارده است. او مروج اخذ دانش و علم جدید بود، نقاد حکمت کلاسیک بود، داعی اصلاح دین بود، هاتف پیکار با استعمار غربی بود و از سازندگان ناسیونالیسم جدید عربی. گرچه افکار و کارنامه سیاسیاش انضباط درستی ندارد، او خود شخصیت مغناطیسی داشت، شاگردانش در مصر و هند او را میپرستیدند... اما در ایران هیچکدام از جنبههای مقام فکری و سیاسی سید نه جلوه درخشانی نمود و نه تاثیر ژرفی نهاد.
فریدون آدمیت، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران
تهران، پیام، ص 33.
نفوذ کلام گسترده
آدمیت همچنین جنبه بینالمللی اندیشه سیدجمالالدین و نفوذش در جوامع شرق و غرب آن زمان را چنین توصیف میکند:
... در میان همه اندیشهگران مشرق هیچکس را جز سیدجمالالدین اسدآبادی نمیشناسیم که نفوذ کلامش از جبل الطارق تا جاوه گسترده باشد. در آن عصر تنها مرد آسیا بود که فکر مبارزه دستهجمعی مشرقیان را علیه مغربیان متعرض استعمارگر پرداخت و نیز اندیشه ناسیونالیسم اسلامی، هر چه بود، آفریده او بود. سخنان سید در نظر علمای تونسی حکم «کتاب» را داشت، طلاب مسلمان هندی او را «میپرستیدند»، پیشوایان نهضت آزادی هندوستان، از هندو و مسلمان، او را به بزرگی ستودهاند و تجددخواهان عرب پایهاش را به «پیامبری» رسانیدهاند. این جنبه بینالمللی سیداسدآبادی را هیچکدام از اندیشهگران خاور زمین مطلقا به دست نیاوردند.
فریدون آدمیت، اندیشههای میرزا آقاخان کرمانی، 1346، ص 12.