او با نوشتن مقالات، تدریس و سخنرانی، مردم را با مزایای اتحاد و عواقب نفاق آشنا کرد و آنها را علیه استعمارگران شورانید. به همین خاطر نقش سید را در اکثر جنبشهای مشرقزمین به وضوح میتوان دید.
در این بخش، با دیدگاههای اشخاص مختلف اعم از متقدمین و متاخرین پیرامون این متفکر مصلح، آشنا میشویم.
در ماجرای قیام تنباکو یکی از کسانی که به میرزای شیرازی نامه نوشت و ایشان را تشویق و مصمم به اعلان فتوا کرد، سیدجمالالدین اسدآبادی بود که از سیاست جهان و اوضاع ایران آگاهی داشت:
... تو ای پیشوای دین، اگر به کمک ملت برنخیزی و آنها را جمع نکنی و کشور را به قدرت خود از چنگ این گناهگار بیرون نیاوری، طولی نخواهد کشید که مملکت اسلامی زیر اقتدار بیگانگان در میآید، آن وقت است که هرچه میخواهند، میکنند و هر حکمی دلشان خواست، میدهند اگر این فرصت از دست برود و این معاهدهها در حیات تو صورت بگیرد در صفحه روزگار و صفحات تاریخ نام نیکی نخواهی داشت، تو میدانی علمای ایران هم، سینههایشان تنگ شده و منتظر شنیدن یک کلمه از تو هستند (کلمهای که سعادت و نجاتشان در آن میباشد) چطور جایز است کسی که خدا این قدرت را به او داده، کشور و ملت را به این حال بگذارد؟
ابراهیم تیموری، تحریم تنباکو؛ اولین مقاومت منفی در ایران، 1358، ص 55.
به کوشش: آسیه آل احمد