حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
طلبه پرشور همدانی در نوجوانی عازم نجف اشرف شد تا از محضر بزرگان آن حوزه بهره برده و با معارف دینی آشنا گردد. سپس به دستور آیتاللهالعظمی شیخمرتضی انصاری زعیم عالم اسلام به هند رفت و در آنجا فتنههای استعمار انگلیس را از نزدیک مشاهده کرد. پس از آن عازم عثمانی و سپس مصر و افغانستان شد. سیدجمال اتحاد مسلمین و بازگشت آنان به سرچشمههای اولیه اسلام و نیز علمآموزی را راه نجات مسلمانان و غلبه بر استعمارگران میدانست. دیدگاهها و سیره سیدجمال در کشورهای اسلامی تبدیل به جریانی پویا بر ضد استعمار شد که در میان جریانات متجدد و متجمد فعال در جهان اسلام راه میانهای محسوب میشد.
اما در این میان، ماجرای سیدجمال در ایران و جهان تشیع متفاوت بود. او با درک بالای خود از جایگاه مراجع در ایران و بینالنهرین میدانست که هر تحول سیاسی و فرهنگیای در این مناطق به مدد مرجعیت شیعه تحقق خواهد یافت، لذا تلاش داشت از این قابلیت که دارای جنبههای ضداستبدادی و ضداستعماری قویای بود استفاده نماید. از سوی دیگر، باز بودن باب اجتهاد در فقه شیعی و استقلال این حوزه از حاکمیتها به آن ویژگیهای خاصی اعطا کرده بود که در جهان تسنن به چشم نمیخورد. بعدها عدهای با نادیده گرفتن این تفاوت حاکم بین جوامع شیعی وسنی و جایگاه علما در این دو جامعه سعی کردند از نسخه سیدجمال در ایران نیز استفاده کنند که البته به جهت همان تفاوتها پاسخگو نبوده و سعی کردند با مطرح کردن غیرواقعبینانه سیدجمال در ایران از یکسو و القای این نکته که خطمشی سید متفاوت با خطمشی علما و مرجعیت شیعه بوده است بدیلی برای مرجعیت شیعه بتراشند. این در حالی است که سیدجمال در طول حیات سیاسی فرهنگی خود، که البته خالی از موارد تامل و نقد نیست، چشم امید به علما و حوزههای دینی داشت و از آنها برای تحقق اهداف و آرزوهای خود کمک میخواست.
برخی دیگر از جریانات که وابستگی آنها به رژیم پهلوی و جانبداریشان از سیاستهای استعماری، آشکار بود، نیز در گرماگرم مبارزه امام خمینی و روحانیت شیعه با رژیم، تلاش میکردند چهرهای مخدوش از آن سید بزرگوار ارائه کنند (یکی از شاخصترین آنها مجله رنگینکمان ارگان وهابیمآبها بود که زندگینامه پرآب و تاب و دنبالهداری در تعریف و تقدیس از رضاشاه را همراه با لجنپراکن و هتاکی نسبت به سیدجمال و شبههافکنی پیرامون اصول مسلم تشیع را به طور همعنان پیش میبرد و طبق اظهار مطلعین، تیراژ بسیار اندک آن رسما توسط ساواک خریداری و در دانشگاهها و مراکز دیگر توزیع میشد.) آنها بدون توجه به مبارزات سید، او را عامل بیگانه معرفی میکردند و میکوشیدند وانمود سازند که هر روحانیای که به مصاف استبداد پهلوی و استعمار غرب میآید، خود وابسته به امپریالیسم است.
نگاهی به آراء این گروهها پیرامون سیدجمال نشان میدهد که متجددین و سلطنتطلبان و نیز وابستگان به فرقههای ضاله، چه در قالب دفاع و چه در کسوت نقد سیدجمال، در یک هدف: حذف روحانیت و مرجعیت شیعه؛ مشترک میباشند. این در حالی است که سیدجمال تربیت شده حوزههای دینی بوده و براساس آموزههای شیعی، دشمنی با استعمار خارجی و استبداد داخلی را به عنوان یک فریضه تلقی کرده و در نگاه به تجدد هم، در پی یافتن رمز و راز رشد و ترقی باخترزمین و استفاده ابزاری از تکنولوژی غربی بود و نه پیمودن راه متجددین که نهایتا به نفی دین میانجامید.
در شماره حاضر ، اوراق زندگی این سید مبارز و خستگیناپذیر را ورق میزنیم و با ویژگیهای مبارزاتی و افکار این روحانی برخاسته از بطن حوزه های علمیه شیعی آشنا میشویم. همچون گذشته، ایام پذیرای نظرات، مقالات و آثار شما عزیزان میباشد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....