پرونده‌

مقهور کمالِ جمال‌

جوزف ارنست رنان (متولد 28 فوریه 1823 در ترگیه فرانسه و فوت 2 اکتبر 1892 در پاریس) فیلسوف، مورخ و محقق مذهب، از رهبران مکتب فلسفه انتقادی در فرانسه بود. در کالج کلیسای شهر ترگیه به تحصیل پرداخت و دوره آموزشی مربوط به کشیشی را گذراند. در سال 1838 بورسیه مدرسه سنت‌نیکلا دو شاردونه را دریافت کرد. سپس به مدرسه سنت‌سولپیس رفت که منجر به تحولاتی در اعتقاداتش شد و او به اکراه در سال 1845 کلیسای کاتولیک را رها کرد.
کد خبر: ۱۶۴۷۸۷

وی اساسا درباره ادیان  از جمله اسلام  نظری منفی دارد. به عقیده او لازمه مطالعه ادیان «بی‌دینی» است و از همین منظر الحادی است که این دانشجوی سابق علوم الهی تحت تاثیر متفکران آلمانی از مذهب کاتولیک فاصله می‌گیرد و از کسوت روحانیت چشم می‌پوشد.

کتاب تاریخ منشا‌های مسیحیت و جلد اول آن زندگانی مسیح که در آن به‌ نفی مطلق خوارق عادات و معجزات و کرامات و تثلیث و الوهیت مسیح و قصص تورات و انجیل پرداخت و به‌عنوان یک دین‌ستیز ملحد مورد اعتراض کلیسا و مسیحیان مومن قرار گرفت. او به‌جای دین، علم را تنها وسیله نجات بشریت تلقی می‌کرد. رنان به برتری نژاد اروپایی و فضیلت یونان و اروپا در برابر مشرق‌زمین قائل بود و خرد‌انگاری را خاص اروپا می‌دانست.1 او منکر «علم اسلامی» بود، زیرا به پندار او اسلام با هیچ علمی در عالم کنار نمی‌آید و اگر علمی در جهان اسلام رونق یافته نه در میان عرب، که موسسین دین اسلام‌‌اند، بلکه در میان ایرانیان بوده است. رنان قائل به هویت غیر‌دینی و مستقل ذهن ایرانی در برابر اسلام است و به‌همین جهت نیز تشیع را دین قومی ایرانیان می‌داند. به اعتقاد رنان ایرانیان جدای از اسلام و مسلمانان هستند. آنان بیشتر شیعه هستند تا مسلمان!‌ او بدین حقیقت معترف است که تاثیر اسلام بر اذهان چنان است که موجب تضعیف گرایش‌های قومی و نژادی می‌شود.

در سال 1883 رنان در پاریس با سید‌جمال‌الدین اسدآبادی آشنا شد. وی در دار‌الفنون سوربن در پاریس خطا‌به‌ای درباره «اسلام و علم» ایراد کرد و در آن کوشید، منافی بودن اسلام را با علم و تمدن اثبات کند و سید در «ژورنال دو دبا» مقاله‌ای انتقادی و مستدل بر این خطابه نوشت و رنان قدرت برهان و درستی فرهنگ اسلامی را قبول کرد و از بسیاری از نظریات خود درباره اسلام و قرآن که بر خلاف تمدن و عمران می‌دانست منصرف شد.

سید چنان تاثیری در وی بر جای نهاد که نویسنده شهیر فرانسوی نتوانست اشتیاق خود را جز با کلمات زیر اظهار نماید: «آزادی اندیشه او، منش بزرگ و مهرآمیز او در اثنای محاوراتمان مرا متقاعد ساخت که در برابرم یکی از آشنایان دانشمند قدیم چون ابن سینا و ابن رشد یا یکی از آن دانشوران بزرگ که در طی 5 قرن میراث روح انسانی را عرضه کردند، دوباره زنده شده است.»2

پانوشت‌‌ها:

1. محمد مدد‌پور، تفسیر تفکر معاصر، تهران: تربیت؛ 1372، 2/ 80  78.
2. مرتضی مدرسی، سیدجمال‌الدین‌ و اندیشه‌‌‌های او، تهران، کتاب‌‌های پرستو، 1360، صفحات 226، 253، 272.

سهیلا عین‌الله‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها