« حلقه سبز » و معجزه بیداری‌

همه ما سال‌هاست ابراهیم حاتمی‌کیا را با آثار دفاع مقدس می‌شناسیم و حلقه سبز اولین اثر سینمایی به ظاهر متفاوت اوست. از دوست سیدمرتضی آوینی انتظار می‌رود در هر اثری هدف و حکمت عالی هنر را از یاد نبرند و گویی این بار نیز او بخوبی از عهده بر آمده و این بار حاتمی‌کیا از پَسِ مشکلات روزگار و تالمات درونی، به فتح الفتوح احیای فطرت، به گونه‌ای دیگر اندیشیده است. آنچه می‌خوانید، نتیجه تاملاتی فلسفی بر مجموعه حلقه سبز و نمایی متفاوت از این سریال است که چندی پیش پخش آن از شبکه سوم سیما پایان یافت.
کد خبر: ۱۶۴۶۰۴

1- حلقه سبز نه مجموعه‌ای از گفتارها و ماجراها بود که هربار ما را سرگرم جریانی کند و نگران و شاد از رخدادی. بستر وقوع این سریال را می‌توان مروری بر تکامل انسانیت دانست و حسن، این سنبل کودکی و معصومیت ناب در عصر آلودگی، در آستانه خودآگاهی و آگاهی از حقیقت شخصیت محوری مجموعه قرار می‌گیرد.

2- حلقه سبز نشانی از شک بشر امروز به حقایق آسمانی و امکان معرفت به حقیقت است. در سریال، این موضوع به بهترین شکل از سوی جامعه پزشکی به عنوان شاخص تفکر تجربه‌گرا و پوزیتیویست مطرح و پیگیری شده است. علم تجربه‌گرای امروز در برابر حقایق الوهی ساکت و شکاک است و نهایتا انسان را  به معنویتی سکولار و زمینی فرا می‌خواند. حیات سبز و طیب دینی، البته مقوله‌ای فراتر از علم‌گرایی و تکنوکراتیسم شایع است. معرفت اسلامی‌معرفت احیاگر و مذکر و مرکز آن قلب است، بنابراین می‌توان موضوع قلب را موضوع اصلی سریال دانست.

3- در مجموعه حلقه سبز، به تعبیری مشاهده موضوع معنابخش است. مشاهده که از مراحل عالی عرفان الهی است به موازات وصول به مقامات معرفتی، ایمانی و یقینی اعلی حاصل می‌شود. در حلقه سبز این مراحل به سبیل نشانه و تمثیل، طی 7 روز به تصویر کشیده می‌شود. در این میان باید به تکامل ظاهری حسن توجه نمود. اساسا در عرفان اسلامی ‌بین ظاهر و باطن پیوند ناگسستنی وجود دارد و بر این مبنا، تکامل ظاهری حسن را در اینجا باید حمل بر تعالی معرفتی او کرد.  

4-  «حلقه»، نشان از انالله و اناالیه راجعون دارد. سیری مدور که هر یک از میلاد و مرگ یکی از دو قوس ( نزول و صعود ) آنند. از دیگر سو، حلقه نشانی از ازدواج دو انسان است و اساسا مهمترین هدف و غایت ازدواج را کمال دانسته‌اند. بستر تکوین داستان در حلقه سبز به صورتی حکمی ‌این سرنخ‌ها و غایات را در نظر گرفته است و به طور کلی در داستان نسبت‌ها بدرستی سنجیده شده‌اند. حسن و پس از آن گلبهار درگیرودار مسائل مادی، رفته رفته با مسائلی روبه‌رو شده و به نوعی سیر رجعت را طی می‌کنند و در این میان، رخدادها برای دیگران به مثابه تذکری معنوی به یک مساله تبدیل می‌شود.

5-  موسیقی متن حلقه سبز آرام و ملایم، گویی حامل پیامی ‌سری است. نجوای حلقه سبز، ما را نه به شوری گذرا که به تاملی بر درون و جریان داستان می‌خواند. از سوی دیگر، نوع این موسیقی قرابتی با فضای دینی و روحانی دارد و تن خسته و ذهن ناآرام را برای لحظاتی به تعمق وا می‌دارد. از یک منظر موسیقی متن این مجموعه از افت و خیز و تنوعی برخوردار نیست و تنها شاخص مهم آن سوق دادن انسان به باطن خود و ایجاد آمادگی برای اندیشیدن به مفهوم معنوی مجموعه است. 

6-  در حلقه سبز بر این حقیقت تاکید شده که کمال انسانی متاثر از اتحاد زوجین است. این موضوع (ازدواج و مسائل اصطلاحا عشقی) اگرچه در آثار سینمایی عموما به دلیل جذابیت‌های مادی مورد توجه است؛ اما در اینجا کارکردی معنوی یافته است. حکایت حلقه سبز حکایت در حلقه بلا رفتن است، حکایت آگاهی و از خودرستن؛ حلقه‌ای که هر یک از ما به نوعی باید آن را طی کنیم. ارتباط گلبهار و حسن در این مجموعه ارتباط دو عالم معنا و ماده بود؛ اما از همین منظر ارتباط بین دو جنس بود که به ایجاد حب و عاطفه انجامید و نهایتا حجاب خودی را برکشید و اگر شهید آوینی نیز می‌گوید «عشق هر انسانی به انسان دیگر حاجبی است میان او و خودپرستی‌اش» اشاره به این معنی است. اما مهمتر از ازدواج حب و عشق زوجین است، چراکه مُحب و عاشق در این وادی تمرین از خود گذشتن می‌کند و مساله مهم این است که جوهر عرفان را نیز از خودگذشتن دانسته‌اند و اینچنین است که شهید بزرگوار در ادامه جمله فوق می‌نویسد: «و بر این اساس قدمی ‌است به سوی تعالی نفس. عشق انسان به غیر، او را از پیله خود پرستی بیرون می‌آورد.»

در مجموعه حلقه سبز ما اولا: بدون شک با روند تکامل حسن روبه‌رو هستیم. ثانیا: تکامل حسن به صورت نوری و وجودی بوده و کاملا با مبدا‡ حیات در ارتباط است. ثالثا: بر اساس 2 نکته پیش، نقش گلبهار در تکامل حسن و نیز نقش حسن در تکامل روح گلبهار با عنایت به توضیحاتی که در باب ازدواج و نقش آن در تکامل روحانی انسان گذشت، قابل توجه و تحلیل است.  

7- در بررسی جایگاه رنگ‌ها و نمادها در عرفان اسلامی، به طور مثال ظلمت و تاریکی را سنبل جهل و روشنی را نشانی از نور و وجود حق و پاکی توصیف کرده‌اند.  رنگ سبز در سنت و حکمت اسلامی‌ از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ به طوری که نشان از خلقت نورانی جهان دارد و به ذات مقدس اهل بیت علیهم السلام مربوط است. حیات زمین به صورت وجودی با نور اهل بیت علیهم السلام در ارتباط است و به صورتی کلی و طبیعی در بهار و در شکفتن دانه‌ها به سبزی عیان. به صورتی که طبیعت و فطرت انسان، رنگ سبز را به عنوان رنگ حیات، رنگ احیاء، رنگ حقیقت، رنگ بهار، رنگ صلح و رنگ آرامش‌پذیر است.

امروز به دلایل زیست محیطی، طبیعت‌گرایان و دوست‌داران طبیعت، با عناوین مختلف به فعالیت می‌پردازند. چالش‌های به وجود آمده در حوزه محیط زیست، پرچم دفاع سبز مدافعان حقوق طبیعت را در برابر سیطره صنعت بر زمین بلند کرده است. حال مساله اینجاست که اگر امروز زمین به عنوان بستر حیات مادی انسان در خطر قرار گرفته، بسیاری بر این عقیده‌اند که دین نیز به عنوان بستر حیات معنوی انسان دچار مخاطرات زیادی شده است. از این منظر، حلقه سبز بخوبی این نقطه آسیب دیده کالبد انسان امروز را مورد توجه قرار داده است. حلقه سبز، به احیای ایمان در انسان می‌انجامد و احیای ایمان، دغدغه انسان دینی است.

8-  در فرهنگ عامه ما قاصدک، نشانی از پیغام آور و پیامبر آرزوهاست. چه، مفهوم قاصد نیز چنین است. از سوی دیگر، قاصدک را باید نمادی از لطیف‌ترین اشیاء دانست.

اما در حلقه سبز سرّ پیوند قاصدک، مقصد و پرواز را باید در لطافت وجود یافت، لطافتی حاصل از مجاهده. قاصدک، سمبل روح لطیف آدمی‌است و حسن و گلبهار حامل این روح در کالبد خویش بودند و ما نیز چنینیم.

به نوعی می‌توان گفت حسن با سیر تکوینی تکامل خود که نماد آن از خود گذشتن و اهدای وجود (قلب) به دیگری است، در رخدادهای مختلف سریال  که از آنها نیز می‌توان به عنوان نمادی از امتحانات الهی هر روزه یادکرد   وجود خود را صیقل داد و لطیف کرد و گلبهار که به مصداق نگاه شهودیش به مراحلی از لطافت روحانی رسیده، پا در وادی عشق و حب می‌گذارد؛ چنانچه پیش از او نیز حسن، علاقه‌مند به گلبهار شده است.

به هر تقدیر، سفر هفت روزه حسن و گلبهار به صیقل یافتن وجود آنها و نهایتا به پرواز آنها می‌انجامد. قاصدک وجود هر یک از ما در کشاکش روزگار، انتظار رهایی می‌کشد. میلاد انسان توام با حبس روح در قفس تن است و مرگ، پایان انتظار. و اینچنین است که سید شهیدان اهل قلم می‌گوید: «اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر؛ پرستویی که مقصد را در کوچ می‌یابد، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد.»

سفر نماد هجرت است و هجرت نماد سیر از خود به سوی حقیقت. مهاجر در سیر خود، چه دارد جز قلب و وجود و به این ترتیب، حسن در گیر و دار گذر از خود، از آخرین تعلقاتش نیز می‌گذرد.

9- زبان حلقه سبز، زبانی جهانی است و ایرانی و غیر ایرانی آن را درک می‌کند. مساله اهدای عضو، مساله وجود عالم ارواح و احتمال داشتن یا نداشتن ارتباط با عالم ماوراء، راه‌ها و افرادی که با آن عالم ارتباط داشته اند و همین طور زبان اجتماعی و مردمی ‌به کار رفته در مجموعه، شرایط را برای ایجاد ارتباط با مخاطبان غیر شیعی، مسیحیان، یهودیان و دیگر مخاطبان فراسوی مرزهای ایران مهیا کرده است. گذشته از این موارد و به صورتی عمیق‌تر، این مجموعه یکی از نمونه‌های بارز سینمای به اصطلاح ماوراء محسوب می‌شود که در جهان امروز مخاطبان خاص و عام خودش را دارد. 

10- حلقه سبز روایت بیداری است. گلبهار در سحرگاهان و در آخرین دقایق حیات مادی خود، خواست تا هنگام معجزه بیدار باشد. می‌خواهم زمان معجزه بیدار باشم.

به نظر می‌رسد عصر امروز ما شدیدا نیازمند بیداری و معجزه است که سرّ اعجاز در بیدار کردن وجود انسان‌هاست و اگر باز به قول سید شهیدان اهل قلم «عالم در محاصره حقیقت است»، معرفت به آن، عین بیداری است. بر این اساس و به اعتباری می‌توان بیداری را اعجاز الهی تلقی کرد. بیداری هنگام معجزه، معرفت به حقیقت است. در جهان امروز، زخارف دنیوی و موانع معرفتی آنچنان متکثرند که بیداری نیازمند اعجاز است. بیداری به زبان حلقه سبز  در احیای وجود روحانی و معنوی و یادآوری مرگ و معاد است؛ بیداری رزق است و سحر، رزق بیداران و بیداران می‌دانند که در سحر چه سری نهفته است.

حامد خاکی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها