حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وی معتقد است که جنبههای عاملیت زنان همین اواخر مورد توجه جنبشهای دفاع از حقوق زنان قرار گرفته است و در ابتدا جنبههای حقوقی و خصوصا رفاهی منحصرا مورد توجه بودهاند. در گذشته نهچندان دور، وظایفی را که این جنبشها دنبال میکردند اساسا تلاش برای کسب برخورد بهتر و عادلانهتر با زنان بود؛ اما دیگر به زنها به صورت دریافتکنندگان منفعل کمک برای ارتقای رفاهشان نگریسته نمیشود. به زنها به طور فزایندهای توسط مردها و نیز خود زنها به صورت عوامل فعال نگریسته میشود که برای ایجاد تحول به صورت ترویجکنندگان پویای دگرگونیهای اجتماعیای میتوانند زندگی زنان و مردان هر دو را متحول سازند.
به زعم آمارتیا سن، عاملیت فعال زنان نمیتواند به هیچ وجه فوریت برطرف کردن بسیاری از نابرابریهایی که موجب افول رفاه زنان و برخورد نابرابر با آنها شده است را نادیده بگیرد، بنابراین نقش عاملیت باید به مقدار زیادی معطوف رفاه زنها نیز باشد. به طور مشابه، اگر از طرف دیگر به این مسأله نگاه کنیم ملاحظه میکنیم که هر تلاش عملی برای ارتقای رفاه زنها نمیتواند عاملیت خود زنان را در ایجاد چنین تحولی نادیده بگیرد. بنابراین جنبه رفاهی و جنبه عاملیت جنبشهای زنان ناگزیر دامنههای مشترک زیادی دارند.
محرومیتهای نسبی در رفاه زنان در جهانی که در آن بهسر میبریم وجود داشته و دارند و همچنین نشانهها و علائم فراگیری از نیازهای به لحاظ فرهنگی مغفول مانده زنان در سراسر جهان به چشم میخورند. دلایل بسیار خوبی برای مطرح کردن این محرومیتها و در دستور کار قرار دادن کوششهای راسخ برای حذف این نابرابرایها وجود دارند و واضح است که برای عدالت اجتماعی از جمله عدالت برای زنان حائز اهمیت هستند.
نقش محدود شده عاملیت فعال زنان بر زندگی همه مردم اعم از مردان، زنان، کودکان و بزرگسالان اثر منفی میگذارد. در حالیکه دلایل کافی وجود دارند که نباید از توجه به رفاه یا وضعیت بد زنان کاسته شود و باید رنجها و محرومیتهای زنان پیوسته مورد توجه باشند، یک ضرورت فوری و اساسی بخصوص در این زمان وجود دارد که رویکردی با جهتگیری عاملیت در دستور کار زنان قرار گیرد.شاید فوریترین دلیل برای توجه به عاملیت زنان دقیقا نقشی باشد که چنین عاملیتی میتواند در حذف نابرابریهایی که به رفاه زنان آسیب میزنند ایفا کند. نتایج تجربی مطالعات و تحقیقات در سالهای اخیر به روشنی نشان دادهاند که چگونه احترام و توجه نسبی به رفاه زنان قویا متأثر از متغیرهایی همچون توانایی زنان در کسب درآمد کافی، یافتن شغل خارج از خانه، داشتن حق مالکیت و باسواد بودن و صاحب تحصیلات بودن به نحوی که بتواند در تصمیمات داخل و خارج از خانواده شرکت کنند است. در واقع حتی به نظر میرسد وضعیت نامساعد زنها در بقا و زنده ماندن در مقایسه با مردها در کشورهای در حال توسعه با پیشرفتی که در این جنبههای عاملیت صورت میگیرد به سرعت در حال کاهش باشد و حتی میتواند برطرف شود.
جنبههای مختلف عاملیت زنان ممکن است در نگاه نخست تاحدودی گوناگون و متفرق به نظر برسند؛ اما آنچه همه آنها در آن مشترک هستند معاضدت مثبت آنها در تقویت رای و عاملیت آنها از طریق استقلال و توانمند ساختن آنهاست.
درک ما از سهم کمک و معاضدتها و استحقاقی که به این مناسبت زنها و مردها پیدا میکنند، نقش اساسی در تقسیم منافع مشترک یک خانواده بین مردها و زنها ایفا میکنند. به نظر میرسد تعصبهای ضد زنان عموما تحت تأثیر موقعیت اجتماعی و قدرت اقتصادی زنان باشند. سلطه نسبی مردها به عوامل مختلفی مرتبط میشود که از جمله آنها موقعیت نانآوری است که قدرت اقتصادی او موجب احترام حتی در درون خانواده میشود. از سوی دیگر شواهد زیادی حکایت از آن دارند که وقتی زن میتواند خارج از خانه صاحب درآمد شود، این امر منجر به ارتقای موقعیت نسبی او حتی در توزیع درون خانواده میشود.
آزادی جستجو و گرفتن شغل خارج از خانه میتواند به کاهش محرومیت نسبی و مطلق زنان کمک کند، به نظر میرسد آزادی در یک حوزه به پرورش آزادی در حوزههای دیگر کمک کند. شواهد قابل توجهی نیز وجود دارند که نشان میدهند نرخهای باروری با توانمندتر شدن زنها کاهش مییابند. همچنین شواهد زیادی حکایت از آن دارند که تحصیلات و سوادآموزی زنان نرخهای مرگ و میر کودکان را کاهش میدهند. علاوه بر این به نظر میرسد توانمند شدن زنها تأثیر قدرتمندی در کاهش بیشتر تعصبات جنسی مشهود در بقا و زنده ماندن کودکان و خصوصا در مقابل دختران جوان دارد.نیروی کار زنان و میزان سوادآموزی آنها هر دو اثرات بهبودکنندهای روی میزان وضعیت نامساعد زنان در بقای کودکان دارند. سطوح بالاتر سوادآموزی و مشارکت نیروی کار زنان قویا مرتبط با سطوح پایینتر و وضعیت نامساعد نسبی زنان در بقای کودکان است.
نقش عاملیت زنان برای کاهش نرخهای باروری نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. اثرات منفی میزان موالید زیاد قویا شامل نفی آزادیهای اساسی از طریق زایش و پرورش دائمی است که به طور معمول بر بسیاری از زنان آسیایی و آفریقایی تحمیل میشود. در نتیجه، یک ارتباط نزدیک بین رفاه زنان و عاملیت زنان در ایجاد تحول در الگوی باروری وجود دارد. بنابراین تعجبآور نیست که به دنبال کاهش میزان موالید ارتقای منزلت و قدرت زنان حاصل میشود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....