حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جورج بوش، آرای افراد زیادی را که نگران تهدید ترور و ارزشهای اخلاقی بودند، کسب کرد، ولی این مساله نیز چیز زیادی به ما نمیگوید. داوریهای مردم نیز علامت دیگری از بازاریابی کارآمد دولت و رسانههاست. در واقع، مردم اطلاع چندانی ندارند که برنامهریزان دولت بوش، سیاستهای افزایشدهنده خطر تروریسم را ترجیح میدهند، در حالی که مردم علاقهای به این خط مشیها ندارند. درباره ارزشهای اخلاقی نیز میتوان مسائل مورد نیاز را از مطبوعات تجاری، یک روز پس از انتخابات آموخت که فضای شادی و سرور در اتاقهای هیات مدیره و دفاتر لابیگری شرکتها را گزارش میکردند، نه به این دلیل که مدیران عامل شرکتها با ازدواج همجنسبازان مخالف بودند، بلکه از این رو که امروزه بازرگانان ایالات متحده دورنمایی سیاسی را انتظار دارند که بسیار بیشتر از هر دوران دیگری در تاریخ امریکای نوین، به سود شرکتهای امریکایی خواهد بود.
از اقدامات نمایان بوش و همکارانش برای انتقال هزینه خدمات ایثارگرانه آنان به ثروتمندان و مرفهان بر دوش نسلهای آینده، میتوان چیزهای زیادی درباره ارزشهای اخلاقی راهبر آنان آموخت. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) هشدار میدهد که قدرتهای بزرگ، بویژه ایالات متحده در دوران حکومت بوش از طریق کسری بودجه دائمی، کودکان کشورهای خود را قربانی میکنند. کارشناس ارشد اقتصادیOECD به مطبوعات تجاری اطلاع داد که نسل کنونی، ممکن است جان سالم به در برد، ولی ما برای فرزندان خود سرمایه مالی بسیار اندکی را به ارث خواهیم گذاشت. یکی دیگر از این نقایص دوگانه یعنی کسری شدید موازنه تجاری، اقتصاددانان و دیگرانی که به آینده اهمیت میدهند را بشدت نگران کرده است؛ البته باید گفت که دامنه این کسری به تعریف ما از اهالی مملکت بستگی دارد.
وال استریت ژورنال گزارش میکند، تحلیلگران به این نتیجه رسیدهاند که این کسریها به اندازهای که به نظر میرسد تهدیدزا نیستند، زیرا تا حدودی به وسیله شرکتهای پرسود امریکایی به وجود آمدهاند که کالاها را در خارج تولید میکنند و به داخل ایالات متحده منتقل و از این طریق به تداوم افزایش سود کلی شرکتها، کمک میکنند. سال 2005 درآمدهای خارجی به 40 درصد از رشد سود تمامی شرکتها بالغ میشد و نیز 7/2 تریلیون دلار در سرمایهسازی بازار بورس که بخش اندکی از جمعیت که مالکیت سهام را در سلطه خود دارند از آن سود میبرند. پس اگر به جای اکثریت مردم، شرکتهای امریکایی را به عنوان کشور در نظر بگیریم، در این صورت میزان کسری تجاری به طرز محسوسی تغییر جهت میدهد.
برنامه توشیح بوش برای بهبود وضعیت آموزش، بیتوجهی دیگری را نسبت به کودکان و سلامت جامعه آشکار کرد. این برنامه، بیشتر از آموزش بر آزمونگیری تمرکز یافته است. همان طوری که یکی از بنیانگذاران لیبرالیسم کلاسیک و نظام دانشگاهی نوین یعنی ویلهلم فون هومبولت بررسی کرد، شکوفایی توان کنجکاوی و خلاقیت، کانون هر برنامه آموزشی محسوب میشود. تمرکز بر آزمونگیری نه تنها این توانایی را بهبود نمیبخشد، بلکه به آن لطمه میزند و از این رو برای نائل شدن به این هدف، ابتکارات دیگری ضروری به نظر میرسد.
اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتی ورو جنی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....