حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به نظر من کوتاهی و ناتوانی پلیس در این ماجرا باعث شده است که آنها براساس یکسری فرضیات مبهم و بیمورد مرا به عنوان قاتل معرفی کنند. قاتلی که از روزی که دستگیر شده است ادعا میکند که هرگز دست به قتل کسی نزده و بارها نیز جان افرادی را از مرگ حتمی نجات داده است.»
کولین نوریس 32 ساله پرستاری اهل اسکاتلند است که به اتهام به قتل رساندن 4 پیرزن بالای 80سال در بیمارستان مورد بازجویی پلیس قرار گرفته و در نهایت به عنوان قاتل معرفی شده است. این مرد که از سن 22 سالگی پرستار است مدعی است که در مرگ زنانی که هنگام شیفت کاری او به قتل رسیدهاند هیچ نقشی نداشته و این بیکفایتی پلیس است که نمیتواند قاتل اصلی این افراد را معرفی کند.
«من بارها گفتهام که مرگ افرادی که بالای 80سال سن دارند و به دلایل مختلفی در بیمارستان بستری میشوند چیز عجیبی نیست. فرسوده شدن بدن ممکن است، باعث شود که هر لحظه اتفاق جدید و عجیبی برای فرد رخ دهد که پیشبینی آن ممکن نیست.
این که این افراد زمانی که شیفت شب من بوده است.» حالت کما فرورفتهاند چه ارتباطی به این دارد که من آنها را عمدا به قتل رسانده باشم. من پرستاری بودهام که در طول 10 سال کارم دهها نفر را که در حالات اضطراری قرار داشتهاند از مرگ نجات داده و همه تلاشم را کردهام که مفید باشم. پس این کار از عهده من برنمیآید.» ماجرای قتل این پیرزنها زمانی فاش شد که اولین بیمار یعنی «اتل هال» 86 ساله که به خاطر شکستگی لگن در بیمارستان «جیمز» بستری بود جان خود را از دست داد.
شرایط مطلوب جسمانی این زن باعث شد که همه اطرافیان و حتی پزشکان او از مرگش شوکه شوند. مرگ ناگهانی او که به دنبال چند ساعت فرو رفتن او در کما صورت گرفت سوالات زیادی را برانگیخت که جوابی برای آنها وجود نداشت. چند ماه بعد در حالی که خانواده خانم هال هنوز در تلاش برای فهمیدن ماجرای مرگ این پیرزن بودند، زن دیگری در حالت کما فرورفت و چند ساعت بعد جان خود را از دست داد.
این ماجرا در عرض چند ماه به 4 بار رسید و طی این 4 بار، 4پیرزن به طرز مشکوکی در حالی که شرایط جسمانی آنها ثابت و بدون خطر بود جان خود را از دست دادند. تحقیقات پلیس از جایی آغاز شد که خانواده خانم هال که اولین مقتول بود اجازه دادند که جسد وی کالبدشکافی شده و آزمایشاتی روی آن انجام پذیرد. این کالبد شکافی نشان داد که مرگ او نه بر اثر سکته قلبی که در پروندهاش درج شده بود بلکه به خاطر وارد شدن مقدار زیاد انسولین به خونش صورت گرفته است.
از آنجایی که دلیلی برای تزریق انسولین به بدن این پیرزن وجود نداشت پلیس وارد عمل شد تا معمای این مرگ را پیدا کند. در حالی که هنوز نقاط تاریک پرونده باز نشده بود هر سه مرگ دیگر نیز تایید شدند که بر اثر مقدار زیاد انسولین در خون پدید آمدهاند. با وجود این مدارک مشخص بود که شخصی سعی در کشتن این افراد داشته و در کارش هم موفق شده است. از همان زمان تلاش پلیس برای دستگیری فردی که در بیمارستان اقدام به قتل بیماران میکرد آغاز شد.
«آنها پس از انجام تحقیقات نیمهکاره و بدون سود خود سراغ من آمدند. ادعای آنها این بود که من در گذشته از مشکلات شدید روحی و عصبی رنج میبردهام و میتوانم فرد مناسبی برای به قتل رساندن این افراد باشم. ادعای آنها آنقدر مسخره بود که من اصلا آن را جدی نگرفتم و سعی کردم به سوالات آنها جوابهای قانعکنندهای بدهم تا شاید دست از سر من بردارند. اما اشتباه کرده بودم. هرچه بیشتر جواب میدادم انگار آنها فهمیدند که طعمه خوبی پیدا کردهاند که میتواند پرونده نیمهکاره آنها را تکمیل کند بیشتر سوال میکردند. آنها از این که من گفته بودم «پرستار شدم تا تفاوتی ایجاد کنم» برداشت غلطی کرده بودند. از نظر آنها این حرف من و این که گفته بودم میخواهم تفاوتی ایجاد کنم به این معنی است که خواستهام افراد پیری را که از خود چندان حرکتی نداشتهاند را به راحتی از بین ببرم. در حالی که منظور من اصلا این نبود.
من با این حرف تنها خواستم انگیزهام را برای آنها بگویم که واقعا کمک کردن به افراد بود. چون یک پرستار شده بودم و میدانستم میتوانم تفاوتهای زیادی در زندگی بیمارانی که هر روزه ملاقات میکردم بدهم اما این حرف من، جای این که توضیحی برای علت انتخاب این کار توسط من باشد باعث شد که آنها بیش از پیش روی من تمرکز کنند و به دنبال دلایل و مدارکی بگردند که بتوانند مرا به دام بیندازند. تحقیقات پلیس روی این پرستار جوان نشان داد که او در سن 25 سالگی بر اثر شدت مصرف مواد مخدر یکبار بستری شده اما به علت این که رئیس بیمارستان از او حمایت کرده است توانسته به کار خود برگردد و این مواد را کنار بگذارد. موادی که به گفته بسیاری از همکاران او، وی هنوز هم از آنها مصرف میکرده است.
از سوی دیگر چندین نفر از دیگر پرستاران این بیمارستان شهادت دادند که او قبل از مرگ هرکدام از این بیماران با حالت نیشخند به آنان میگفته است که «امشب در این بخش کسی خواهد مرد» و دقیقا چند دقیقه بعد یکی از این مقتولان به حالت کما فرو میرفته است. آنچه آنها ادعا میکنند آن است که زمانی که آنها وارد حالت کما میشدند و به کمک نیاز داشتند او که مسوول شیفت شب بوده است بسیار بیتفاوت به آنان نگاه میکرده و میگفته است که تلاش برای نجات دادن آنها بیفایده است و کسی که به حالت کما فرو میرود دیگر هرگز بر نخواهد گشت. این رفتار بیتفاوت از سوی پرستار جوان به حدی بود که همکارانش متوجه آن شدند و حتی آن را به مسوول خود گزارش دادند.
آنها تصور میکردند این رفتارهای سرد و عجیب از سوی وی به خاطر مصرف مواد مخدر است که همه آنها به استفاده آن توسط وی شک زیادی داشتند. با وجود این مدارک و حضور این شواهد در دادگاه که اعتراف میکردند آقای نوریس واقعا قبل از فرو رفتن افراد به کما دیگر همکارانش را مطلع میکرده است دیگر جای شکی باقی نماند که این پیرزنها با تزریق مقدار زیاد انسولین به خونشان جان خود را از دست دادهاند و وی قاتل آنها بوده است.
بررسیهای چند روانشناس نیز روی آقای نوریس نشاندهنده مشکلات روحی شدید در وی بود که همه این مدارک درپرونده وی که در دادگاه ویژهای در انگلیس بررسی میشود درج شد. آقای «نوریس» با وجود مدارک زیادی که بر علیه وی تهیه شده است بار دیگر بزودی دادگاهی میشود تا حکم نهایی درباره وی صادر شود.
ظاهرا هیچ راهی وجود ندارد که او بتواند بیگناهیاش را ثابت کند و آنقدر مدارک بر علیه او وجود دارد که انکار آنها بسیار سخت است.
«من این پیرزنها را نکشتهام و تا آخر عمرم این جمله را تکرار میکنم. من چکار به زندگی کردن و یا نکردن بیمارانی دارم که روی تخت بیمارستان خوابیدهاند. وظیفه من نگهداری آنها در شیفتهای متعلق به من بوده که این کار را به درستی انجام دادهام و این اتهامات بیمورد است ادعای مشکلات روحی را هم نمیپذیرم و اعلام میکنم من کاملا سالم هستم.»
منبع: سیبیاس نیوز
مترجم: المیرا صدیقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....