حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حامد میگوید: «میخواستم هر طور که شده کار بزرگی انجام دهم. روز حادثه با دو نفر از دوستانم مشروب خوردم و بعد از آنها جدا شدم. خودم رابه یک آژانس رساندم و تقاضای ماشین کردم، اما مسوول آژانس به من خودرو کرایه نداد تا اینکه یکی از رانندهها که ساعت کارش به پایان رسیده بود و قصد داشت به منزل بازگردد، پذیرفت مرا به مقصد برساند.»
حامد ادامه میدهد: «زمانی که به منطقهای خلوت رسیدیم از خودروی پژو پیاده شدم و به بهانه پرداخت کرایه از جیبم یک قبضه چاقو درآوردم و به راننده حمله کردم. پس از کشتن وی جسد را در صندوق عقب ماشین انداختم و سپس خودروی پژو را به خانوادهام و چند تن از دوستان و اقوام نشان دادم تا به آنها ثابت کنم آنقدر توانایی دارم که یک اتومبیل به دست بیاورم. در ادامه برای پنهان کردن جنازه از 2 دوستم کمک گرفتم. ما به شهرکرد رفتیم و پیکر بیجان راننده را در یک رودخانه انداختیم بعد از آن چند روزی را به تفریح و خوشگذرانی پرداختیم تا این که دستگیر شدم.»
این جوان 18 ساله در حالی که از ارتکاب قتل اظهار ندامت میکند بار دیگر یادآور میشود فقط به خاطر رهایی از توهین و تحقیرهای خانوادهاش راننده آژانس را کشته است.
این نخستین بار نیست که جوانی در پی توهین و تحقیرهای اعضای خانواده و برای اثبات لیاقت و شایستگیهایش مرتکب جرم و بزه میشود. امید، جوان 19 سالهای است که به اتهام سرقت دستگیر شده است. او درباره انگیزه خود از ارتکاب جرم میگوید: «پدر من فوت شده و مادرم مرتب مرا تحقیر میکرد و میگفت من این توانایی را ندارم که برای خودم شغلی مناسب پیدا کنم. تحقیرهای او خیلی من را آزار میداد از لحاظ روحی و روانی تحت فشار بودم و باید کاری میکردم تا پول به دست آورم به همین خاطر هم با تهدید چاقو، ماشین یک راننده مسافرکش را سرقت کردم، اما خیلی زود دستگیر شدم.»
نرگس دختر 18 ساله دیگری است که از خانه فرار کرده و به اتهام رابطه نامشروع بازداشت شده است. او نیز در بیان علت فرارش از خانه اظهاراتی مشابه را مطرح میکند و میگوید: «از آنجا که پدر من فرزند پسر دوست داشت به هر بهانهای به من توهین میکرد. همیشه میگفت بچه دختر به هیچ دردی نمیخورد. او هیچ توجهی به من نداشت و دنبال بهانهای میگشت که تحقیرم کند، ولی برادرهایم از همه امکانات برخوردار بودند. شرایط به حدی بد بود که دیگر نتوانستم اوضاع را تحمل کنم از خانهمان در یکی از شهرستانهای غربی کشور فرار کردم و به خاطر بیسرپناهی و بیپولی به خانه پسر جوانی رفتم و پس از آن چند بار مورد سوء استفاده قرار گرفتم تا این که دستگیر شدم.»
رفتارهای اعضای خانواده با جوانان، یکی از عوامل موثر در شکلگیری شخصیت آنان است و به همین خاطر کارشناسان همواره به والدین هشدار میدهند که با درک شرایط دوران جوانی فرزندانشان بسترهای زندگی سالم را برای آنها فراهم کنند.
علی اصغر کیهاننیا، روانشناس و استاد دانشگاه در اینباره میگوید: «والدین مهمترین الگو برای فرزندان هستند و پدران و مادرانی که با تحقیر، فرزند خود را وادار به انجام کاری میکنند از عواقب رفتارشان بیاطلاع هستند. در این میان جوانانی که همواره مورد سرزنش و ملامت قرار میگیرند. برای اینکه مکانیسم دفاع روانیشان را متعادل کنند، دست به اقدامات خشونتآمیزی میزنند و بهسوی جرم و بزه گرایش مییابند یا اینکه به مواد مخدر آلوده میشوند.»
وی خاطر نشان میکند: «والدینی که به خشونتهای فیزیکی و کلامی متوسل میشوند الگوهای مناسبی برای جوانان نیستند. آنان در واقع قربانی مدیریت آمرانه پدر و مادرهای خود میشوند»
یکی از اثرات رفتارهای نادرست با جوانان، گریزان شدن آنها از والدین و پناه بردن آنان و وابستگی بیش از حدشان به گروه همسالان و دوستان است که میتواند عواقب خطرناکی در پیداشته باشد. بسیاری از روانشناسان و آسیبشناسان اجتماعی بر این عقیده هستند که زمانی که جوان به واسطه تحقیرها و سرزنشها جایگاه خود را در خانواده از دست میدهد و شخصیتاش را متزلزل میبیند، برای جبران کاستیها و رفع خلاءهای عاطفی و روانی اقدام به اعمالی غیرمعمول میکنند تا باعث جلب توجه دیگران شوند. علاوه بر خودنمایی برخی از این جوانان نیز صرفا با انگیزه انتقام گرفتن از خانوادهشان دست به بزه میزنند.
امانالله قرائی مقدم آسیبشناس اجتماعی و استاد دانشگاه نیز در اینخصوص میگوید: «جوانانی که با انگیزه اثبات لیاقت یا چنین مواردی دست به جرم میزنند افرادی سرخورده هستند و خود از وضعیتی که در آن گرفتارند رنج میبرند و وقتی به آنها سرکوفت زده میشود ناراحتیشان زیادتر میشود و آنان بهعنوان مکانیسم دفاعی بهدنبال راهی میگردند تا دیگران را مقصر شرایط خود معرفی کنند و برای رسیدن به این هدف دست به کارهای خلاف میزنند. این کارشناس خاطر نشان میکند: «علاوه بر عوامل روانی، چنین جرایمی در مسائل اجتماعی نیز ریشه دارد. هنگامی که شرایط جامعه بهگونهای سبب میشود جوان احساس یاس و ناامیدی کند زمینه لغزش برای وی فراهم میشود و در این میان بیکاری یکی از دلایل عمده احساس ناامیدی جوانان نسبت به آینده است.»
با توجه به عواقب خطرناک و منفی برخوردهای نادرست و غیر منطقی با جوانان، باید بهدنبال راهکارهایی برای مقابله با این معضل بود؛ معضلی که بهنظر میرسد خانوادهها مهمترین نقش را در جلوگیری از بروز و گسترش آن دارند و مسوولان فرهنگی جامعه میتوانند با ارائه آموزشهای موثر والدین را آگاه و رفتارهای صحیح با فرزندان را به آنها آموزش دهند.
کیهان نیا درباره راهکارهای مقابله با چنین معضلاتی میگوید: «توصیه میشود در خانوادهها از الگوی مدیریت مشارکتی استفاده شود تا فرزندان نه تنها احساس استقلال و مشارکت کنند بلکه مسوولیتپذیر بار بیایند و به اقدامات ناخوشایندی که عواقب سنگینی در پی دارد دست نزنند.»
قرائی مقدم نیز در اینخصوص معتقد است: «خانوادهها باید در برخورد با جوانان بسیار سنجیده عمل کنند و بدانند که فرزندانشان خود از اوضاعی که دارند و بهخاطر آن سرزنش و به بیلیاقتی متهم میشوند ناراحت هستند. بنابراین آنان را تحقیر نکنند. در واقع خانوادهها نباید فرزندان خود را به این سبب که آرزوی آنها را برآورده نکردهاند مورد توهین قرار دهند بلکه باید تمام تلاششان فراهم کردن محیطی آرام باشد تا امکان لغزش جوانان تاحد امکان کم شود.»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....