ما هم همین جور هاج و واج منتظر ماندیم تا سر و کله آقای ایادی پیدا بشه ببینیم با کی مصاحبه میکرده ولی از وقتی که اومد توی تحریریه هر چی پرسیدیم خب با کی مصاحبه میکردی هی لبخند ژوکوند تحویل مان داد و هی شعر بالا را خوند. هر چقدر هم پاپیچش شدیم گفت چاپ که شد خودتان میخوانید. خلاصه که هیچ کس از کارهای این ایادی سر در نمیآورد. شما اگر فهمیدید این ایادی به طور کلی چه جور جانوری است به ما هم خبر بدهید و تحریریهای را از نگرانی دربیاورید:
ایادی: من الان وسط یک نمودار پت و پهن هستم جناب فلش نه؟
... : فلش خودتی، من اسم دارم.
ایادی: ای بابا، داداش چرا فرافکنی میکنی، فلش مگه شاخ و دم داره، فلشی دیگه.
... : من فلش نیستم، زیادی حرف بزنی میرم بالاترها!
ایادی: خب بابا، تو فلش نیستی، حالا همون جایی که هستی باش، همین جوریش هم ملت رو ترکوندی وای به حال این که بالاتر هم بری.
... :آفرین، پس منو با اسم خودم صدا کن.
ایادی: خیلی خب، بابا، عقده ای، جناب تورم ما الان کجا هستیم.
تورم: این شد، خب همون طور که خودت هم اشاره کردی وسط یک نمودار که میزان رشد ما را نشان میدهد.
ایادی: ای الهی که سقط بشی، میخوام رشد نکنی خیر سرت.
تورم: جانم؟
ایادی: هیچی، میگم ماشاءالله چه قد و بالایی به هم زده ای، قربون دست و پای بلوریت برم.
تورم: خدا نکنه.
ایادی: راستش همین اول کار بذار برات یه شعر بخونم همچین خوشت بیاد بعد بریم سراغ مصاحبه.
تورم: چه شعری؟
ایادی: یه شعری در مورد قد و بالات که هی داره بلندتر میشه و تو هر روز بیشتر از روز گذشته داری بالا میری.
تورم: ای ول بخون، بخون که داری خوب میخونی.
ایادی: ای خواجه (تورو میگم) رسیده است بلندی ات به جایی / کز اهل سماوات به گوشت برسد صوت/ گر عمر تو چون قد تو باشد به درازی/ تو زنده بمانی و بمیرد ملک الموت..
تورم: به به، به به، چقدر وصف حال بود، احسنت، احسنت.
ایادی: برو جمع کن خودت رو، حالا من یه چیزی میگم اینم باورش شد، خجالت نمیکشی شب عیدی هی داری بالا و بالاتر میری؟ این چه وضعیه؟ خب بگیر بتمرگ سر جات دیگه، میمیری؟
تورم: چرا داد میزنی مرد حسابی، من اگه بتمرگم سرجات که میمیرم. هستم اگر میروم...
ایادی: ببین من اعصاب زیادی ندارم آ، میزنم لت و پارت میکنم. خب واسه چی هر روز بالا میری؟
تورم: اصلا خب برم چی اش به تو؟
ایادی: چیاش به من؟ بابا تورم حسابی، نمیبینی با بالا رفتنات قیمتها چه جوری کمرشکن میشن؟ اونم شب عیدی؟ خب آخه ما چه گناهی کردیم که گیر تو افتادیم؟
تورم: آقا جان من چیکار کنم؟ خودتون منو میبرین بالا، مگه دست منه؟
ایادی: اه... حالا به ما که رسید این جوریه؟ ما میبریمت بالا؟
تورم: آره دیگه همین شماها، مجبورید هی بنویسید گرونی، گرونی.
ایادی: پس چی بنویسیم، ارزونی، ارزونی؟
تورم: نه دیگه شماها این چیزا رو مینویسید ملت هم توهم میزنن میگن تورم رفت بالا.
ایادی: آهان... یعنی این که ما شب میخوابیم صبح بلند میشیم میبینیم. قیمتها دو برابر شده توهمه نه؟
تورم: آره دیگه.
ایادی: بابا تو دیگه کی هستی؟
تورم: به من میگن تورم. هر وقت تکون بخورم و بالا برم دخل مردم یک کشور اومده هر وقت هم برم پایین زندگی بهتر از این نمیشه و همه خوشحال و شاد و خندانند، قدر دنیا رو میدانند، دست میزنم من، پا میکوبم من....
ایادی: هوی.... یارو... اینجارو... چیه؟
تورم: هیچی یاد دوران مهدکودکم افتادم.
ایادی: ای که الهی توی همون مهدکودک سقط میشدی خیال ما راحت میشد.
تورم: عزیزم اگه من نبودم که شما قدر عافیت رو نمیدونستید.
ایادی: عزیزم اگه تو نبودی که ما عافیت داشتیم
تورم: حالا که چی داداش؟ همینه که هست! چیه؟ نشده بری خرید عید اعصابت خرده؟
ایادی: معلومه که اعصابم خرده، پس میخواستی خرد نباشه، سال تا سال میشینیم شب عید بیاد بریم خرید بعد میریم میبینیم پولمون فقط کفاف کرایه ماشین مون رو میده، بعد به رانندهه میگی آقا چه خبره؟ میگه تورم رفته بالا؟ میری توی مغازه میبینی یه جورابم نمیتونی بخری به فروشنده میگی چه خبره؟ میگه تورم رفته بالا...
تورم: خب راست میگن من رفتم بالا.
ایادی: بذار حالا یه بالایی نشونت بدم.
تورم: متاسفم دوست عزیز تو هیچ کاری نمیتونی بکنی. تازه خود کارشناساش هم موندن و نمیدونن با من چیکار کنن، تو که عددی نیستی.
ایادی: الو، پلیس؟ آقا بیا منو بگیر من زدم یکی رو لت و پار کردم.
تورم: تو که کاری نکردی.
ایادی: تا اونها برسن لت و پارت کردم... فلش...
تورم: میگم به من نگو فلش، به بچه آدم چند بار یه حرف رو میزنن؟
ایادی: اوا فلش... فلشجون... فلش فلش بترک، فلش فلش بترک...