چهره برنده هفته

به پشت سرت نگاه نکن‌

«غرور، تعصب و اراده» 3 فاکتوری است که هر وقت بخواهم علی دایی را تصور کنم بدون آنها نخواهد بود. شوک خبر اعلام سرمربی تیم ملی را می‌شود از جلد تمام روزنامه‌های هفته گذشته فهمید. عکس و تیتر یک تمام روزنامه‌های ورزشی یکشنبه هفته گذشته به اسطوره فوتبال ایران مربوط بود. او بار دیگر به تیم ملی بازگشته است تا افتخاراتش را دست نیافتنی‌تر کند، اما دایی خوب می‌داند که راه سختی در پیش رو دارد.
کد خبر: ۱۶۴۱۹۹

دایی که در دوران بازیگری خود، موفق به دست آوردن اعتبار زیادی برای خود شده بود، حتی در اولین تجربه سرمربی او در سایپا چهره‌ای موفق از خود نشان داد، هرچند تیمش در لیگ امسال رده پایین جدول را به خود اختصاص داده است، این بار گام در راه سختی نهاد که شاید بتوان آن را به انداختن تیری در تاریکی تشبیه کرد.

وی تیمی را در اختیار می‌گیرد که نقطه آغازین رقابت‌های مقدماتی جام جهانی را پشت‌سر گذاشته، اما هنوز نه بازیکنان واقعی خود را می‌شناسد و نه ترکیب تیم خود را؛ تیمی که هنوز نفرات خود را نشناخته و تمرینات لازم را برای دیدارهایی چنین حساس نداشته، بسیار راحت می‌تواند با لغزش‌های متناوب، کار سرمربی جوان خود را سخت‌تر کند.

دایی گام به میدانی می‌گذارد که خود تعیین‌کننده حریفان تیمش بود و زمانی که نام هم‌گروهان ایران را در قرعه‌کشی مسابقات مقدماتی جام جهانی از سبد شانس بیرون آورد، تیتر نخست روزنامه‌ها: «قرعه طلایی با دستان دایی» بود، اما در نخستین گام، تیم ما در آزادی برابر سوریه متوقف شد تا از همان گام نخست، زنگ خطری که می‌تواند در بازی‌های آینده جنبه جدی‌تری به خود بگیرد، به صدا درآید.

از سوی دیگر، دایی باید با بازیکنانی کنار بیاید که بیشتر آنان، همبازی خود او بوده‌اند و حال باید او را جدای از شوخی‌های هم‌بازیگری و رفاقت در لباس سرمربی خود ببینند. در این میان، بازیکنانی مانند مهدوی‌کیا، علی کریمی و جواد نکونام، بیش از پیش می‌توانند نقش محوری را در جریانات داخلی تیم ملی داشته باشند.

دایی با گزینه‌های سختی روبه‌روست؛ دوستانی قدیمی که شاید بارها به آنها به خاطر روی نیمکت بودن دلداری داده و این بار خود او باید آنها را روی نیمکت نشانده و یا اصلا از دعوت آنان به تیم ملی خودداری کند.

از شخصیت دایی این‌ گونه برنمی‌آید که در بند این‌گونه پیوندها باشد، چراکه در این صورت، احتمال دارد سرمربی‌گری تیم ملی به قیمت از دست دادن دوستان خوبش برای او تمام شود.

روی دیگر این موضوع، دستیاران دایی در تیم ملی خواهند بود. باید اذعان کرد که کمتر مربی در حد تیم ملی پیدا می‌شود که از نظر سنی بزرگتر از دایی بوده و حاضر به کار کردن زیر نظر او شود. حتی در صورت پذیرفتن این سمت نیز احتمال ایجاد اختلافات که می‌تواند برای تیم ملی مرگبار باشد، می‌رود؛ بنابراین، برگزیدن دستیاران دایی نیز مشکلی است که می‌تواند تنها با نظر خود او و موافقت همه دستیاران پیشنهادی حل شود. در نگاهی از بیرون به کلیت تیمی که قرار است تشکیل شود، باید دریافت که موانع بسیاری در راه این تیم برای موفقیت هست، اما شخصیت و اعتباری که دایی در فوتبال ما و جهان دارد، می‌تواند وزنه‌ای مناسب برای ایجاد تعادل در این مناسبات باشد.

دایی باید بیش از هر زمان دیگر، درایت و هوش خود را به کار گیرد تا گام‌های حساس آینده تیم ملی محکم برداشته شده و آن گاه است که دایی از حد یک قهرمان ملی که در عرصه بازیکنی افتخارات زیادی را رقم زد، فراتر خواهد رفت.  دایی بیش از هر فرد دیگری با فراز و نشیب‌های اردوهای تیم ملی و بازیکن‌سالاری که خود او متهم ردیف اول آن بود، آشناست؛ بنابراین، باید امیدوار بود که بتواند به راحتی این مشکلات را از جلوی پای خود برداشته و تضمینی برای موفقیت تیم ملی در راه صعود به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی باشد.

علی دایی بیش از 12 سال عضو تیم ملی ایران بود و 149 بار برای این تیم به میدان رفت .علی دایی متولد شهرستان اردبیل در شمال غرب ایران است و فوتبال خود را در سن 19 سالگی در تیم استقلال این شهرستان آغاز کرد. او سپس برای تحصیل در رشته مهندسی متالورژی در دانشگاه صنعتی شریف به تهران آمد و تا چند سال فوتبال را در تیم‌های درجه دو تهرانی از جمله تاکسی رانی و بانک تجارت ادامه داد. او در سال 1372 و در حالی که بازیکن تیم بانک تجارت بود، به تیم ملی ایران دعوت شد و به دلیل توان بالای گلزنی‌اش خیلی زود به بازیکن ثابت این تیم تبدیل شد.

علی دایی در سال 1373 به تیم پرسپولیس تهران پیوست. او در جام ملتهای آسیا سال 1996 به همراه خداداد عزیزی و کریم باقری ستاره بازی‌ها بود و عملکرد خوب او در این مسابقات، ازجمله زدن 4 گل به کره جنوبی در یک بازی، راه انتقال او به اروپا را هموار کرد. آقای دایی در همان سال به تیم آلمانی آرمینیا بیله فلد پیوست و با بازی‌های خوبی که انجام داد، مورد توجه باشگاه بایرن مونیخ قرار گرفت و بعد از یک فصل حضور در بیله فلد به بایرن مونیخ پیوست. علی دایی نخستین بازیکن آسیایی بود که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کرد، اما نیمکت نشینی‌های مداوم او در بایرن مونیخ سبب شد که تصمیم بگیرد پیش از پایان قراردادش این تیم را ترک کرده و به تیم آلمانی هرتابرلین بپیوندد.

علی دایی بعد از بازی در هرتا برلین به حضور خود در اروپا خاتمه داد و ترجیح داد فوتبال خود را در آسیا ادامه دهد. او یک فصل در الشباب امارات و یک فصل در السد قطر بازی کرد و بعد دوباره به تیم سابقش، پرسپولیس، برگشت. دایی بعد از یک فصل‌ ‌ حضور در پرسپولیس به صباباتری رفت و در طول 2 سال حضورش در این تیم 23 گل زد و جام حذفی را برد. سپس به باشگاه سایپا رفت و بعد از چند ماه حضور در آنجا به عنوان سرمربی و بازیکن همزمان این تیم معرفی شد. آقای دایی در فصل گذشته لیگ برتر، سایپا را قهرمان لیگ برتر ایران کرد و در پایان فصل گذشته اعلام کرد با دنیای بازیگری فوتبال خداحافظی کرده و قصد دارد بر روی مربیگری تمرکز کند. او در طول این سال‌ها 149 بار برای تیم ملی ایران بازی کرده است که او را در میان ده بازیکن تاریخ فوتبال که بیشترین بازی ملی را انجام داده‌اند، قرار می‌دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها