چرا امریکا از راه اندازی شبکه تلویزیون ایرانی در بولیوی آشفته است؟

تغییر علائم و رمزهای فرهنگی

چندی پیش اوو مورالس ، رئیس جمهور بولیوی از تدارک راه اندازی یک کانال تلویزیونی اسپانیایی زبان از سوی جمهوری اسلامی ایران در منطقه چاپاره بولیوی خبر داد که برنامه هایی را برای همه منطقه امریکای لاتین پخش خواهد کرد. در پی اعلام این خبر دولتمردان و مقام های امریکایی ، دولت بولیوی را تهدید و کاهش روابط لاپاز با تهران و لغو برنامه تاسیس یک شبکه تلویزیونی ایران را در خاک این کشور امریکای جنوبی شرط اجرا و گسترش پیمان مربوط به ورود کالاهای بولیوی با تعرفه های ترجیحی به خاک امریکا اعلام کرده اند.
کد خبر: ۱۶۳۳۷۱

در این مقاله به چرایی این اقدام دولتمردان امریکایی خواهیم پرداخت و خواهیم گفت که این موضوع چقدر برای امریکایی ها حیاتی و سرنوشت ساز است . امروزه به تبع انقلاب فناوری ارتباطات و اطلاعات دیگر در خیلی از میدان ها رقابت و جنگ جای خود را به نبرد در عرصه های فرهنگی داده است و آنچه قدرت یک کشور را رقم می زند مشروعیت آن در افکار عمومی مردم آن کشور و جهان است.

مانوئل کاستلز، استاد اسپانیایی تحلیلگر مسائل جهان و خالق نظریه جامعه شبکه ای در پیدایش یک ساختار اجتماعی نوین در هزاره سوم در جهان به فرهنگ واقعیت مجازی (culture of virtual reality) به عنوان یکی از ویژگی های مهم آن اشاره می کند و می نویسد فرهنگ عصر اطلاعات در چارچوب انتقال نمادها به وسیله واسطه های الکترونیک شکل می گیرد. این واسطه های متنوع با توجه به گوناگونی مخاطبان ، مجموعه هایی غنی از حیث محتوای نمادین و در قالب متون الکترونیک در اختیارشان قرار می دهند و دیگر ویژگی را سیاست بر بال رسانه ها می نامد که در فضای مسلط فرهنگ متکی به واقعیت مجازی ، بازیگران سیاسی به منظور بقا و حضور در صحنه و تاثیرگذاری بر روند تحولات ناگزیرند از رسانه های حاصل نمادهای الکترونیک و بویژه تلویزیون به صورت تمام عیار بهره برداری کنند. به تعبیر مانوئل کاستلز از آنجا که تحولات متاثر از جامعه شبکه ای همه حوزه های زندگی بشری نظیر سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی درمی نوردد، کاستلز به ظهور هویت های مقاوم در هیات جمع های دینی ، ملی ، قومی و محلی اشاره می کند و آنها را در 3مقوله کلی با عناوین هویت مشروعیت بخش ، هویت مقاومت و هویت برنامه ای جای می دهد. هویت نوع اول در درون حکومت ها یا دولت های ملی ایجاد می شود و زمینه را برای ظهور جامعه مدنی آماده می کند. دومین نوع هویت که ناشی از احساس طرد و کنارگذاشته شدگی است به ایجاد جمعیت ها و جماعت هایی با گرایش های خاص منجر می شود. سومین نوع هویت سبب ظهور کنشگران اجتماعی می شود که به نحو دسته جمعی عمل می کنند و از آنان با اصطلاح سوژه اجتماعی یاد می شود.

وی از گروه سوم به عنوان کارگزارانی با برنامه های هویتی با هدف تغییر علائم و رمزهای فرهنگی نام می برد که می توانند نهادها را بسیج کنند. آنها می توانند فرهنگ مجاز واقعی چارچوب ارتباطات جامعه شبکه ای را تغییر دهند و ارزش های دیگری را جایگزین آن سازند و علائم و نشانه هایی را که ناشی از برنامه های هویتی خود آیین است ، معرفی کنند.

کاستلز می گوید: نبردهای فرهنگی نبردهای قدرت در عصر اطلاعات هستند. این نبردها عمدتا در رسانه ها و یا از طریق آنها صورت می گیرد، اما رسانه ها صاحبان قدرت هستند. قدرت به مثابه توانایی تحمیل رفتار، در شبکه های مبادله اطلاعات و به کارگیری ماهرانه نمادها نهفته است که کنشگران اجتماعی ، نهادها و جنبش های فرهنگی را از طریق نمادها، سخنگویان و تقویت کنندگان فکری به هم مرتبط می کند... فرهنگ به مثابه منبع قدرت و قدرت به مثابه منبع سرمایه ، زیربنای سلسله مراتب اجتماعی جدید عصر اطلاعات است.

کاستلز ادامه می دهد: دیگر قدرت در نهادها (مثل دولت )، سازمان ها (شرکت های سرمایه داری )، یا کنترل کنندگان نهادها (رسانه ها و کلیسا) متمرکز نیست . قدرت در شبکه های جهانی ثروت ، قدرت ، اطلاعات و تصاویر که نظامی با هندسه متغیر و جغرافیای غیر مادی است ، نشر می یابد و استحاله می شود، اما از میان نمی رود... قدرت نوین در علائم اطلاعات و تصاویر ارائه کننده و نمایش دهنده ای نهفته است که جوامع نهادهای خود را حول آنها سازمان می دهند و مردم نیز بر محور آنها زندگی خود را می سازند و درباره رفتارهای خود تصمیم می گیرند. قرارگاه این قدرت ذهن مردمان است . کتاب فرهنگ اصطلاحات روابط بین المللی که به وسیله وزارت امور خارجه امریکا منتشر شده است دیپلماسی عمومی را برنامه های مورد حمایت دولت تعریف کرده است که با هدف اطلاع رسانی یا تاثیرگذاری بر افکار عمومی در کشورهای دیگر انجام و شامل انتشارات ، تصاویر متحرک ، مبادلات فرهنگی ، رادیو و تلویزیون می شود بر اساس این تعریف ، راه اندازی این شبکه دقیقا در مقابل اهداف مغرضانه غرب ارزیابی می شود.

از سوی دیگر، برای روشن شدن چگونگی عملکرد و مفهوم و نظریه امپریالیسم فرهنگی به عنوان دام های جدید غرب برای به اسارت کشاندن جوامع نیز باید گفت دنیای غرب و استعمارگران امروز با گسترش کانون های امپریالیسم خبری به شیوه های مختلف با تبلیغ شیوه های غربی ، زمینه های از خود بیگانگی فکری و بی هویتی را در جوامع دیگر به وجود آورده و سلطه فرهنگی خویش را بر آنها تثبیت می کند و شاید بتوان گفت امپریالیسم خبری زیر بنای سلطه جهانی امپریالیسم و ستون فقرات نظم نوین جهانی است . از طریق امپریالیسم اطلاعاتی از یک سو با پیشرفت های عظیم در زمینه های وسایل ارتباطی نظیر رادیو، تلویزیون ، ماهواره و اینترنت و از سوی دیگر با صدور گسترده محصولات فرهنگ غربی و با سیاستگذاری و گسترش مقررات مربوط به سرمایه داری و محصولات و فناوری ارتباطات به توازن نداشتن جریان اطلاعات به نفع سلطه طلبی خویش دامن می زند.

آیت الله خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب در توصیف این گونه سلطه طلبی و استعمار می گوید: دنیای دهه های آینده ، دنیای ارتباطات و اطلاعات و حاکمیت فکرهای منطقی و قابل قبول است . تهاجم نظامی ، تهاجم سیاسی ، تصرفات غاصبانه اقتصادی ، نه این که تمام شده باشد؛ ولی اینها ملاک برتری در دنیا نیست . آنچه امروز استکبار جهانی هم به دنبالش است ، استعلای فکری و فرهنگی است . همچنین صاحب نظران در کنار چهره سیاسی نظامی امریکا امپریالیسم قدرت مسلط چهره دومی برای آن با عنوان امپریالیسم گفتمان مسلط با راهبردهای نرم افزاری مسلط قائل هستند. امپریالیسم گفتمان مسلط، نوعی امپریالیسم مرکز محور است که با امپریالیسم فرهنگی و امپریالیسم روانی (تسلط بر عقاید، احساسات ، آداب و رفتار طرف مقابل ) رابطه ای وثیق و تنگاتنگ دارد. در این نوع امپریالیسم ، ملتهای مرکز، آگاهانه یا ناآگاهانه به تعریف و ترویج زبان و ساختارهای زبانی می پردازند تا از طریق رسانه ها فضای شبکه ای جهان را کنترل کنند. به این ترتیب ، ملت های مرکز به تعبیر هانتینگتون ، با تعریف جهان و تاثیرگذاری بر نگاه ملت ها به حوادث سیاسی ، ایدئولوژی و حتی دیگر تمدن ها، برای کنترل جهان تلاش می کنند.

«داعیه و انگیزه هژمونی جهانی ، تعریف فراملی از منافع و امنیت ملی امریکا، راهبرد اقدام نظامی پیش دستانه ، سویه استراتژیک یکجانبه گرایی ، منطق نظامی گری ، توجیه الهی مذهبی قدرت (جایگاه ویژه امریکا نزد خداوند)، تقدم منافع و اهداف ملی بر مقررات بین المللی ، ملزم و محق دانستن امریکا در تهیه و تنظیم طرح و نظم نوین جهانی و در نهایتا به کارگیری توانایی و استعدادها و امکانات و بهره گیری از کلیه مناسبات بین المللی از امکان ائتلاف جهانی ، بین المللی و کشورها برای تحقق چنین نظم و نظامی از مهمترین ویژگی های گفتمان قدرت مسلط ایالات متحده است.»

برای نیل به این اهداف و مقاصد، دولتمردان و نخبگان امریکایی از میان گزینه های ممکن ، تسلط بر شبکه ارتباطات را به عنوان برترین و موثرترین گزینه استراتژیک خود برگزیده اند.

به عبارت دیگر، نوعی غربی شدن و استحاله هویتی به عنوان نوعی اعمال قدرت با اشاعه جهانی یک تمامیت اجتماعی و فرهنگی و طیف وسیعی از مسائل جوامع بشری تحت سیطره رسانه های گروهی و فناوری ارتباطات شاهد هستیم . امروز به نگاهی ظریف به تعبیر فوکو بیشتر متوجه فناوری های نوین اعمال قدرت (در صورت بندی نرم افزارانه آن ) خواهیم شد.

بدون شک فریبکاری سلطه جویان در استفاده ابزاری از مذهب ، ایدئولوژی و مفاهیم مقدسی مانند آزادی ، حقوق بشر، دموکراسی و غیره با تکیه بر فناوری ارتباطات و رسانه ای در غفلت و سستی صاحبنظران و اندیشمندان متعهد و رهبران ادیان و مدافعان واقعی حقوق بشر و سازمان های بین المللی در همین راستا به این روند منجر می شود.

مطالب ذکر شده دقیقا نشانگر جابه جایی قدرت نرم با قدرت سخت ؛ یعنی اعمال قدرت نرم سلطه در سراسر جهان است به عبارت دیگر، فرهنگ و عناصر فرهنگی امروزه به مهمترین عنصر تعیین کننده در سیاست خارجی و عرصه بین المللی تبدیل شده است.

همان طور که گفته شد، امریکایی ها از گفتمان جدید انقلاب اسلامی ایران ، خلا ایدئولوژی ، ترس از برملا شدن فریب ، ریاکاری و دروغ پردازی ، آگاهی افکار عمومی جهان از این گونه شیطنت ها و به تبع آن از دست دادن مشروعیت خود و متحدانش در دنیا به عنوان مدعی ناظم نظم جهانی و فروپاشی خود هراس دارند و این خود اهمیت راه اندازی این شبکه ایرانی و جایگاه تهدید امریکا را نشان می دهد.

قطعا آنچه این شبکه به عنوان یک ابزار نوین در عرصه رقابت (نبرد اندیشه ای ) با غرب به آن خواهد پرداخت ، گفتمان و سیاست براساس و محور انساندوستانه و بر مبنای حقوق واقعی بشر و دفاع از حقوق مسلمانان و مظلومان جهان و افشای سیاست های یک بام و دو هوای غرب و متحدانش در مسائل مختلف بین المللی و توخالی بودن وعده های لیبرال دموکراسی برای سعادت جامعه بشری خواهد بود و این خود می تواند همانند وقوع انقلاب اسلامی ایران بار دیگر تئوری های جهانی را در خصوص آینده جهان به هم بریزد.

همچنین سانسور خبری گزارش دکتر البرادعی مدیرکل آژانس بین المللی هسته ای مبنی بر تبرئه مسائل هسته ای جمهوری اسلامی ایران از اتهامات بی اساس و ساخته محافل غرب از سوی رسانه های غربی ضرورت جای خالی این شبکه را نمایان می کند.

گفتنی است ، به گفته الکس کونترراس ، سخنگوی رئیس جمهور بولیوی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران در دیدار سپتامبر گذشته خود از بولیوی درباره این موضوع (راه اندازی شبکه تلویزیون ایرانی در بولیوی ) با اوو مورالس ، رئیس جمهور این کشور گفتگو کرده است.

تفکر تازه ای به نام مردم سالاری دینی

رهبر معظم انقلاب با اشاره به این که امریکایی ها دارند ایدئولوژی می سازند و ما ایدئولوژی داریم ، جای خالی ایدئولوژی را در غرب یادآور می کند و می گوید: دنیا، دنیای حرف برتر، ایدئولوژی قانع کننده تر، تفکر آرام بخش تر برای دلهای شنونده و خواننده است ... ما اگر صنعت فرامعمولی ، سلاح های آنچنانی یا دانش فنی برای صدور به دنیا در اختیار نداریم ، اما متاع معنوی ارزشمندی که امروز در همه جای دنیا می تواند مستمع برای خودش داشته باشد، داریم.

رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین به گفتمان انقلاب اسلامی اشاره می کند و می فرماید امروز نظام جمهوری اسلامی و پرچم تفکر اسلامی و حرف نویی که در دنیا وارد کرده یعنی مردم سالاری دینی در مساله سیاسی و اخلاقی و معنویت و بقیه چیزهایی که وجود دارد، توانسته لیبرال دموکراسی غرب را با آن همه ادعا به چالش بکشد. امروز رقیب و حریف آن در دنیا، اسلام جمهوری اسلامی است.

وی در جای دیگری می فرماید: امروز دنیا دچار خلا ایدئولوژی است . در هیچ نقطه ای از دنیا هیچ فکر روشن و ثابتی که جوامع بتوانند برمحور آن ، حرکتی را برای خود ساماندهی و آینده ای را تصویر کنند، وجود ندارد. اسلام امروز فرصت دارد در دنیا خود را مطرح کند. اسلام روی نقاطی تکیه کرده که آرزوی دیرین انسان ها از اول تاریخ بشر تا امروز است . اسلام روی عدالت و اخوت و برادری و کرامت انسان تکیه کرده ؛ امروز بشر تشنه اینهاست . بشر، تشنه کرامت و عدالت و انسانیت واقعی است.

سعید محمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها