چالش دوبعدی اسلام و اروپا

همان طور که سده های پیشین نیز نشان داده جهان اسلام تاثیری به مراتب عمیق تر از ایالات متحده ، روسیه و حتی اتحادیه اروپایی بر شکل دهی به اروپا در قرن 21خواهد داشت. اروپای معاصر با چالشی دو وجهی از سوی اسلام مواجه است . از بعد داخلی اروپا باید جمعیت فقیر و درحاشیه مسلمان خود را که از دید بسیاری از اروپایی ها تهدیدی برای هویت و ارزش های عمومی جامعه اروپایی تلقی می شوند، جذب کند در حالی که از بعد خارجی باید به دنبال رویکردی منطقی در قبال کشورهای در حال تطور و اکثرا اسلامی - از کازابلانکا تا قفقاز- باشد که در استراتژی امنیتی جدید اتحادیه اروپایی که «اروپای گسترده تر همسایگان جدید» خوانده می شود اهمیتی محوری دارند.
کد خبر: ۱۶۳۳۰۹

در این استراتژی تصریح شده قابلیت های اتحادیه اروپایی در تامین امنیت ، ثبات و توسعه پایدار برای شهروندانش از چگونگی همکاری نزدیک این اتحادیه با همسایگانش قابل تفکیک نیست . طرح جدید همکاری با همسایگان ، چارچوب مراودات این اتحادیه با 14کشور الجزایر، مصر، اردن ، لبنان ، لیبی ، مراکش ، حاکمیت خودگردان فلسطینی ، سوریه ، تونس ، اوکراین ، مولداوی ، بلاروس و روسیه که اکنون همسایگان اروپا در جنوب و شرق این قاره هستند و مجموعا 385میلیون نفر جمعیت دارند را تبیین می کند.

به واقع مولفه اسلام به عنصری جدید در دورنمای سیاست خارجی اروپا در مقیاسی وسیع تر از مولفه های جغرافیایی و جمعیتی تبدیل شده است . رابطه اسلام اروپا طی دهه های اخیر به واسطه ظهور پدیده هایی چون رشد افراطی گری و تروریسم ، گرایش احزاب سیاسی اروپا به سمت رویکردهای راستگرایانه ، بازنگری در تعریف ملی گرایی ، دشواری های شکل گیری اتحادیه اروپایی منسجم و یکپارچه و تبیین عناصر بنیادین جدید در سیاست خارجی اروپا و شاید بازتعریف این سیاست فراز و نشیب های زیادی را تجربه کرده است . تعامل جدید اسلام و اروپا در ابعاد داخلی و خارجی فرصت های جدیدی را برای ایجاد تغییرات مثبت در جهان به وجود آورده است . اگرچه تعامل اسلام و اروپا در 14سده گذشته سابقه چندان خوبی نداشته لیکن به نظر می رسد اروپایی ها تاآنجا که به مراوداتشان با جهان اسلام و مسلمانان بازمی گردد مترصد حفظ شرایط کنونی هستند. اگر اروپا نتواند با جامعه مسلمانان این قاره به تعاملی مثبت و سازنده برسد نه تنها شکاف ها اجتماعی در این قاره رو به افزایش خواهد گذاشت که به شکل گیری «دژ اروپا» به عنوان سدی در برابر اسلام و انزوای این قاره در عرصه تعاملات بین المللی منجر خواهد شد.

مولفه های جمعیتی

تعداد اندکی از کشورهای اروپایی اقدام به جمع آوری اطلاعات جامع پیرامون تعداد و ترکیب مسلمانانی کرده اند که در محدوده جغرافیایی مرزهایشان زندگی می کنند. در برخی کشورهای این قاره چون بلژیک ، دانمارک ، فرانسه ، یونان ، مجارستان ، ایتالیا، لوکزامبورگ و اسپانیا اساسا سوالات مربوط به اعتقادات مذهبی افراد در آمارگیری و پرسشنامه های رسمی به سان ایالات متحده منع شده است.

13 کشور اروپایی هنوز اسلام را به رغم آن که مسلمانان در 16کشور از 37کشور این قاره (به استثنای جمهوری های سابق شوروی و ترکیه ) دومین اقلیت مذهبی هستند به عنوان یک دین به رسمیت نمی شناسند. در اکثر این کشورها مسلمانان اقلیتی رسمی تلقی نمی شوند و از امتیازات در نظر گرفته شده برای صیانت از حقوق اقلیت ها و جلوگیری از تبعیض برخوردار نیستند چون امکان متمایز مردن آن ها بر مبنای تعاریفی که اقلیت ها را با مقوله نژاد و قومیت از هم جدا می کنند، وجود ندارد.

براساس اطلاعات جمع آوری شده توسط وزارت امورخارجه ایالات متحده در گزارش آزادی های مذهبی سال 2003میلادی نزدیک به 25میلیون مسلمان در اروپا زندگی می کنند که 5درصد جمعیت اروپایی را تشکیل می دهند. این رقم به مراتب بالاتر از آمار 13تا 20میلیون نفری ای است که معمولا در رسانه ها و تحقیقات آکادمیک به آن اشاره می شود. وقتی جمعیت ترکیه هم در نظر گرفته شود این رقم به ناگاه به 90میلیون نفر معادل 15درصد اروپایی گسترده افزایش می یابد. آنچه مهم تر از این آمار و ارقام است شکل گیری روندی نوظهور در اروپا است . جمعیت مسلمانان قاره کهن طی 3دهه اخیر بیش از یکصد درصد رشد داشته و این نرخ رشد در حال سرعت گرفتن است.

اکثر کشورهای اروپایی در دهه 70میلادی درهای خود را پس از اولین تحریم نفتی اعراب و رکود اقتصادی پس از آن به روی کارگران مهاجر بستند با این حال هر ساله 500هزار مهاجر جدید که اکثرشان اعضای خانواده مهاجران مقیم هستند و 400هزار پناهجوی تازه قدم به اروپای غربی می گذارند.براساس آمارهای سازمان بین المللی مهاجرت نسبت رو به تزایدی از این تازه واردها را مسلمانان تشکیل می دهند. علاوه بر این بخش قابل توجهی از مهاجران غیرقانونی به اروپای غربی که تعدادشان بین 120تا 500هزار نفر در سال برآورد می شود هم مسلمان هستند.

در سال های اخیر تشدید موج مهاجرت و حرکت پناهجویان از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به اروپا بیش از آن که ناشی از کمبود نیروی کار در قاره کهن باشد به دلیل وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی در این دو منطقه بوده است . در حالی که پیش بینی می شود جمعیت خاورمیانه و شمال آفریقا طی 3دهه آینده 2برابر شود جمعیت اروپا منحنی رشدی منفی را تجربه خواهد کرد که این به معنای تداوم روند مهاجرت از شرق و جنوب به این قاره خواهد بود.

سازمان ملل متحد در سال 2000میلادی با انتشار گزارشی اعلام کرد کشورهای اروپایی برای آن که بتوانند جمعیت خود را در سطح سال 1995میلادی نگاهدارند هر سال باید 949هزار مهاجر جدید جذب کنند. در این گزارش تصریح شده بود اروپا برای حفظ جمعیت نیروی کار در سطح سال 1995هر ساله به 58/1 میلیون مهاجر و برای ثابت نگاهداشتن میانگین سنی جامعه به 4/13 میلیون مهاجر جدید نیازمند است.

بدتر آن که ترکیب جمعیتی 10عضو جدید اتحادیه اروپایی بر وخامت اوضاع در این اتحادیه افزوده است . اروپا بخواهد یا نخواهد ناچار به پذیرش مهاجران جدیدی است که اکثرشان مسلمان هستند. امروز تقریبا نیمی از جمعیت مسلمانان غرب اروپا در این قاره به دنیا آمده اند. مهم تر آن که نرخ زادوولد در خانواده های مسلمان سه برابر نرخ زادوولد غیر مسلمانان است که این خود عاملی مهم در افزایش جمعیت مسلمانان این قاره است . به تبع این مساله میانگین سنی جامعه مسلمانان اروپا به مراتب پایین تراز غیر مسلمانان بوده و به عبارت ساده تر جامعه مسلمانان جوانتر از جامعه غیر مسلمان است.

یک سوم جامعه 5میلیون نفری مسلمانان فرانسوی زیر 20سال سن دارند در حالی که نرخ زیر 20ساله ها در کل جامعه فرانسه 20درصد است . در آلمان که چهار میلیون مسلمان دارد هم این نرخ در حدود 35درصد است که در مقایسه با کل جامعه آلمان که 18درصد افراد جامعه کمتر از 20سال دارند به خوبی گویای جوان بودن جامعه مسلمانان این کشور است.

تا پیش از این گرویدن به اسلام عاملی غیر تاثیرگذار در رشد جمعیت مسلمانان اروپا بود و کمتر از 1درصد کل جامعه مسلمانان اروپا را کسانی که تغییر دین داده بودند، تشکیل می دادند. این در حالی است که طی سال های اخیر با افزایش تعدادی کسانی که به اسلام می گروند نه تنها روند رشد تعداد مسلمانان سرعت بیشتری به خود گرفته که جامعه اسلامی اروپا نفوذ و حضور بیشتری هم در عرصه های مختلف یافته است . پیش از آن که سال 2015میلادی فرا برسد جمعیت مسلمانان اروپا به دو برابر میزان کنونی افزایش خواهد یافت در حالی که پیش بینی می شود در این مدت جمعیت غیرمسلمانان اروپا 5/3 درصد در قیاس با امروز کاهش یابد. اگر کمی دورتر را مد نظر قرار دهیم در صورت ادامه این روند تا سال 2050میلادی مسلمانان نزدیک به 20درصد جمعیت اروپا را تشکیل می دهند. اگرچه این آمار و ارقام ممکن است در نگاه اول اغراق آمیز به نظر آید لیکن نگاهی گذرا به شرایط جمعیتی کنونی کشورهای اروپایی نشان می دهد این پیش بینی ها چندان هم دور از واقعیت نیستند. همین حالا هم 15درصد جمعیت 26تا 25ساله های فرانسه مسلمانان هستند و این نسبت در بلژیک 25درصد است.

یکی از مولفه هایی که به همان اندازه رشد سریع جمعیت مسلمانان دراین معادله تاثیرگذار است روند شتابان کاهش جمعیت اروپا است که بنابر تخمین های سازمان ملل با کاهشی فاحش از حدود 728میلیون نفر در سال 2000میلادی به 600میلیون و حتی شاید 565میلیون نفر در سال 2050میلادی خواهدرسید.

تمرکزگرایی مسلمانان اروپا

افزایش حضور مسلمانان در اروپا موجب شده آنان به لحاظ جغرافیایی در چند کشور خاص که جملگی صنعتی هستند و در حومه شهرهای بزرگ و حتی در نقاط خاصی که فقر مشخصه اکثر آنهاست چون منطقه کرزبرگ برلین ، هملتز تاور لندن و اطراف شهرهای بزرگ فرانسه گردهم آیند.

دو پنجم مسلمانان انگلیس در منطقه عمومی لندن که پایتخت و حومه اش را شامل می شود، زندگی می کنند. یک سوم مسلمانان فرانسه در پاریس یا اطرافش اقامت گزیده اند و نزدیک به نیمی از مسلمانان آلمان ساکن منطقه صنعتی روهر هستند.

تمرکز جمعیتی مسلمانان در مناطق خاص به گونه ای است که در حال حاضر مسلمانان 25درصد جمعیت مارسی فرانسه را تشکیل می دهند، 20درصد جمعیت مالمو در سوئد مسلمان است ، در بروکسل و بیرمنگام جمعیت آن ها به 15درصد کل جمعیت شهر رسیده و در شهرهای بزرگ دیگری چون لندن ، آمستردام ، روتردام ، لاهه ، اسلو و کپنهاگ 10درصد جمعیت را به خود اختصاص داده اند. این در حالی است که جمعیت بومی مسلمانان ساکن اروپای جنوب شرقی رو به کاهش گذاشته و طی 20سال گذشته در نتیجه عواملی چون مهاجرت ترک های بلغارستان به غرب اروپا، مهاجرت آلبانیایی ها به یونان و ایتالیا و جنگ های بالکان 15درصد کاهش یافته است . در مرکز و شرق اروپا جمعیت مسلمانان بسیار کم است و مسلمانان سهم ناچیزی از کل جمعیت را به خود اختصاص می دهند.

هویت

در این بین ماهیت حضور مسلمانان در اروپا در حال تغییر است . مسلمانان دیگر کارگران مهاجری که به طور موقت به اروپا می آیند، نیستند بلکه آنان بخش لاینفکی از تصویر اروپای غربی هستند. نهادینه شدن اسلام سال هاست که در کنار رجعت نوظهور مسلمانان به آموزه های اسلام آغاز شده است . هر چند در گذشته امکان سخن گفتن از جامعه واحد مسلمانان اروپا به لحاظ مرزبندی های مذهبی و ملیتی وجود نداشت لیکن این تفاوت ها اندک اندک در سایه گرایش مسلمانان این قاره به همگرایی بویژه در میان جوانان رنگ می بازند. برخلاف یهودیان و مسیحیان اروپا، مسلمانان هویت خود را بیش از کشوری که در آن ریشه دارند یا سرزمینی ، که در آن متولد شده اند با اسلام تعریف می کند. وجود تبعیض در جوامع غربی که بر شغل یابی ، تحصیل ، تامین سرپناه و انجام فرایض دینی مسلمانان تاثیرگذار است ، موجب شده نسل جوان مسلمان بیش از پیش به اسلام به عنوان عنصری هویت بخش رجعت کند. این واقعیتی غیرقابل کتمان است که نرخ بیکاری در مسلمانان اروپا 2برابر غیرمسلمانان است.

چالش های اروپا

اروپایی ها در سایه همین تحولات به دنبال یافتن راهکاری برای به توازن رساندن جوامع اروپایی و جلوگیری از بروز تنش بین مسلمانان و غیرمسلمانان در ابعاد داخلی و خارجی هستند. در بعد داخلی مسلمانان اروپا اگرچه می روند تا اعتماد به نفس خود را بازیابند اما با توجه به تبعیض هایی موجود و در مسیر ضعف قرار گرفتن اقتصادهای اروپایی میزان نارضایتی آنها نیز در حال افزایش است.

با این حال دیدگاه هایی که اصرار دارند پس از فروپاشی دیوار برلین تهدید اسلام جایگزین تهدید کمونیسم شده است مانعی جدی در برابر ایجاد همگرایی در جوامع غربی است . این ادعاها تا به آنجا بالا گرفت که ویلی کالس بلژیکی که در دهه 1990میلادی برای مدت کوتاهی دبیرکلی ناتو را عهده دار شد در یکی از نطق های خود در آن دوره مدعی شد مهم ترین چالش فراروی این سازمان اسلام است . در چنین حال و هوایی این مساله که تئوری برخورد تمدن های ساموئل هانتینگتون هنوز در بین استراتژیست های اروپایی بیش از همتایان امریکایی شان طرفدار دارد اصلا موضوع عجیبی نیست.

رضا سادات

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها