«کوین جونز» 24 ساله پسر جوانی است که به اتهام به قتل رساندن همسر 19 سالهاش دستگیر شده است. این پسر جوان متهم است با استفاده از ضربات چاقو همسرش را به حالت نیمهبیهوشی درآورده و سپس با اصابت جسم سنگینی به سر دختر 19 ساله او را از پای درآورده است.
پزشکی قانونی پس از انتقال جسد «نونا» اعلام کرد که او پس از ضربات چاقویی که به بدنش وارد شده است هنوز زنده بوده و حتی با قاتلش درگیر شده است، اما وارد شدن ضربه محکم دیگری به سر او در نهایت مرگش را رقم زده است. بلافاصله پس از تشکیل پرونده مرگ «نونا» تحقیقات پلیس آغاز شد.
اولین کسی که جسد بیجان «نونا» را در منزلش پیدا کرده بود همسرش «کوین» بود که ماموران پلیس را از ماجرا مطلع کرده بود. کوین حدود یک سال قبل با نونا که از دوران کودکی او را میشناخت ازدواج کرده بود و هر دوی آنها در دانشگاه آرکانزاس امریکا درس میخواندند.
علاقه آنها به یکدیگر برای دوستانشان مثالزدنی بود و همه اطرافیان آنها میدانستند که این زوج تا چه حد به هم علاقهمند هستند. این رابطه نزدیک میان آنها یک سال بیشتر دوام نیاورد و به گفته کوین کمکم مشکلات اصلی آنها آغاز شد. «ما چند ماه اول زندگی عاشقانه زندگی کردیم. همه سعیام را میکردم تا او را خوشحال نگهدارم. همه چیز همانطور که دلمان میخواست پیش میرفت، اما کمکم روی دیگری از سکه نمایان شد.
من متوجه شدم نونا برخلاف آنچه که من تصورش را میکردم دختری زیادهخواه است که از هیچ چیز راضی نمیشود و همواره از هر آنچه که در اختیار دارد ناراضی است. در مقابل هم او به من میگفت من پسری تنبل هستم که دوران نامزدیمان خود را به شکل دیگری به او معرفی کردهام و اکنون پس از ازدواجمان اخلاقم تغییر کرده است. میدانستم که چند سال اول ازدواج برای همه زوجها سخت است و به همین خاطر به دعواها و مشکلاتمان اهمیت زیادی نمیدادم. واقعیت این بود که صمیمانه همسرم را دوست داشتم و حاضر نبودم به خاطر مشکلات کوچکی که داشتیم او را از دست بدهم. اما ظاهرا من بودم که اشتباه میکردم. چند ماه بعد از شروع دعواهایمان، مادرم با من تماس گرفت و به من گفت که میخواهد مرا ببیند. میدانستم که او با همسرم رابطه نزدیکی دارد و این تلفن حتما از طرف اوست. وقتی به خانه مادرم رفتم، او توضیحاتی به من داد که کاملا مرا غافلگیر کرد. او گفت که نونا از دست کارها و رفتارهایم خسته شده و احساس میکند که دیگر نمیتواند زندگی مشترکش را با من ادامه دهد. جالب این بود که او حق را به نونا میداد و تایید میکرد که من زندگی را جدی نمیگیرم و همه چیز را به بچه بازی میگذرانم.
حرفهای مادرم تاثیر بدی روی من گذاشته بود. بیش از هر چیز از این ناراحت بودم که چرا همسرم به جای این که با خودم صحبت کند، مثل بچهها حرفهایش را پیش مادرم برده است. آن روز شوم من هم با مادرم دعوای سختی کردم و هم با نونا جنجال بزرگی به راه انداختم. بعد از آن دعوا بود که بالاخره به تفاهم رسیدیم که چند ماهی را جدا از یکدیگر زندگی کنیم که وقت بیشتری برای فکر کردن داشته باشیم و به رابطهمان کمی فرصت دهیم. همان زمان بود که نونای من به قتل رسید.» ماموران پلیس پس از تماس کوین در محل قتل نونا حاضر شدند. آنچه مشخص بود این که قاتل بدون اجباری وارد منزل این دختر جوان شده و پس از ضربات چاقویی که به او وارد کرده است با کوبیدن یک چراغ بزرگ به سرش وی را از پای درآورده است. کوین که به شدت میگریست از پلیس میخواست تا هر چه زودتر قاتل همسرش را پیدا کرده و وقت را تلف نکنند. رفتارهای کاملا احساسی او باعث میشد که همه تحتتاثیر قرار بگیرند اما مانند هر پرونده دیگری زمانی که یکنفر از اعضای یک خانواده به قتل میرسد، افراد دیگر هم مورد بازجویی قرار میگیرند، کوین هم راهی مرکز پلیس شد.
او عنوان کرد؛ از زمانی که با همسرش تصمیم گرفتهاند که از یکدیگر جدا زندگی کنند، هر شب تلفنی با نونا صحبت میکرده است؛ اما وقتی آن شب هرچه تماس گرفته، نتوانسته همسرش را پیدا کند، بناچار بلافاصله همراه مادرش به منزل خود رفته است. او عنوان کرد که مادرش در خودرو منتظر او مانده است تا وی به آپارتمان نونا برود و از او خبری بگیرد؛ اما زمانی که با وجود چراغهای روشن خانه، نونا در را باز نکرده است، او به زور وارد منزل شده و با جسد بیجان همسرش مواجه شده است.
ادعاهای کوین در ابتدا به نظر پلیس کاملا منطقی میآمد؛ اما مادرش در توضیحاتی که به پلیس داد، عنوان کرد؛ حدود نیم ساعت طول کشیده است تا پسرش از منزل به تلفن همراه او تلفن کرده و خبر مرگ عروسش را به او داده است. به نظر پلیس، در این نیم ساعت امکان آن وجود داشته که کوین و همسرش به علتی نامعلوم و مثل همیشه بار دیگر با یکدیگر جنجال لفظی پیدا کرده باشند و کوین در حالتی کاملا عصبی دست به قتل همسرش زده باشد. کوین که هرگونه اقدام به آزار رساندن به همسرش را تکذیب میکرد، به پلیس پیشنهاد داد که هر آزمایشی را که لازم میداند انجام دهد تا ثابت شود که او در قتل همسرش نقشی نداشته است.
ماموران پلیس که آزمایشات زیادی روی جسد انجام داده بودند، اعلام کردند که به علت به هم ریخته بودن صحنه قتل، هیچ اثر انگشتی از قاتل به جای نمانده است، اما آزمایشات DNA نشان میداد که گرچه فرد مهاجم کوین نبوده است، اما مردی بوده که حدود سن این جوان را داشته است. از سوی دیگر و در حالی که این آزمایشات بیگناهی کوین را ثابت میکرد، انجام عمل دستگاه «دروغسنج» روی این پسر جوان نشان میداد که او در پاسخگویی به سوالات پلیس کاملا دروغ میگفته است.
با وجود آن که هیچ متهمی هم در رابطه با قتل نونا دستگیر نشده بود و مدارکی نیز بر علیه کوین وجود داشت، او به عنوان مظنون در به قتل رساندن همسرش دستگیر شد تا دادگاهی برای او تشکیل شود.
«من همیشه فکر میکردم که دوران پیری و کهنسالیام را با نونا میگذرانم. در رویاهایم فرزندانمان را میدیدم که بزرگ شدهاند و به دانشگاه میروند و من و همسرم به آنها با افتخار نگاه میکنیم. هیچ وقت لحظهای فکرش را نمیکردم که روزگار با من چنین بیرحمانه رفتار کند. من تنها امید زندگیم را از دست دادم.»
مترجم: المیرا صدیقی / منبع: سیبیاس نیوز