این مرد گفت: شخصی با تلفن خانهام تماس گرفته و اعلام کرده است که سیاوش را ربوده و برای آزادی او 8 میلیون تومان پول میخواهد. رباینده تهدید کرده اگر به پلیس خبر دهم، پسرم را میکشد.
این گزارش کافی بود تا پلیس بلافاصله اکیپ ویژهای از کارآگاهانش را تشکیل دهد تا پرونده به صورت ویژه پیگیری شود. کارآگاهان بلافاصله دستور دادند تا تلفن خانه تحت کنترل در آید و پدر سیاوش نیز آموزشهای لازم را دید تا با گروگانگیران صحبت کند.
همه چیز آماده بود و کارآگاهان به این امید که با تماس بعدی بتوانند محل اختفای گروگانگیران را شناسایی کنند، منتظر تماس مردان گروگانگیر شدند. همچنین گشتهای ویژه نیز در خیابانها مشغول به کار شدند چرا که کارآگاهان حدس میزدند گروگانگیران سیاوش را از شهر خارج نکردهاند.
ساعاتی بعد از زمانی که یکی از گروگانگیران برای بار دوم با پدر سیاوش تماس گرفت تا زمان و مکان تحویل پول را اعلام کند، اپراتورهای ردیابی تلفن به کار افتاد و یکی از کارشناسان اعلام کرد، مرد گروگانگیر از یک تلفن عمومی در خیابان... یکی از شهرهای اطراف تماس میگیرد. دقایقی بعد، ماشینهای پلیس آژیرکشان کیوسک تلفن مورد نظر را در حالی که مردی مضطرب در آن داشت با تلفن صحبت میکرد، محاصره کردند و مرد جوان دستگیر شد.
این جوان که امیر نام دارد، پس از مشاهده پلیس لب به اعتراف گشود و اتهام گروگانگیری را پذیرفت و گفت: من و دوستم به خاطر نیاز مالی تصمیم گرفتیم سیاوش را دزدیده و گروگان بگیریم و از پدرش پول طلب کنیم.
چند روز خانه پدر سیاوش را تحت کنترل قرار دادیم و متوجه شدیم او مردی ثروتمند است که به پسرش هم علاقه بسیاری دارد؛ چرا که سیاوش تنها پسر اوست. بنابر این تصمیم گرفتیم نقشه را عملی کنیم.
وی ادامه داد: سیاوش را از مقابل مدرسهاش دزدیدیم و سوار ماشین کردیم. پسرک خیلی ترسیده بود، من همانجا پشیمان شدم، اما چون راه برگشتی نداشتیم ادامه دادم، او را در صندوقعقب ماشین جا دادیم و از شهر محل سکونتش به شهر دیگری منتقل کردیم.
از آنجا که میخواستیم این مساله زودتر تمام شود، فقط 8میلیون تومان پول خواستیم چون میدانستیم پدر سیاوش در مدت زمان کوتاهی میتواند این پول را تامین کند. مطابق نقشه من با تلفن عمومی به خانه پدر سیاوش تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم، بار دوم وقتی میخواستم محل قرار را بگویم، دستگیر شدم.
ماموران پلیس در ادامه تحقیقات خود، محل نگهداری سیاوش را شناسایی کرده و پسرک را در حالی که بشدت ترسیده بود، نجات دادند.
این گزارش حاکی است پلیس همدست امیر را بازداشت کرده و تحقیقات از این دو به اتهام آدم ربایی ادامه دارد.