گفتگو با یک متهم به قتل

عذاب وجدان 18 ساله‌

کریم مردی 37 ساله است که چندی پیش خودش را تسلیم پلیس کرد و از جنایتی که 18 سال قبل مرتکب شده بود پرده برداشت. گفتگوی ما با این متهم به قتل را بخوانید.
کد خبر: ۱۶۳۲۳۷

چطور شد که بعد از 18 سال تصمیم گرفتی خودت را تسلیم کنی؟

عذاب وجدان. باور کنید در تمام این سال‌ها آرامش نداشتم.

انگیزه‌ات برای قتل چه بود؟

مشکلات مالی. من دختری 7 ساله را کشتم تا گوشواره‌اش را بدزدم.

مگر مشکلات مالی‌ات تاچه حد بود که به خاطر یک جفت گوشواره دختری 7 ساله را قربانی کردی؟

آن زمان سرباز بودم و هیچ پولی نداشتم. برای خدمت به ایلام اعزام شده بودم و منبع درآمدی نداشتم به همین خاطر هرازگاهی مرخصی می‌گرفتم و به الیگودرز می‌رفتم تا از پدر یا برادرم پول قرض بگیرم ولی آنها هم خودشان به لحاظ مالی در مضیقه بودند و من برایشان یک سربار و نان خور اضافی بودم به همین خاطر آخرین باری که برای کمک گرفتن نزد آنها رفتم پولی به من ندادند و مرا راندند. بی‌پول و درمانده شده بودم و هیچ‌ راه چاره‌ای نداشتم تا این که این حادثه رخ داد.

درباره قتل توضیح بده.

آن روز در کوچه پس‌کوچه‌های الیگودرز پرسه می‌زدم که چشمم به یک دختر 7 ساله‌ افتاد که گوشواره داشت. او داشت به خانه‌اش برمی‌گشت. کوچه کاملا خلوت بود. با دیدن طلا وسوسه شدم و فکر کردم با دزدیدن آن می‌توانم مدتی را سپری کنم برای همین به طرف دخترک رفتم؛ دستانم را روی دهانش گذاشتم و او را بغل کردم و به خانه‌ای متروکه بردم. در آنجا وقتی دستم را از دهان دخترک برداشتم متوجه شدم او مرده است. من قصد نداشتم وی را بکشم.

بعد از مرگ دختر 7 ساله چکار کردی؟

واقعا ترسیده بودم. باورم نمی‌شد چنین کاری انجام داده‌ام. جسد را همانجا رها کردم و به سرعت گریختم، اما پس از آن بود که یک روز خوش در زندگی ندیدم.

زندگی‌ات را چطور ادامه دادی؟

با عذاب وجدان و فقر مالی خدمتم را تمام کردم و به اصفهان رفتم. در آنجا مدتی دنبال کار گشتم تا این‌که به عنوان کارگر ساختمانی مشغول شدم هر چند درآمد زیادی نداشتم ولی برای من که در فقر مطلق زندگی کرده بودم. خیلی خوب بود.

قبل یا بعد از قتل جرم دیگری انجام داده بودی؟

من خلافکار و مجرم حرفه‌ای نیستم و از سر فقر و ناچاری آن کار را انجام دادم و همه جوره تاوان پس داده‌ام.

ازدواج کرده‌ای؟

اوایل فکر می‌کردم با ازدواج می‌توانم عذاب وجدانم را کاهش بدهم اما این اتفاق نیفتاد. بعد از ازدواج آن وحشت هنوز از بین نرفته و از من مردی عصبی ساخته بود و مرتب با زنم دعوا می‌کردم البته او گناه و تقصیری نداشت.

بچه هم داری؟

دو دختر که یکی الان 12 ساله و دیگری 8 ساله است و امیدوارم در آینده خوشبخت شوند در واقع بزرگ‌ترین آرزوی زندگی‌ام است و در تمام این سال‌ها هرچه تلاش کرده‌ام به‌خاطر سعادت آنها بوده است.

رفتارت با دخترانت چه‌طور بود؟

سعی می‌کردم به آنها محبت و طوری رفتار کنم که کمبودی در زندگی‌شان نداشته باشند البته بعضی وقت‌ها عصبانی می‌شدم من هر‌وقت آن دو را می‌دیدم یاد آن دختر 7 ساله‌ می‌افتادم و خودم را لعنت می‌کردم. عذاب وجدان واقعا زندگی‌ام را تحت تاثیر قرار داده بود. شب‌ها نمی‌توانستم بخوابم و همیشه کابوس می‌دیدم.

اگر تا این حد عذاب وجدان داشتی چرا زودتر تسلیم نشدی؟

همان زمان قتل تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم اما ترسیدم بعد از آن هم بارها مصمم شدم خودم را تسلیم کنم ولی هر بار پشیمان می‌شدم و امیدوار بودم این عذاب پایان یابد اما بالاخره راهی جز اعتراف پیش روی خودم ندیدم.

چه حادثه‌ای باعث شد تصمیم قطعی را برای تسلیم شدن بگیری؟

از چند ماه پیش شروع به مطالعه کتاب‌های مذهبی کردم و با مطالعه آثار شهید دستغیب اطمینان پیدا کردم که تسلیم شدن و پذیرفتن مجازات بهترین راه برای من است.

اکنون چه احساسی داری؟

کمی آرام‌تر شده‌ام اما امیدوارم با مجازات در این دنیا، خداوند و خانواده مقتول مرا ببخشند. این هم یکی از بزرگ‌ترین خواسته‌هایم است.

از خانواده مقتول خبر داری؟

می‌دانم که آن محله‌ای که قتل در آنجا انجام داده‌ام به بزرگراه تبدیل شده است و هیچ نشانه‌ای از اولیای دم وجود  ندارد ضمن این‌که من حتی اسم آن دختر 7 ساله‌ام را هم نمی‌دانم که بخواهم پلیس را راهنمایی کنم.

به غیر از اعتراف خودت مدرک دیگری که نشانه‌ای برای گناهکاری تو باشد داری؟

ظاهرا چند نفر از اهالی سابق آن منطقه شهادت داده‌اند که سال 68 جسد دختری 7 ساله را پیدا کردند و خانوداه‌اش او را دفن کرده‌اند. ظاهرا آن موقع کسی متوجه نشده بود این دختر کشته شده و فقط فکر می‌کردند مرگش مشکوک است.

چه توصیه‌ای برای خلافکاران داری؟

نمی‌دانم آنها چطور جرم و جنایت انجام می‌دهند و وجدان‌شان راحت است. من به همه توصیه می‌کنم به‌خاطر این که دچار عذاب وجدان و ناراحتی روحی و روانی نشوند دنبال چنین کارهایی نروند آنها اگر کتب مذهبی را مطالعه و با اعتقاد به خدا تلاش کنند، مشکلات‌شان را برطرف می‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها