حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
موش سرآشپزی که در نهایت با موفقیت چشمگیرش انتقام استادش را از منتقد حسود او آنتون ا&گو می گیرد. انتقامی درست نه کینه جویانه . اگو دیگر نمی نویسد و تاجر می شود تا خطر کند.
«خیلی اوقات کار منتقد راحته . ما خیلی کم ریسک می کنیم . کسایی که کارشون رو عرضه می کنن و خودشون رو به قضاوت ما می سپارن ، ما طوری منفی نقدشون می کنیم که نوشتن و خوندنش مسخره س . ولی حقیقت تلخه . ما منتقدها بیشتر ظاهر چیزها رو با کلک بزرگ نشون می دیم . معمولا قسمت بی ارزش چیزها ممکنه پرمعناتر باشه نسبت به نقد ما. وقت هایی هم هست که منتقدی صادقانه درباره چیزی ریسک می کنه و اون کشف و دفاع از یه چیز جدیده . جهان گاهی وقتا نسبت به استعدادهای تازه نامهربونه ... در گذشته مجبور بودم اهانت هایی بسازم برای شعار مشهور سرآشپز گوستیو: «هرکسی می تواند غذا بپزد» ولی من فقط حالا فهمیدم . حالا واقع_ فهمیدم که اون یعنی چی . هر کسی نمی تونه یه هنرمند بزرگ بشه . ولی یه هنرمند بزرگ می تونه از هر جایی باشه.»
اینها مونولوگ های اگو در سکانس تاثیرگذار پایان فیلم است . وقتی طعم شگفت انگیز غذای رمی همه نظریه پردازی ها را از یادش می برد، او را به یاد کودکی و غذای خوشمزه مادرش می اندازد و وقتی به خود می آید، قلم از دستش رها می شود و دست آخر برای ملاقات با این سرآشپز ناشناس ساعت ها در رستوران منتظر می ماند تا همه بروند و بتواند موش کوچکی را که باور توانایی اش برای هرکس ممکن باشد برای منتقد غیر ممکن است ببیند و به نبوغش ایمان بیاورد و راه بهتری برای کار و زندگی درپیش بگیرد.
منتقد تنها زمانی در حیطه هنر و هنرمندان جا دارد که صادقانه نظر بدهد، ریسک کند و به معنای واقعی خود را به خطر بیندازد. اینجاست که می تواند استعداد تازه ای را کشف کند و باید با شهامت و عدم کتمان حقیقت از آن دفاع کند و عواقبش را هم به جان بخرد، نه این که طوری بنویسد و نقد کند که به اصطلاح نه سیخ بسوزد و نه کباب.
راضی نگه داشتن همه و بی خطر و راحت زندگی کردن همان شیوه مرسوم نقدنویسی هنری است و بلای جان هنرمندان بزرگی که گوستیو سرآشپز در این فیلم نماینده آنهاست ؛ به همان دلیلی که اگو به آن اشاره می کند: بزرگ جلوه دادن ظواهر بی ارزش و بستن مصلحت اندیشانه چشم به روی حقایقی که منتقد آنها را می بیند، اما با وارونه گویی مخاطب را از دیدنشان محروم می کند. همین طور تهمت های ناروا زدن به درس های مهم اساتید که منشای ندارد جز درک نکردن معنای واقعی گفتار بزرگان و یا تظاهر به نفهمیدن آن به قصد حفظ منفعت خود. در میان هنرمندان واقعی بی تردید جایی برای این منتقدان متظاهر و پرنقاب نیست.
آزاد جعفری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....