با چشمهات نگاه کن‌

نامه سارا. ح که در تاریخ 23 بهمن چاپ شد، واکنش‌های زیادی را در پی داشت. در ادامه چند جواب از میان جواب‌هایی که به نامه سارا داده شده را می‌خوانید. سارا در نامه‌اش نسبت به مساله ازدواج احساس تردید کرده بود و حالا باقی بچه‌ها جواب سوال‌های او را داده‌اند. پیشاپیش از همدلی شما خیلی خیلی سپاسگزاریم:
کد خبر: ۱۶۳۱۳۵

زینب محمدزاده از مشهد: سلام... سارا جان وقتی نامه‌ات را خواندم متوجه شدم که متاسفانه تو واقعیت ازدواج را خیلی تلخ و دشوار می‌دانی. با این که فکر می‌کنی آدم واقع‌بینی هستی، اما حرف‌هایت واقع‌بینانه نیست و طرز فکرت در مورد ازدواج اشتباه است. تو فکر می‌کنی هیچ کس نیست که به درد دوست داشتن تو بخورد کفر می‌کنی اگر ازدواج کنی به ورطه روزمرگی و تکرار می‌افتی و به دلیل همین ترس کاذب  می‌خواهی انرژی‌ات را فقط برای خود و پدر و مادرت خرج کنی. برای یک ازدواج موفق معیارهای زیادی وجود دارد که خودت بهتر می‌دانی، اما من فکر می‌کنم مشکل تو این است که در این زمینه خیلی سختگیری می‌کنی. افراط و تفریط هر دو به یک اندازه مضر هستند. برعکس عقیده تو کسانی هم هستند که خیلی راحت و ساده عشقشان را به کسانی ابراز می‌کنند که لیاقتش را ندارند و وقتی متوجه می‌شوند شکست عاطفی سختی می‌خورند. اگر هر کدام از ما واقعیت زیبای عشق را بفهمیم و شناخت و معرفت درستی از عشق به دست بیاوریم این گونه مشکلات حل می‌شود. من  نمی‌خواهم با این حرف‌ها شعار بدهم. باور کن اگر کمی سطح توقعاتت را پایین بیاوری و کمی کوتاه بیایی می‌فهمی که کسی خواهد بود تا لیاقت عشق تو را داشته باشد و بتوانی در کنار او خوشبخت شوی.

می‌گویند با ازدواج منیت‌ها از بین می‌رود و خودخواهی به دگر خواهی تبدیل می‌شود و در واقع با هم بودن و ما شدن معنی می‌یابد. سارا جان دلت را صیقل بده و مثبت فکر کن. همین! خیلی ساده است. ازوداج مرحله‌ای از زندگی است و نباید با نگرش منفی از آن فرار کنی. امیدوارم تجربه شیرین یک عشق واقعی را به دست آوری تا زندگی برایت معنای دیگری پیدا کند. نامه‌ام را با بیت زیبایی از حافظ به پایان می‌رسانم:

عاشق شو ار نه روزی کاز جهان سرآید

ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی‌

ابوالفضل شاکری از تهران: سلام. باعث تاسف است که در حریم زیبای انسانی افرادی باشند که مانند سارا بیندیشند و بدون این که به محیط اطرافشان و آنچه پیش می‌آید از قبیل جریان آب، باد و ... بنگرند تا که بدانند شروع و پایان از کجا به کجاست بدون تفکر اهدافی را پیش می‌گیرند که کم‌اندیشی در آن واضح و آشکار است. عشق، دوستی، صفا، محبت و... اینها همه به چه معناست؟ زندگی چیست، چگونه می‌گذرد آن را باید با چه کسی گذراند؟ دقیق شدن به محیط اطراف و اندکی مطالعه در مورد آن و اندیشه درست پیش گرفتن می‌تواند بهترین راهنما و راهگشا برای رسیدن به طبیعت اصل آدمی که همان انسان بودن است رسید.

در این مساله که سارا آن را مطرح کرده است خودش یا هر کسی بهتر می‌داند بالاترین هدف زندگی‌اش چیست، اما راه صحیحی رسیدن به هدف‌ها را همه کس نمی‌داند. کلی‌ترین و بالاترین هدف تمام انسان‌ها زندگی است که اصلی‌ترین وظیفه آدمی نیز به حساب می‌آید. اجزای زندگی نیز اعضای خانواده هستند. اندیشه‌های اشتباه سارا اگر واقعا وجود داشته و پرورش یابد آن وقت دیگر پدر و مادر، خواهر و برادر و هیچ یک از اینها وجود ندارند. دیگر زندگی هم نیست. هر کس در زندگی پدر، مادر، خواهر و برادر می‌خواهد خودش نیز باشد شهامت بودن هر یک از اینها را داشته باشد. پدر شود، مادر شود، خواهر و برادر و خلاصه بداند آنچه خواست خودش است دوست دارد خواست دیگران نیز همان باشد. انسان جانداری است به‌درد آورنده رنج و سهل، کرامت و نجابت، کین و دوستی، وصل و فصل و هزاران واقعیت که نباید آن را انکار نمود. خواه بدی باشد یا خوبی. از واقعیت‌های زندگی‌گریزی نیست و اگر در درک و باور آن تامل کنی موجب پشیمانی و دیر شدنی بی‌فایده می‌شود. هر کسی به نوبه خود خواهان شهرت و توجه، خوشبختی و آرامش و هر چه آسایش و دوست داشتن است.

اما نباید این حقیقت را به فراموشی سپارد که یکی از اعضای سکان آفرینش است که وظیفه‌اش را آن گونه که باید به سرانجام باید برساند. هر آغازی پایانی دارد چه متفاوت باشد چه با تکرار. برای به تکامل رسیدن است که باید کوشید تا با پایان به پایان برسیم هرچند مراد باشید یا نامرادی.

زینب خجسته از رودسر: دوست عزیزم سلام مرا که گرم و پرشور است پذیرای قلب یخی‌ات باش! بی‌مقدمه می‌نویسم مثل خودت. دوست عزیز دیدت را عوض کن. به قول سهراب چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید. من معتقدم که خاطره‌های گذشته زندگی که در بخش ناهشیار ذهنمان جا خوش کرده‌اند رفتارهای آتی ما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. و احتمال بسیار زیاد وجود دارد که شما در کودکی هایتان آن موقع که هنوز فرق دست چپ و راست را نمی‌دانستید زندگی تلخ و آشفته کسی را شاهد بودید و در همان عوالم بچگی با خودتان عهد کرده‌اید هرگز از کنار پدر و مادرتان جم نخورید و تن به ازدواج ندهید. اما دوست عزیز به پدر و  مادرت بنگر، چگونه در کنار هم هستند و به زندگی معنا داده‌اند... ولی چون شما تک فرزند بودید و احتمالا هر چی خواستید برایتان فراهم شده راحت طلب شده‌اید و فقط از عهده کارهایی که مربوط به خودتان است بر می‌آید و لاغیر. اما باید در زندگی از تپه‌ای به نام ازدواج عبور کنی تا به اوج برسی. به قله شکوفایی و کامل شدن. اول باید ببینی می‌توانی خودت را بسازی یا نه. بعد در این صورت نظر بدهی که می‌توانی ازدواج کنی یا نه. می‌گویی خودخواه نیستی و برای خوشبختی و احتی دیگران هر کاری می‌کنی، می‌توانم بپرسم چه کاری کرده‌ای که نفع خودت در آن نبوده؟

اصلا توانسته‌ای از خواسته‌ای بگذری برای خوشنودی دیگری؟ مرا ببخش که اینقدر رک حرف می‌زنم. شما فقط فکر می‌کنید خودتان کامل هستید و دیگران هیچ نمی‌دانند. معیار همه دختران خوشبخت شدن و نیفتادن در دام روزمرگی است. اما شما خودتان را تافته جدا بافته می‌دانید من می‌خواهم خودم را بسازم تا بتوانم زندگیم را بسازم و در کنار فرد دیگری خوشبختی را با هم به وجود آوریم و جامعه مان را بسازیم شما چی؟

تنهایی می‌توانی کامل شوی؟ می‌توانی جامعه را بسازی یا این که فقط خودتان را می‌بینید و از نوک دماغ‌تان پایین‌تر را نمی‌بینید. شما به پدر و مادرتان وابسته شده‌اید و تکیه گاهتان آنهایند، اصولا می‌خواهید فقط به کسی تکیه کنید، اما اجازه بدهید اندکی نور به قلبتان بتابد. بگذارید کسی وارد زندگی‌تان شود تا هر دو تکیه گاه هم باشید بدون افتادن در ورطه تکرار. می‌توانی با توجه به رشته‌ای که درس می‌خوانی فعالیت اجتماعی‌ات را زیاد کنی و با مردم از همه نوع صنف معاشرت و تعامل داشته باشی. بگذار تجربه‌های جدید و قشنگ وارد زندگی‌ات شوند. خودت را تکان بده و غبار این افکار را از دل و روح و ذهنت بتکان. واقع‌بین باش بدون ذره‌ای از بدبینی.

تو به خوشی‌هایی که می‌توانی در کنار کسی که دوستش داری و داشته باشی فکر کن نه این که بدبختی‌ات را متصور شوی. توکلت کجا رفته؟ به او که آن بالاست تکیه کن پشیمان نمی‌شود. حجاب‌ها را کنار بزن و اندکی از تابش قلبت را به چهره‌ات بیاور و بگذار عشق با همه پستی و بلندی‌هایش در خانه قلبت را هم بزند. عشق اگر از نوع سازنده و عاقلانه باشد می‌‌تواند تو را بسازد.

امیدوارم خبرهای خوبی از تو بشنوم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها