آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
فیدل کاسترو هنوز در چشم بسیاری اسطورهای است بجا مانده از دورانی پرآشوب که قهرمانان آرمانها و آرزوهای فرودستان را یکتنه به دوش میکشیدند و جذبه آنان، مردم را مجذوب و مسحور خود میکرد. حالا اما بسیاری اسطورهها را زنده نمیخواهند. اسطورههای زنده، دیر یا زود فرو میریزند. اسطوره قهرمانی فیدل کاسترو نیز درهم شکسته است، در حالی که ارنستو چه گوارا با «مرگ بهنگام« به اسطورهای تبدیل شده است.
او در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمد و دکترای حقوق سیاسی گرفت و به همراه چند تن دیگر ازجمله ارنستو چهگوارا و برادر خود رائول (همان کسی که الان به عنوان جانشین خودش معرفی کرده است) با شکست حکومت «باتیستا« یک نظام مردمی در کوبا بنا نهاد.
مخالفان کاسترو از همان ابتدا در یک نکته اتفاق نظر داشتند و آن این که این انقلاب وابسته به شخص فیدل است و اگر او نباشد انقلاب خیلی زود شکست خواهد خورد. با همین تحلیل از اولین روزهای به قدرت رسیدن کاسترو، نقشههای مختلفی برای ترور او طراحی و اجرا شد. نقشههایی که طبیعتا هیچ کدام موفقیتآمیز نبود و امروز بعد از 48 سال کاسترو روی تخت بیمارستان خوابیده و کوباییان تبعیدی در وبسایتهای شرط بندی فقط روی تاریخ مرگ او شرطبندی میکنند!
اما شاید از بامزهترین نقشههایی که برای مرگ او کشیدهاند، مرگش به وسیله همان سیگار برگ معروفش باشد. سیگار برگی که دانشمندان سازمان سیا ساخته بودند و به جای تنباکو از مواد منفجره پر شده بود و قرار بود در صورت کاسترو منفجر شود. تیم محافظان کاسترو این طرح را هم مثل خیلی طرحهای دیگر کشف و خنثی کردند.
اما سیگار برگ انفجاری تنها یکی از نقشههای ترور بود. نقشههایی که «فابیان اسکالانته« رئیس سابق سرویسهای امنیتی کوبا تعداد آنها را 638 مورد ذکر کرده است. برای همین است که خیلیها عقیده دارند نام فیدل کاسترو باید از نظر تعداد دفعاتی که به جانش سوءقصد شده، در کتاب رکوردها ثبت شود.
اسکالانته که اخیرا بازنشسته شده، در کتابی با نام «638 راه برای کشتن کاسترو« تعدادی از این نقشهها را توضیح داده است. نقشههایی که در این کتاب به آنها اشاره شده از طرحهایی که به اجرا درآمده و ناموفق بوده تا نقشههایی که در مرحله طراحی متوقف شده و به اجرا در نیامده را شامل میشود.
در میان این طرحها، نقشههایی دیده میشوند که به نظر تخیلی میآیند. مثلا در یک مورد سازمان سیا که از علاقه زیاد کاسترو به غواصی در آبهای دریای کارائیب آگاهی داشته، طرح جالبی میریزد. سیا تعداد زیادی از حلزونهای دریای کارائیب را جمع آوری میکند تا از بین آنها یک صدف بزرگ پیدا کند، صدفی که به میزان کافی مواد منفجره در آنجا بگیرد. برنامه سیا این بوده که این صدف را با مواد منفجره پر کرده و بعد آن را طوری رنگآمیزی کند که در زمان غواصی کاسترو توجه او را جلب کند!
یک نقشه دیگر این بوده که لباس شنای کاسترو را به یک نوع قارچ سمی آغشته کنند تا او به یک بیماری پوستی شدید دچار شود. اسنادی که در دوره کلینتون منتشر شد نشان میداد که هر دوی این طرحها جزو برنامههای سازمان سیا بوده ولی به دلایل عملیاتی نهایتا کنار گذاشته شدهاند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....