اولین نشانههای اضطراب
اولین نشانههای اضطراب در کودکان از حدود 8 ماهگی به بعد آشکار میشود. زمانی که کودکان به هنگام مواجه با افراد غریبه احساس ترس کرده و به پدر و مادر یا سایر افراد میچسبند این احساس عموما تحت عنوان اضطراب جدایی یا غریبی کردن شناسایی میشود. بسیاری از والدین از احساس اضطراب در کودکشان آگاه نیستند تا روزی که آنان از خود رفتارهای خاصی را نشان میدهند. بسیاری از شکایتهای کودکان در دوران مدرسه همچون درد معده یا حالت تهوع میتواند نشانگر اضطراب آنان باشد. ترس از مدرسه و اضطراب امتحان از انواع شایع اضطراب در کودکان است. کودکان که دارای استرس و اضطراب هستند دچار تنشها و دلواپسیهای زیادی میشوند. نگرانیهای آنها گاهی اوقات به اندازهای میرسد که دیگر قادر به انجام دادن کاری یا تصمیم گرفتن و حتی فکر کردن در مورد مسائل اطراف خود نمیباشند. کودکان مضطرب اغلب کودکانی ساکت، عصبی، شاکی، ناراضی و کم طاقت هستند و اغلب درباره همه چیز مشکل دارند. والدین این کودکان باید بسیار هوشیار بوده و به نشانههای عصبی بودن و اضطراب داشتن در کودکان خود دقت کنند.
عوامل بروز اضطراب
به طور کلی منشاء اضطراب از روابط اولیه کودک و والدین است. تنبیه شدید و محدودیت، فشار والدین به کودک برای ظاهر ساختن رفتارهای دشوار، بدگویی و ارزشیابی منفی از رفتار و کوششهای کودک، تضاد در رفتار با او از جمله عوامل ایجاد کننده اضطراب در کودکان محسوب میشود. به طور کلی عوامل پدید آورنده اضطراب در کودک را به 5 دسته میتوان تقسیم کرد:
1 - وجود اختلاف و درگیری در زندگی خانوادگی
کودکی که در محیط خانواده احساس امنیت و آرامش نداشته و فضای پرتنش و پر درگیری باعث عدم تعادل روحی و جسمی وی شده به خاطر وحشت از دست دادن محبت پدر و مادر و احتمالا جدایی آنها دچار اضطراب میشود.
2 - انتقاد دائم، بازخواست و سرزنش کودک
کودک و دانشآموزی که زیر ذرهبین پدر و مادر و اطرافیان باشد و رفتار و نمراتش مورد نظر بوده و مدام بازخواست میشود در صورتی که قصور و کوتاهی داشته باشد مورد سرزنش قرار میگیرد و ترس از عدم موفقیت سبب اضطراب میشود.
3 - مقررات دست و پاگیر
چنانچه امر و نهی مکرر و عدم استقلال در انجام کارها و حتی انتخاب نوع لباس در خانه وجود داشته باشد کودک کمکم اعتماد به نفس لازم را از دست میدهد و به مرور زمان مانند یک ماشین منتظر گرفتن برنامه میماند در انجام کارهایش دچار وسواس و دلشوره میشود و بدون کمک دیگران قادر به انجام کارهایش نخواهد بود و این امر سبب افسردگی و گوشهگیری و اضطراب وی میشود.
4 - داشتن ظاهری نامتعادل و غیرمعمول
کودکی که چهره نامناسب با اندامی نامتعادل دارد از این که در جمع دیگران باشد احساس حقارت میکند. این کودک از تمسخر دیگران میگریزد و از چیز مبهمی رنج میبرد و به دلیل عدم تعادل جسمی، فراری، گوشهگیر و مضطرب میشود.
5 - بیماریهای پیدرپی کودک
کودکی مرتبا بیمار است ضعیف بوده و زود خسته میشود نمیتواند فعالیتهایش را خوب انجام دهد و اعتماد به نفس ندارد و ترس از عقب ماندن از دیگران و عدم توجه سایرین به او سبب نگرانی و اضطرابش میگردد.
پیشگیری و درمان اضطراب
اولین قدم برای مقابله با اضطراب کودکان، شناخت علل آن میباشد. والدین باید با صبر و حوصله با اضطراب کودکان روبهرو شوند به نحوی که آنها احساس اعتماد به نفس کافی جهت مقابله با مسائلی که به نظرشان مشکل میآید را کسب کنند.
اطمیناندهی به فرزند و دادن توضیحات آرام، منطقی و ملایم به او میتواند موثر باشد. والدین باید بشدت از تحقیر و سرزنش فرزند به خاطر اضطرابهایش بپرهیزند و از امر و نهی زیاد و بیمورد خودداری کنند. همچنین توجه به تغذیه مناسب، ورزش منظم، شادی و فعالیت اجتماعی و برخورداری از حمایت کافی در کودکان و نوجوانان برای پیشگیری از اضطراب مفید است.
بهطور کلی راهکارهای درمان اضطراب شامل این موارد میشود:
1 - کودک را از عوامل فشار روحی دور کرده و محیط را آرام و تفاهم میان کودک و دیگران ایجاد کنیم.
2 - بهگونهای رفتار کنیم که کودک بفهمد مورد پذیرش خانواده و دیگران است و دوستش دارند.
3 - نیازهای مختلف کودک را حتیالامکان مهیا کرده و زمینههای رشد کودک در فعالیتهای مختلف را بهوجود آوریم.
4 - محیط خانه را گرم و صمیمی کنیم و از نظر عاطفی کودک را تامین نماییم.
5 - بهگونهای رفتار کنیم که مفهوم نظم را درک کند و الگوهای مناسب در اختیارش بگذاریم تا به هدفش برسد.
6 - به شخصیت کودک احترام بگذاریم و به او استقلال دهیم تا کارهایش را خودش انجام دهد.
7 - کودک را از محیطهای حسادت، تمسخر، توهین و تنبیه دور کنیم، غرورش را نشکنیم و در مقابل محبت افراط نکنیم و همچنین به خواستهها و تمایلات نابجای او پاسخ مثبت ندهیم.
8 - توسط خود کودک محیطی ایجاد کنیم که باعث آرامش روحی او میشود و استراحت و تغذیه و تفریح کافی و مناسب داشته باشد.
9 - در میان کودکان تبعیض قائل نشویم و اجازه دهیم حرفهای خود را زده و عقدههای درونی خویش را خالی کنند و سالم فکر کنند.
10 - سخنان آرامش بخش و استفاده از ادبیات شادیبخش را در شیوه کاری خود بگنجانیم.
11 - تلقین نکات مثبت به کودک و انجام کارهای شادیآور و قرار گرفتن در جمع محیطهای شاد و همسالان خوشرو و مهربان.
12 - اعمال محبت کافی و ترک عادتهای ناروا و فراموشی و انکار غمها و دور کردن کودک از نگرانی.
لازم به تذکر است باید محیطی ایجاد کنیم که کودک اعتماد بهنفس پیدا کند و در انجام کارها به خود متکی باشد و البته این عملکردها برای از بین بردن اضطراب به شرط همکاری خانواده و مدرسه در ایجاد محیط امن و آرامش بخش به موفقیت بیشتری دست پیدا میکند.
از افراط در مراقبت کودکان دوری کنیم
براساس تحقیقات انجام شده، محافظت و مراقبت بیش از حد بدترین اثرات را بر کودک میگذارد، حتی گفته میشود تعداد زیادی از مبتلایان به حملات اضطرابی در دوران کودکی بیش از حد تحت مراقبت والدینشان قرار داشتهاند. کودکانی که از لحاظ رفتاری منع میشوند در موقعیتهایی که برای دیگران تهدید کننده نیست دچار استرس میشوند و محافظت آنها از موقعیتهای استرسزا راهحل مناسبی نیست.
اینگونه پدر و مادرها برای رفتار خود دو نوع توجیه دارند: یکی این که میگویند کودکشان حساس و آسیبپذیر است و بنابراین باید او را از استرس حفظ کنند. چنین والدینی اگر کودک خود را در حالی بیابند که با سطل آشغال آشپزخانه بازی میکند، با یک تاکید قاطع به صورت <این کار را نکن> با او برخورد نمیکنند، بلکه حواس کودک را پرت میکنند، در نتیجه طفل فرصت پیدا نمیکند پاسخ ترس را فرونشاند.
فلسفه دیگر که آمرانهتر است، داشتن نظم و ترتیب را به عنوان آموزش مدنظر میگیرد و نیازمندآن است که کودک خود را با جهان اطراف سازگار نماید. این والدین در گفتن «نه، آشغال نه»، کمتر تردید دارند و دست کودک را از سطل آشغال میکشند، پیش از آن که حواس او را با چیز دیگری پرت کنند. این یک تفاوت ریز و دقیق اما مهم است.
دیانا رحمتی