مطالعات مرکز پژوهش های سیاسی و اقتصادی ، با بررسی تجربه برنامه های نئولیبرال در ربع قرن گذشته ، نشان می دهد که این برنامه ها با نرخ های پایین تر رشد همراه بوده و بهبودی شاخص های اجتماعی در کشورهای هر پنج قاره ، غنی تا فقیر را کاهش داده است . البته استثناهایی نیز در این روند کلی وجود دارد؛ نرخ های رشد بالا در بین کشورهایی ثبت شده است که مقررات نئولیبرال را نادیده گرفته اند ( و نیز همراه با کاهش چشمگیر نابرابری و دیگر پیامدهای جانبی در چین و هند).
رابرت پالین ، اقتصاددان امریکایی در جریان پژوهشی مفصل به این نتیجه رسید که الگوی کلی رشد، بدون ابهام است ، کاهش شدیدی در رشد اقتصادی در عصر نئولیبرال در مقایسه با دوره توسعه دولتی به چشم می خورد؛ یعنی میزان رشد به حدود نصف دوران قبل افت کرد. در صورتی که درآمد سرانه را در نظر بگیریم ، به خاطر افرایش نابرابری و عدم کاهش فقر (به استثنای چین ) و اثرات جانبی خانمان برانداز در میان آسیب پذیرترین اقشار، این روند چشمگیرتر نیز است.
رابرت وید، کارشناس اقتصاد سیاسی ، به این مساله پی برد که یکی از حقایق بزرگ و نادیده گرفته شده دوران ما، کاهش چشمگیر رشد در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ، طی ربع قرن اجرای سیاست های اقتصادی نئولیبرال است . در صورتی که چین (که این سیاست ها را رد کرد) را در نظر نگرفته و از سنجه های واقع گرایانه فقر استفاده کنیم ، افزایش میزان فقر و نابرابری درون و مابین کشورها نیز جزو این پیامدها محسوب می شود.
حقایق مذکور گاه تحت الشعاع این برداشت قرار می گیرند که به طور کلی شرایط تحت نظام نئولیبرال بهبود یافته (همان طور که اغلب همواره در طول زمان و تحت هر نظام اقتصادی بهتر می شوند) یا با توسل به مفهومی از جهانی شدن که جهتگیری صادراتی را با نئولیبرالیسم اشتباه می گیرد.
اثر: نوام چامسکی
مترجم : یعقوب نعمتی ورو جنی