پاسخ به یک سوال تاریخی

ساخت فیلم‌های 90 دقیقه‌ای این روزها تقریبا حالت یک «خط تولید» را پیدا کرده است. بارها در خبرها خوانده‌ایم که مثلا یک فیلم 90 دقیقه‌ای، فاصله سفارش سوژه تا رسیدن به مرحله تصویربرداری و پخش را در مدت زمانی کمتر از 2 ماه طی کرده‌اند. این مسئله از سویی یک امتیاز محسوب می‌شود، زیرا به مدیران تلویزیون این امکان را می‌دهد تا در مقابل رویدادها، موقعیت‌ها و حوادثی که در کشور بروز پیدا می کند، با سرعت عمل بالا اقدام به تولید و ارائه برنامه نمایشی کنند.
کد خبر: ۱۶۲۶۶۸

این شیوه تولید فیلم با همه مزیت‌هایی که دارد، چند حساسیت عمده نیز دارد که اعمال آنها از سوی مدیران ستادی و شبکه‌های سازنده، می‌تواند کیفیت بالای این آثار را به دنبال داشته باشد. عدم اعمال این سیاست‌ها نیز می‌تواند منجر به خلق آثاری شود که نمایش یا عدم نمایش آنها تفاوتی ندارد و در بهترین حالت، آثاری عادی تلقی می‌شوند.

فیلم «عطش» که پنجشنبه شب از شبکه یک سیما پخش شد، یکی از همان فیلم‌هایی است که به‌طور مشخص با هدف نمایش در یک مناسبت مذهبی تولید شده است. فیلمی برخوردار از مایه‌های حسی ــ عاطفی و دستمایه «تحول» که معمولا در چنین ایامی می‌تواند تاثیر مثبتی بر مخاطب خود بگذارد. حالا به این نکات مثبت می‌توان حضور چند بازیگر را هم اضافه کرد تا حداقل شرایط تولید یک فیلم خوب حاصل شود. فیلم عطش 2 داستان را مورد توجه قرار داده است. هر 2 داستان در یک خانواده رخ می‌دهد. داستان اول مربوط به آرزوی پدر و مادری برای بچه‌دار شدن است که در نهایت این آرزو محقق می‌شود و آنها صاحب یک پسر می‌شوند. داستان دوم هم درباره مشکلی است که برای پدر خانواده پیش می‌آید و او به اشتباه مبلغ 6 میلیون تومان اضافه به حساب یک مشتری واریز می‌کند و درست در زمانی که برای دریافت این مبلغ به سراغ مشتری خود در شهرستان رفته، فرزند خردسالش دچار حادثه می‌شود و به بیمارستان منتقل می‌شود تا تحت عمل جراحی قرار گیرد.

بخش عمده‌ای از فیلم صرف پرداختن به این مسئله می‌شود که چگونه این زن و شوهر در حسرت بچه‌دار شدن روز را به شب می‌رساندند و در نهایت چگونه با راهنمایی یک دوست خانوادگی ــ که نقش او را محمدرضا عیوضی ایفاء می‌کند ــ با مراجعه به یک پزشک متخصص صاحب فرزند شدند. این مقدمه ظاهرا برای این چیده می‌شود که مخاطب از میزان علاقه این پدر و مادر نسبت به فرزند خود آگاه شود و بداند حادثه‌ای که برای کودک پیش می‌آید تا چه اندازه برای آنها دردناک است. اما آیا واقعا چنین مساله‌ای نیاز به این همه مقدمه‌چینی دارد؟ آیا میزان علاقه پدر و مادرها به فرزندان خود، بسته به میزان تمایل یا عدم تمایل آنها به بچه‌دار شدن «خیلی» متفاوت است؟ طبیعی است پاسخ این سوال‌ها منفی باشد. هر پدر و مادری نسبت به فرزند خود حساس هستند و این حساسیت زمان و مکان و سال نمی‌شناسد.

مساله دوم که مربوط به کسری حساب پدر خانواده است هم، با این که دستمایه خوبی برای افت و خیز دارد، چندان پرداخت درستی نشده است و با همراهی کارمند بانک با مشتری بدقلق، در پایان مشخص می‌شود کارمند بانک نیروی نفوذی بانک بوده تا پولی که به اشتباه واریز شده از مشتری بد حساب اخذ شود.

مشکل عمده فیلم «عطش» این است که به جای پرداختن درست و سنجیده به موضوع، از سویی گرفتار مقدمه‌چینی‌های طولانی شده و از سوی دیگر هنگامی هم که سراغ موضوع می‌رود، چنان دچار «سانتی‌مانتالیزم رقیق شده» می‌گردد که وظیفه اصلی خود به عنوان یک اثر نمایشی ــ که می‌تواند روایت داستان باشد ــ  را فراموش می‌کند و با اتکاء به نوع خاصی از موسیقی و نیز تصاویر کلیپ‌گونه، تلاش می‌کند احساسات مخاطب را برانگیزاند و اصطلاحا «اشک» او را در بیاورد.

«از زمان آغاز نگارش فیلمنامه تا آماده‌سازی برای پخش 27 روز طول کشید.» این نکته‌ای است که کارگردان فیلم در گفتگو با ایسنا بیان کرده و با اشاره به این نکته که: با «عطش» رکود جدیدی را در ساخت تله‌فیلم به ثبت رسانده، خاطرنشان کرده است:‌ نمی‌دانم این حسن تلقی می‌شود یا نه؟

شاید محدوده زمانی قرار دادن برای آثار نمایشی چندان کار درستی نباشد. یک فیلم را می‌توان در یک هفته هم ساخت اما نتیجه مطلوب زمانی حاصل می‌شود که این کار با اتکاء به یک پشتوانه قوی صورت بگیرد و در طول کار نیز نظارت کافی از سوی بخش‌های مدیریتی انجام شود تا کار با کیفیت بالایی تولید شود. شاید این توضیحات برای یافتن پاسخ این سوال که ساخت فیلم در 27 روز حسن است یا نه؟ کافی باشد. امیدوارم مجید تربتی‌فرد کارگردان این فیلم پاسخ سوال خود را  که سوالی تاریخی است، گرفته باشد.

رضا استادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها