در آپارتمانی کوچک در یکی از غربی ترین مناطق شهر مهمان او می شویم . مریم 46ساله ، سال هاست به تنهایی در این خانه زندگی می کند: «پس از اتمام تحصیلات وارد بازار کار شدم . به فعالیت های بیرون از خانه و کارم بشدت علاقه داشتم و نمی خواستم با ازدواج استقلال و آزادی خود را از دست بدهم . از نیش و کنایه های خانواده و اطرافیان هم به تنگ آمده بودم . این شد که یک روز دل را به دریا زدم و با اندوخته ای که داشتم و با گرفتن وام و ... این آپارتمان را خریدم . از آن به بعد مستقل زندگی می کنم .»
مریم گاهی به خانواده اش سر می زند. او امروز چندان از انتخاب سال های قبل خود راضی نیست . به نظرش می رسد به رغم موفقیت هایی که در زندگی اجتماعی و اقتصادی به دست آورده ، سرمایه هایی را از دست داده است که دیگر مجالی برای جبران آنها به دست نمی آورد. «آن روزها از این که خواهر و برادرم با فرزندانشان به خانه ما می آمدند و شلوغ می کردند ناراحت می شدم . زندگی به شیوه سنتی و مهمانی دادن و مهمانی رفتن را نمی پسندیدم . دوست داشتم تنها باشم و بیشتر به کارهایم برسم ، اما امروز احساس پوچی می کنم و از این که چه فرصت های خوبی را برای تشکیل خانواده از دست داده ام ، افسوس می خورم.»
محمد 30ساله نیز زندگی مستقلی دارد. به نظر او سن بیست و پنج ، شش سالگی زمان مناسب برای ازدواج بوده است که به دلیل نداشتن امکانات مناسب اقتصادی این اتفاق در زمان خود رخ نداده است . او امروز که طعم آزادی ها و ماجراجویی های جوانی را چشیده است دیگر حاضر نیست زیر بار مسوولیت خانواده برود. از زندگی خود راضی است و نمی خواهد بایدها و نبایدها و محدودیت های یک زندگی خانوادگی توام با خطر را تجربه کند. محمد فکر می کند بهتر است تا زمانی که امکان دارد همین طور به تنهایی از زندگی خود لذت ببرد و در آینده ای که چندان نزدیک نخواهد بود، در صورت لزوم شاید تن به ازدواج هم بدهد.
این دو نمونه ای بود از روند رو به افزایش زندگی های مجردی که این روزها کمابیش در گوشه و کنار کشور و بویژه در تهران که روند پرشتاب تری در حرکت به سمت مدرن شدن به معنای غربی دارد، شاهد آن هستیم .
می خواهم خودم باشم
جوان است و پر شور و نشاط و باارزش ها و هنجارهایی که بسیاری از آنها را پدر و مادری که اکنون در سنین میانسالی به سر می برند، نمی پذیرند. دوست دارد تنها باشد و ساعت ها پشت میز رایانه بنشیند. می خواهد از سر کار که بر می گردد یک راست به اتاق خودش برود و استراحت کند. با همسالان خود راحت تر است ، گردش و تفریح با آنها بیشتر خوش می گذرد و ... . سال ها از آغاز دوره جوانی او می گذرد و اکنون به نظر می رسد می تواند به تنهایی زندگی کند بدون این که به کسی نیاز داشته باشد. جوان امروز بویژه زمانی که طعم استقلال اقتصادی را تجربه می کند بیشتر راغب است سکان زندگی را خود به تنهایی به دست بگیرد و در مورد مسائل مختلف خودش تصمیم بگیرد. دوست دارد شغل ، محل زندگی و زمان ازدواج احتمالی را خودش انتخاب کند.
دکتر محمدسعید ذکایی ، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه درباره دلایل افزایش تمایل جوانان به زندگی مجردی به این نکته اشاره می کند که امروز دوره جوانی با شاخص های مختلف زیستی ، اجتماعی و فرهنگی در مقایسه با آنچه حدود 20سال پیش تجربه می شد، زودتر شروع می شود و دیرتر تمام می شود. او می گوید: این افزایش دوران جوانی دلایل چندگانه ای دارد که یکی از آنها استفاده از فرصت ها و لذت هایی است که معمولا با دوره جوانی همراه است . نشاط، سرزندگی ، فراغت ، هیجانات و ماجراجویی ها و دوره ای که با خلاقیت ، آفرینش و رشد همراه است ، جاذبه های خود را دارد و افراد به تنهایی یا در مجاورت همسالان و اجتماعات کوچک و بزرگ دوست دارند نهایت استفاده را از آن ببرند. بخشی از دلایل نیز به ارزش هایی برمی گردد که با جوانی همراه شده است . طیف بیشتری از جوانان طالبند به شکل بیشتری در این دوره سهیم باشند و از آن منتفع شوند.
قبلا دوره جوانی را ابتدای بلوغ می دانستند و ختم آن را با ازدواج تعریف می کردند. این تعریف امروزه دقت لازم را ندارد. بلوغ جابه جا شده و زودتر شروع می شود و وقتی ازدواج به تاخیر بیفتد به این معناست که این دوره امتداد پیدا می کند. بسیاری از جوانان با همین طرز فکر و به دلیل این که ازدواج را انتهای جوانی می دانند از آن گریزانند. گرچه می توان استدلال هایی کرد که ازدواج پایان جوانی نیست.
فرصت های آموزشی ایجاد شده بخصوص برای دختران ، اهمیتی که کسب مهارت و تحصیل در زندگی حرفه ای ایجاد کرده و جوانان ناچارند زمان بیشتری را سرمایه گذاری کرده و مهارت های خود را با ماندن در دانشگاه و تکمیل تحصیلات ارتقا دهند دلیل دیگری است که تغییرات مقطع جوانی را توضیح می دهد. ذکایی در این زمینه می گوید: خیلی از جوانان راغبند با آن ریتمی که خودشان دوست دارند، زندگی را تعریف و هدایت کنند؛ مثلا ابتدا وارد بازار کار شوند، سرمایه و اندوخته داشته باشند و بعد ازدواج کنند. تمام اینها ازدواج را با تاخیر مواجه می کند . اطلاعات نشان می دهد امروزه اولویت های مهم جوانان ابتدا اشتغال ، بعد تحصیل و در مورد دختران ابتدا تحصیل و بعد اشتغال است . در مرحله سوم مقوله ازدواج و پس از آن فرزند آوری در اولویت های جوانان قرار می گیرد.
مقوله ترس از هزینه های ازدواج ، نکته دیگری است که می توان در زمینه گرایش جوانان به تجرد به آن اشاره کرد. بسیاری از جوانان گمان می کنند هزینه های زندگی مجردی بسیار کمتر از زندگی خانوادگی است و به این دلیل ترجیح می دهند تنها زندگی کنند تا این که با تشکیل خانواده و احتمالا فرزندآوری افراد بیشتری را درگیر مشکلات اقتصادی کنند.
حکایت چاه و چاله
گریز جوانان از ازدواج و تشکیل خانواده ، پیامدهای مختلفی را برای فرد و جامعه به دنبال خواهد داشت . شاید بتوان یکی از مهم ترین این تبعات را به تغییر الگو در تامین نیازهای جنسی نسبت داد. برطرف کردن این نیازها اگرچه تنها دلیل تشکیل خانواده و ازدواج نیست ، اما یکی از مهم ترین آنها به شمار می رود. تاخیر در پاسخ به نیازهای عاطفی و جنسی که باید با ازدواج تامین شود، فرصت یا انگیزه تامین آنها را به صورت های خارج از روش های متعارف و مقبول اجتماعی ایجاد می کند. نظرات ذکایی را در این زمینه نیز بخوانید: به مدد دسترسی جوانان به رسانه های نو، در معرض بلوغ زودرس جنسی قرار داریم . این دسترسی شرایطی ایجاد می کند که جوانان نسل های گذشته کمتر در معرض آن قرار داشتند و اطلاعاتی را در اختیار جوانان قرار می دهد و آنان شرایطی را تجربه می کنند که پیش از آن ، جوانان در سنین بالاتر و احتمالا در صورت ازدواج از آنها برخوردار می شدند. به همین نسبت الگوهای ارتباطی بین دو جنس نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و فرصت و زمینه ای را برای ارتباط و آشنایی ها چه با نیت ازدواج ، کسب تجربه یا ماجراجویی های خاص جوانان ایجاد می کند که اثرات سویی نیز می تواند داشته باشد. در این شرایط اگر آگاهی های کافی چه توسط خانواده و چه توسط رسانه ها و اجتماع ارائه نشود می تواند مخرب باشد.
افزایش فرصت های تنهایی ، فارغ بودن جوان از مسوولیت هایی که نقش های همسری و پدر و مادری برای او ایجاد می کند، ارتباط با دوستان و همسالان با سلایق مختلف و گاه غیر عرفی و دسترسی آسان به الگوهای ناهنجار اجتماعی می تواند جوان گریزان از تشکیل خانواده را با خطراتی مواجه کنید که تبعات آن گاه بسیار ناخوشایند تر از مشکلات احتمالی و فرضی است که ممکن است ازدواج به همراه داشته باشد، ضمن این که جبران این تبعات شاید بسادگی میسر نباشد و حتی غیر ممکن باشد.
تجرد، پیامدهای اجتماعی و فرهنگی نیز به دنبال دارد. به اعتقاد دکتر ذکایی ازدواج تاخیر یافته از یک جهت به معنای انتقال چرخه تحولات جمعیتی و به معنای فرزندآوری دیرتر و فرزندان کمتر و به معنای تعریف و فهم متفاوت از معنای فرزند است . وقتی دوره ازدواج و باروری زنان از یک محدوده حدود 30ساله به 15سال تقلیل پیدا می کند به همان نسبت معنا و نقش هایی که والدین برای خود تعریف می کنند اعم از نقش پدر و مادری و فرزندی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
از سوی دیگر، پدیده تجرد برای پسران و دختران در گروه های مختلف اجتماعی فرصت انعطاف پذیری و تحرک جغرافیایی بیشتری را به شکل سفر و جستجو برای کار در شهرها و مکان های مختلف ایجاد می کند. این موضوع می تواند الگوهای مصرف از مسکن گرفته تا مبلمان و نوع زندگی را تحت تاثیر قرار دهد. افزایش خیل مجردان همچنین نگرش اجتماع به پدیده تجرد را تحت تاثیر قرار خواهد داد. یکی از مشکلاتی که بویژه دختران و زنان مجرد از آن شکایت می کنند، دید ناخوشایندی است که جامعه و اطرافیان به آنها دارند. تا چندی پیش پذیرش مجرد بودن بویژه برای دختران به دلیل فشار هنجارهای اجتماعی و خانوادگی بسیار ناخوشایند و با استرس های روحی همراه بود. با افزایش تعداد جوانان تنها و به چشم خوردن آنها در گوشه و کنار و در تعداد بیشتری از خانواده ها، نگرش جامعه نسبت به پدیده تجرد تغییر خواهد کرد.
اگرچه نه بر مبنای اصول مذهبی و نه با توجه به معیارهای جامعه سالم پدیده تجرد، حتی اگر اجتماع به شکلی تمام و کمال پذیرای آن باشد پدیده موجهی نیست ، اما بعضی شرایط خود خواسته و خود ساخته و برخی فشارها و عوامل خارجی ، گاه عده ای را ناگزیر می کند به این شیوه زندگی کنند.
شما هم اگر ناچارید تنها زندگی کنید می توانید با توجه به توصیه کارشناسان از تبعات احتمالی مانند افسردگی ، افتادن در دام دوستان ناباب و زندگی گناه آلود پیشگیری کنید. دکتر ذکایی ضمن ارائه پیشنهادهایی در این زمینه یاد آور می شود پیش از هرچیز لازم است از طریق رسانه هایی که مخاطب وسیع تری دارند به خانواده ها آگاهی داد و شرایطی ایجاد کرد که کلیشه های منفی که با پدیده تجرد همراه است تصحیح شود. وی همچنین به شرایطی اشاره می کند که بویژه دختران جامعه ایرانی با آن دست به گریبانند: «چیزی که می توان آشکارا بیان کرد این است که خانم های ایرانی در ساختن ، حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی خود چندان موفق عمل نمی کنند. ارتباطات آنها به دایره کوچک خانواده ، اقوام و فامیل محدود می شود و گاهی وقتی به سرمایه اجتماعی نیاز دارند آن را از مردها قرض می گیرند و با واسطه مردها به آن می رسند و این می تواند آسیب زننده باشد.»
چند پیشنهاد
پیش از هر چیز رابطه خود را با خانواده حفظ کنید و در کنار آن دوستان خوب و دلسوز و قابل اعتماد و پایبند اخلاق که بتوان در مواقع نیاز به آنها توسل کرد، پیدا کنید.
بکوشید اوقات فراغت خود را با پرداختن به فعالیت های داوطلبانه و عام المنفعه ، شرکت در فعالیت های ورزشی ، پیوستن به گروه های خیرین و مانند آن پر کنید.
دلمشغولی و سرگرمی برای اوقات تنهایی خود بیابید. فعالیت های هنری مانند نقاشی و صنایع دستی می توانند سرگرمی خوبی باشند که ضمن پر کردن ساعات تنهایی ، فکر و ذهن شما را به خود مشغول کنند.
از هم اکنون به فکر شرایط پیش بینی نشده زندگی باشید. برای آینده اقتصادی خود برنامه ریزی کرده و با استفاده از تمهیدات بیمه ای برای روزهایی که هیچ پشتوانه مادی و معنوی نخواهید داشت ، برنامه ریزی کنید. این احتمال را بدهید که ممکن است همیشه اوضاع بر وفق مراد نباشد، پس از هم اکنون و پیش از این که دیر شود به فکر چاره باشید.
سعیده کافی