حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خانم زارع معمولا گویندگان دوست دارند در تلویزیون باشند چه شد شما از سیما به صدا آمدید؟
من کار اجرا را دوست دارم و فرقی نمیکند این اجرا با تصویر باشد یا بدون تصویر، من حس مسوولیت کار برایم مهم است تا آنجا که من هیچگاه بدون مطالعه و اشراف به موضوع بحث پشت میکروفون نمیروم یادم میآید که در برنامه ناباروری شبکه یک من آنقدر درباره این موضوع تحقیق کردم و با آمادگی با کارشناس برنامه صحبت میکردم که بعضی از شنوندگان طی تماس با برنامه شماره مطب مرا میخواستند! ولی به هر حال چند سال پیش آقای دکتر خجسته معاون صدا سیاستی را اتخاذ کردند که گویندگان رادیو نمیتوانستند در تلویزیون فعالیت کنند و من به دلیل فضای کار راحت و امنیت شغلی که در رادیو وجود دارد رادیو را انتخاب کردم.
منظورتان این است که در تلویزیون امنیت شغلی وجود ندارد؟
به اندازه رادیو نه، در تلویزیون بعد از اتمام یک برنامه گوینده بیکار میشود تا زمانی که یک تهیهکننده دیگر او را برای برنامهاش انتخاب کند و این در حالی است که امکان دارد گوینده چند ماه بیکار باشد و حالا این گوینده اگر استخدام رسمی نباشد وضعیت معیشتی او چه میشود خدا داند! ولی در رادیو این طور نیست اگر خوب کار کند و وظیفهشناس باشد هیچ مشکلی برایش پیش نمیآید و همیشه برنامه دارد و من با این استدلال رادیو را انتخاب کردم.
رادیو سلامت چه ویژگیای برای شما داشت؟
ما در رادیو فقط در یک شبکه میتوانیم گویندگی کنیم و من از آنجا که کمک و خدمت به مردم را بسیار دوست دارم و رادیو سلامت به درد و مشکلات مردم میپردازد و آنها را در جهت حفظ سلامتی و درمان یاری میدهد این شبکه را انتخاب کردم تا به بالاترین درجه رضایت شغلی که همان خدمت به مردم است برسم.
صدا و نوع اجرای شما بسیار آرام و دلنشین است و تعدادی از شنوندگان میگفتند خانم زارع با صدایش انرژی مثبت میدهد خودتان با توجه به صدایتان کار میکنید چه نوع برنامهای مناسب شماست.
من فکر میکنم به دلیل شاخصههایی که صدایم دارد مناسب موضوعات علمی، فرهنگی و مخصوص ادبی است و اصلا مناسب برنامههای طنز و شاد نیست.
خوب کمی از برنامههایتان بگویید؟
من در حال حاضر 2 برنامه را گویندگی میکنم: برنامه پرستاری در خانه و برنامه موفقیت در تحصیل، برنامه پرستاری در خانه که خودم آن را سردبیری میکنم به موضوع پرستاری افراد بیمار توسط خانوادههای آنها میپردازد و برنامه موفقیت در تحصیل به روند تربیت فرزندان از دوران کودکی و چگونگی بازیاب تربیت آنها در طول زندگیشان میپردازد. این برنامه بسیار مورد توجه قرار گرفته و با اینکه زمان برنامه زیادتر شده ولی بسیاری از خانوادهها طی تماس با برنامه درخواستCD برنامه را میکنند.
چه شد که از گویندگی به سردبیری هم رسیدید؟
من از طریق یکی از دوستان مطلع شدم پسری در یکی از روستاهای همدان براثر بیماری دچار زخم بستر شده و وقتی ما برای عیادت آن پسر رفتیم متوجه شدیم که زخم بسترهای او که بسیار هم عمیق بود براثر بیاطلاعی خانواده او از مسائل پزشکی بود. در آنجا تصمیم گرفتم برنامهای با این موضوع بسازم چراکه معمولا خانوادههای افراد بیمار در مورد پرستاری از آنها آگاهی ندارند و نمیدانند فرد ترخیص شده از بیمارستان دارای چه نیازهایی است که به روند درمان او کمک کند.
ارتباط من با مخاطبان هیچگاه یک سویه نبوده من از طریق این ارتباط انرژی میفرستم و عشق را ضمیمه کارم میکنم
داروهای تجویز شده از سوی پزشکان معمولا 50 درصد از مرحله درمان است و پرستاری صحیح و اصولی و تامین نیازهای روحی مابقی درمان است که ما از طریق برنامه و توسط کارشناسان که همگی پرستاران ارشد و عضو هیات علمی دانشگاهها هستند به زبانی ساده به آنها در این مورد آگاهی میدهیم.
معمولا هدایت برنامه از اتاق فرمان برعهده سردبیر است شما چگونه میتوانید هم زمان هم گویندگی کنید هم سردبیری؟
چون برنامه تولیدی است من قبلا نوارهای گزارش را گوش میکنم و موضوع برنامه را دستهبندی و زمانبندی میکنم و نوارها را از قبل ورود به استودیو روی دستگاه گذاشته و در حین گویندگی! کارشناسی زمان برنامه را نیز در نظر گرفته و از استودیو با دست به تهیهکننده اشاره میکنم که کدام گزارش را پخش نماید.
کار سردبیری مشکلتر است یا گویندگی؟
مسوولیت سردبیری بیشتر است. گوینده معمولا یک متن آماده شده را میخواند و در کنار کارشناس به گویندگی میپردازد. اما حوزه کاری سردبیر متفاوت است چراکه باید به تمام موضوعات برنامه اعم از زمان کارشناسی، زمان گزارش، محور برنامه و... نظارت داشته باشد.
زمانی که به برنامه شما دادهاند مناسب است؟
وقت برنامه خوب است ولی اگر در هفته 2 بار اجرا میشد بهتر بود.
نظر خودتان نسبت به نوع اجرایتان؟
من به دلیل نوع اجرا که آرامش را در کارم حفظ میکنم و احساس مسوولیت و عشقی که تواما با هم دارم فکر میکنم به شکرانه خدا تا به حال برنامههایم موفق بود.
چطور میشود عشق را از طریق دستگاه فرستنده و گیرنده منتقل کرد؟
ارتباط من با مخاطبان هیچگاه یک سویه نبوده من از طریق این ارتباط انرژی میفرستم و عشق را ضمیمه کارم میکنم مسلما شنوندگان صبحتهایی که از ته دل برآید را درک میکنند در غیراین صورت برنامه ما بینتیجه بود آنها همان انرژی را به من میفرستند که همان ارتباط با برنامه است.
شما به عنوان یک گوینده چقدر دخل و تصرف در مطالب نوشته شده دارید؟
من معمولا به دلیل تجربیاتی که در این چند سال در کار اجرا کسب کردهام میتوانم تشخیص دهم که مطالب چقدر میتواند بیان شود و چه مقدار به آن میتوان افزود و یا کسر کرد و تا به حال هم پیش نیامده که من تغییراتی در متن بدهم و سردبیر معترض باشد چراکه یک گوینده بعد از سالها چارچوب کار را میشناسد.
با توجه به رشته تحصیلیتان که علوم سیاسی است چطور به برنامههای پزشکی متمایل شدید؟
فکر میکنم بعد از 16 سال پرداختن به برنامههای پزشکیآنقدر اطلاعات داشته باشم تا از موضوع بحث عقب نمانم. فکرش را بکنید که در هر برنامه چند تا موضوع به اطلاعات یک مجری اضافه شود. بعد از چند سال چه حجم عظیمی از اطلاعات به ذهن وارد شده است. ضمن این که خودم هم به مطالعه بحثهای پزشکی علاقهمندم.
یک خاطره کاری؟
در یکی از برنامههای در رادیو پیام لحظه سال تحویل بود که من از آنجا عید را به پدرم تبریک گفتم و با کلام سرتعظیم در برابر تمام پدر و مادرها فرود آوردم و درباره احترام به پدر و مادرها مطالب زیادی گفتم از اتاق فرمان با گوشی به من اطلاع دادند که یک پدری میخواهد فقط با شما صحبت کند و من به بیرون استودیو رفتم و آن آقا با گریه گفت همسر و فرزندانم مرا ترک کردند و من به پشت میکروفون آمدم و گفتم پدر و مادرهای عزیز محبت به فرزندانتان را از طریق احترام به بزرگترها و والدینتان یاد دهید. اگر شما هر محبتی را در دل فرزندانتان بکارید در ایام پیری همان را از دلشان درو میکنید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....